سال نو فرا رسید . سالی که احتمالا فراز و نشیبهای بسیاری رادر آن خواهیم یافت و سالی را پشت سر نهادیم که در آن باید بسیار بیشتر از این تامل و کنجکاوی نمود .
بسیاری معتقدند که جو یک جامعه را تک تک آن انسانهایی که در آن زندگی میکنند رقم میزنند و حال و روز آنرا باید از زبان همان مردمان یافت و از هما نها پرسشگر و پاسخگو بود ! این نکته مهم را من بسیار پر جاذبه یافتم و اصلا به نوعی تنها راه کاره عمل .
در سال جدید تحولات جدیدی را خواهیم یافت اما به نفعمان یا ؟ چرا در سال جدید باید جشن گرفت ؟ چرا در سال نو باید نو شد ؟ آیا این هم همه و دلخوشی های ما مردمان ارزش این همه دنیا پرستی و دنیا سالاری را دارد ؟
بازهم سال جدید شد و بازهم شلوغی و دغدغه آخر چرا ؟ آیا این همه ظواهر و دنیا طلبی برای ما ارزشش را همچنان حفظ کرده ؟
سنت ها تا چه اندازه برای ما راه گشایند وتا چه اندازه ایده ال ؟
بگذریم به قول معروف در آن شهریکه از دست کور عصا میدزدند من از خوش باوری محبت جستجو کردم ؟!؟ صحبت از سال نو شد و این کلمه نو فقط برای ما رنگ و بوی جدید شدن ارقام تقویممان را دارد و فقط ظواهرمان را بیاراییم و کمی به جسممان برسیم و از تعطیلات لذتی ببریم و کیف و حال را به هر چیز مقدم شماریم و بس !
اینست سال نو بهار نو و تقویم نو . کمی بفکره خودمان باشیم البته تمام صحبتهای قبلی هم برای خودمان بود ولی منظور از خودمان نفس خودمان و قلب و روح و تفکرات و اعتقادات خودمان است نه آن چیزها ! چرا اعتقادات باید یکبار برای ما تداعی شود و یکبار برای همیشه در سر ما فرو رود گویی که بر سنگ خارا هک شده ودیگر قابل ویرایش و تصحیح یا ترجمه ای صحیحتر از آن نیست . چرا تفکرات ما باید گنگ وبسته همچون ماهی قرمز کوچکی که در اقیانوسی بسر میبرد و هر چه میداند از آن است و همه کسانی که میشناسد در زیر همان آب های خروشان بسر میبرند باید در دنیای امروزه قفسی بزرگ برای ما کوچک اندیشان باشد ؟
اما همان ماهی وقتی جهش میکند و به گفته پدرانش که همواره به او یک نواختی و اطاعت بی چون و چرا پیشنهاد میکردند و دیگر ترس را کنار میگذارد و از حد و مرز خود فراتر میرود دیگر آن ماهی قرمز کوچک نیست ! اودیگر دنیای جدیدی را شناخته دیگر به زندگی هرچند بزرگ خویش که بسته و یک بعدی است نمینگرد او دیگر خود را دردنیای جدید و ناشناخته ای احساس میکند که هیچ از آن نمیشناسد ولی احساس مالکیت آنرا میکند و دیگر خود را وابسته به مسائل قدیمی نمیداند چرا چون از آب اقیانوس نوری را در سطح آب احساس کرده ! در آن سطح آب فقط ماهی های بزرگ میتوانند شنا کنند و حرکت ولی این ماهی قرمز دنباله نور را میگیرد و یکه و تنها به قول معروف دل خودرا به دریا میزند واز آب جهشی میکند و بیرون میپرد . آنوقت است که تازه نور واقعی خورشید را میبیند و احساس میکند و تازه آسمان عظیم آبی را مینگرد و تازه با سواحل زیبای خاکی بیرون از آب آشنا میشود که هرکدام برای خودشان دنیایی بزرگ محسوب میشوند .
حال ما از آن ماهی کوچک کمتریم ؟!؟
نه فقط اراده مان کم است _ دلبستگیها زیادتر است _ تفکراتمان در بنداست _ اعتقاداتمان بسته است و ... حال سخت است تا تکانی به خودمان دهیم و سخت است از تفکرات بعضا اکتسابی یا وراثتیمان بگذریم و توجه ای نو به آنها کنیم .
سال نو شده و دلها هنوز کهنه و شکسته ! سال نو شده و افکار هنوز پریشان و خراب وسال نو همیشه نو و جدید ودلها و افکار و اعنقادات ما همیشه کهنه و رسوا و گاهی تاریک و نگران کننده ؟!
سال جدید عمر جدید است و گذران سن ما_ پس چرا اینقدر بی تفاوت و بی مسئولیت ؟ سال نو بر عکس کسانی که فکر میکنند باید همراه با شادی و خوشحالی های بیمورد و مصنوعی باشد اتفاقا باید زنگ خطر و نگرانی ماباشد _ باید گریزی باشد برای باز بینی خود و سرمایه از دست رفته ای باشد برای تجربیات ما !
سال نو باید سر رسید عمری شود که مثلا در فلان سال چه کردم ؟ چه دیدم ؟ چه ساختم و چه ... درسال گذشته ما برای خودمان و آخرتمان (البته اگر اعتقاد داشته باشیم ) و زندگی دنیویمان چه کردیم و در سال گذشته چه آموختیم ؟ چرا و چگونه بودیم و...
سال جدید سال امیدواری است _ سال بینهایت انسانیت است _ سال گذر از بی عدالتی فردی است _ سال پیشرفت ما در همه زمینه ها و همه سطوح میباشد _ سال بخشش و بزرگی است و سال فرار از پستیها و اتحاد در راه حق ! سال نو برای ما تداعی کننده همه چیز است بغیر از همین مسائل ؟!؟
سال نو باید مبارزه با نفس و جهاد در راه انسانیت و شریعت ما باشد . سال نو باید مبارزه با ثروت اندوزان و قدرت مداران باشد . سال نو باید روشی نو و حرکتی نو را برای ما ره آورد باشد و باز هم سال نو باید احساس وظیفه شناسی و خردمندی مارا به تحرک درآورد و از پوچی و هر گونه دلبستگی به : دنیا _ ثروت _ مفام _ بی عدالتی _ بی انصافی _ بی اعتقادی _ نا هنجاری _ افزون طلبی _ تنزل گرایی و... آری و هموار باشد .
حالا انسان متوجه میشود که سال نو سال عیدی دادن و گرفتن _ دیدوبازدید آنچنانی _ شعر حافظ خواندن و... _ سفره هفت سین چیدن و دوره آن غیبت کردن _ به سفر اروپا و امریکا رفتن _ مکانی را یافتن برای خالی کردن عقده ها _ سرگرمی به ظواهر دنیوی و حتی صبح تا شب نماز عقب افتاده خواندن و... نیست و چقدر عقب افتاده ایم و چقدر زمانمان کم است و چقدر درگیر جزئیات و مسائل بی موردیم .
سال نو برای انسانی نو شدن است و نه برای انسانی عقب افتاده در سالی جدیدتر زیستن !؟
سال نو هزاران حرف دارد و صدها بحث و کنکاش اما وظیفه ما بسیار سنگین و مخاطره آمیز است و باید اینرا بدانیم که چقدر ارزش داریم و چقدر باید بر آن بیافزاییم ؟!؟ اینها شعار نیست و ایده ال بلکه واقعیت است و رئال . من به عنوان یک ایرانی متعصب به راه و شریعتم بیک حقایقی رسیده ام که شاید ده ها بزرگ و دانشمند هم نتوانسته باشند که آنها را درک نمایند ! به عنوان اطلاع رسانی به بعضی از دوستان آنوره آبی خودمان عرض میکنم که حال و روزه مملکتتان بسیار خراب است و این نه بعنوان یک منتقد بلکه بعنوان یک دوست ویک هم وطن اینرا میگویم که امروز در شرایطی که وضع سیاسی واقتصادی و فرهنگی مملکت بسیار بد و نابسامان است و هرج ومرج و نا هنجاری تمام مملکت را برداشته و قانون یکتا مرجع مبارزه کننده با تمامی مفاسد و تنها مرجع مسدود کننده جرایم نیز خود یک بازیچه ای برای قدرتمندان و ثروتمندان گشته است و دولت که مدعی جنبش اسلامی است و خودرا حامی اسلام مداران واقعی و روشنفکر اعلام کرده بنوعی سعی در از بین بردن و پراکنده کردن این بزرگواران رادارد و در این میا ن یک مشت سودجو و فرصت طلب که کاری جز اختشاش و درهم ریختگی شرایط ندارند در حال برنامه ریزی برای براندازی و از بین بردن راه شهدا و انسانهای بزرگ این مملکت هستند . از اینرو یک جو بسیار بد و شرایطی بسیار مهم و سخت بر جامعه سایه افکنده است و ابتذال فرهنگی ماهم که قربانش شوم روزبروز به بیراهه و پوچی مینگرد .
جو مذهبی هم که چند سالی است زیر ورو شده و در حال پوست انداختن میباشد و تمام عزیزانی که خود را پیرو خط آزادی و آرمان اندیشان این مملکت اعلام میکردند امروز بصورت رسمی یا غیر رسمی خود فروختگی و ابتذال خویش را مینگرند و آرام آرام از شهرت و محبوبیت دور می افتند .
سران مملکتی هم با اسرار و خواهش و تمنا مردم را به بیراهه و کج روی دعوت میکنند و سره آنان را با مسائلی مانند انتخابات _ فوتبال ایران با نا کجا آباد _ بروید تعطیلات را خوش بگذرانید _ امروز آب ارزون میشود و فردا نان گرون _ به بازنشستگان انقدر عیدی میرسه و بقیه انقدر و... گرم میکنند و مردم بیچاره و بعضا بی تعهد و بی رسالت و بی تفکر و کم سواد هم هر روز بنوعی خودشان به ریشه خودشان تیشه میزنند و با دستان خودشان زمینه های جهان سومی و عقب ماندگی خودشانرا فراهم میکنند !؟!
به هر شکل سال نو سال سختی است و باید راه حلی برای اجتناب از این مشکلات باشد و نقطه پایانی برای این کج رویها ! اما آیا اینچنین است ؟! آیا کارها درست میشود ؟ آیا روزگار ما در حال بهبودی است ؟ و...
ایران این خاک دلیران و این سرزمین پاکی و بزرگی و این سرزمین پیوسته با حقارت و ظلم و تنها مبدا جذب کینه و یکتا سرزمین پر ماجرا و دردسر همواره مهد آشوب و ماجراجویی بوده و مشکلات آن تمامی ندارد .
به هر گونه سال نو شروع میشود و هیچ اتفاقی نمی افتد و همه بدنبال مسائل خودشان هستند و این عشق و هنر و اعتقاد و تفکر است که به تاراج میرود واین احساس از بین رفتن و خرد شدن حقایق است و بس .
به هر شکل دنیا همواره به کام دنیا پرستان است و صاحبان زر و زور و تزویر اند که زندگی را به کام خودشان میبینند و اینست راه و رسم دنیا و دیگر کاریش نمیشود کرد . ببخشید بجای دادن روحیه و دادن اخبار و سخنان درست حسابی سرتان را با این حقایق درد آوردم و سال نو را به کام بعضی از دوستان تلخ کردم .
من هم پیشاپیش سال نو و بهار نو و جنبش نو را خدمت شما تبریک عرض میکنم و آرزوی سلامتی و شادکامی و تندرستی را از خداوند منان برای یکایک شما عزیزان همراه خواهانم و امیدوارم در این زمانه پست دلهایمان شاد و قلبهایمان مملو از احسان و نیکی باشد ودر این زمانه ای که دنیا به متفکران و آزادی خواهان واقعی و روشنفکران و نیک اندیشان و... وفا ندارد و زندگانی را به کام آنها سخت کرده است مجمعی از دارندگان فضل و صاحبان فکر و اندیشه و مستعدین این راه دوره هم جمع و این شعار تحقق یافته را از بین ببرند که میگوید : خوب بد است و بد خوب و تمام ارزشها مساوی شده با بی ارزشی و بی ارزشیها جای خود را به جایگاه ارزشها داده اند .
من یک مقاله ننوشته ام بلکه حرفهای دل خودمان است و هرگز به خودمان اجازه نمیدهیم که قلم بردست گیریم و اینچنین سخن پراکنی نماییم _ بلکه نظرمان ابراز عقاید است و تمام واگر مطالبی به نادرستی و بی ریشه و نسبتا بد بیان میشود از همین جا پوزش مارا پذیرا باشید . ( با صاحبان قلم و اندیشه !)
دوستان سال نو فردا می آید و شاید هم ساعاتی بعد ولی ما کاری به این پستی و بلندیها نداریم و منتظر بهار واقعی خواهیم ماند و صد البته انسان شاید در شرایط مختلف بد ترین بی حرمتیها و دشنامها و بی عدالتیها را پذیرا باشد و برایش قابل قبول ! اما اعتقادات و بنیانهای فکری و ریشه های ذاتی انسان خدشه پذیر نمیباشد و دیر یا زود ( بستگی به افراد دارد ) انسان واکنش نشان میدهد و اصلا برایش تعریف شده و قابل درک نمی باشد . ما ازهر چه بگذریم از رواج فساد _ بی بندباری _بی عدالتی _ بی حرمتی _ نامردمی _ بی لیاقتی و... مطمئنا از شرف و آبرو و تفکرات اصیلمان نخواهیم گذشت و اعتقادات انسان از هر مسئله ای مبرا میباشد .
این را نمیتوانیم تحمل کنیم و دم نزنیم و خود خوری کنیم !؟! با این مسئله کنار نمی آییم و این سال برای ما مبارزه با شرک خفی وتحقق شریعت محمدی است و راه ما همان راه پیروان الهی است وبس و همان خواهیم کرد که
کرد و همان را میفهمیم که بزرگان به ما توصیه نمودند و غیر ازآن هیچ .
باشد که ان شاا.. تمامی دشمنان این دین پاک و این شریعت بینظیر چه داخلی که بدترینها هستند و چه خارجی که حیلگر ترینهایند همه و همه به لطف یزدان باری تعالی نیست و نابود گردند و منافقین راه حق و حقیقت رسوا و نابود گردند انشاا...
------------------------------------------------------------------------------------>
به امید خدا سعی برآن داریم تا در مقالات بعدی و نوشته های آینده به مباحث مهم و زیشه ای اشاره نماییم که برخی از آنان میتواند مفاهیمی همچون : آیا اسلام دستخورده و دارای اشکال میباشد ؟
آیا قرآن کامل و بی عیب و خطاست ؟ دین و شریعت یعنی چه ؟ بررسی علل و شناسایی گروه های مخالف اسلام و مبارزان نفی این دین و ...
پس میکوشیم تا دراین راه قدم برداریم
* * * * *