تبليغاتX
Am system
با سلام به وبلاگ خبري - اجتماعي گروه ما خوش آمديد

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


بخش اخباره گروه ما
وبلاگ ویژه دکتر علی شریعتی
بخش ویژه گروه Am-System
اندیشکده اعتلای فرهتگی
عاشق ترین
هوادارانه تیم محبوب میلان
عشق حاصل از ایمان
یک میزان سکوت
وبلاگ علمی و دانشجویی
اف _ سی _ رئال مادرید و ...
معلم کمالی
ساغی مجنون
فن آوری در خدمت فرهنگ
اتحادیه و طرحی برای آریایی ها
حرف آخر ...
ملی و مذهبی ها ...
نهضت آزادی ایران
آزادی برای اکبر گنجی
خسرو ناقد ...؟
خواب و خوابگزاری در فرهنگ اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی رسا
پارس رزم - اولین سایت رزمی تخصصی ایران
کارنامه 2005 ايران در حقوق بشر
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
کلک خیال انگیز
سيب سبز
باشگاه اندیشه
فرهنگ نام و نام گزینی
:. پرده پندار .:
لینکستان 118


 
 
 سال نو بهار نو و تفکر نو مبارک
2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 مسابقه !
                   در مسابقه بخت آزمایی و تفکر درونی ما شرکت کنید

                              چیزی را از دست نخواهید داد ! هیچ چیز!؟! هیچ ...

 

                            www.Am-System.Blogsky.Com

                                                    

                                            

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 نوروز نامه
 

سلامی دوباره به پیشگاه شما همراهان عزیز

سال نو فرا رسید . سالی که احتمالا فراز و نشیبهای بسیاری رادر آن خواهیم یافت و سالی را پشت سر نهادیم که در آن باید بسیار بیشتر از این تامل و کنجکاوی نمود .

بسیاری معتقدند که جو یک جامعه را تک تک آن انسانهایی که در آن زندگی میکنند رقم میزنند و حال و روز آنرا باید از زبان همان مردمان یافت و از هما نها پرسشگر و پاسخگو بود ! این نکته مهم را من بسیار پر جاذبه یافتم و اصلا به نوعی تنها راه کاره عمل .

در سال جدید تحولات جدیدی را خواهیم یافت اما به نفعمان یا ؟ چرا در سال جدید باید جشن گرفت ؟ چرا در سال نو باید نو شد ؟ آیا این هم همه و دلخوشی های ما مردمان ارزش این همه دنیا پرستی و دنیا سالاری را دارد ؟

بازهم سال جدید شد و بازهم شلوغی و دغدغه آخر چرا ؟ آیا این همه ظواهر و دنیا طلبی برای ما ارزشش را همچنان حفظ کرده ؟

سنت ها تا چه اندازه برای ما راه گشایند وتا چه اندازه ایده ال ؟

بگذریم به قول معروف در آن شهریکه از دست کور عصا میدزدند من از خوش باوری محبت جستجو کردم ؟!؟ صحبت از سال نو شد و این کلمه نو فقط برای ما رنگ و بوی جدید شدن ارقام تقویممان را دارد و فقط ظواهرمان را بیاراییم و کمی به جسممان برسیم و از تعطیلات لذتی ببریم و کیف و حال را به هر چیز مقدم شماریم و بس !

اینست سال نو بهار نو و تقویم نو . کمی بفکره خودمان باشیم البته تمام صحبتهای قبلی هم برای خودمان بود ولی منظور از خودمان نفس خودمان و قلب و روح و تفکرات و اعتقادات خودمان است نه آن چیزها ! چرا اعتقادات باید یکبار برای ما تداعی شود و یکبار برای همیشه در سر ما فرو رود گویی که بر سنگ خارا هک شده ودیگر قابل ویرایش و تصحیح یا ترجمه ای صحیحتر از آن نیست . چرا تفکرات ما باید گنگ وبسته همچون ماهی قرمز کوچکی که در اقیانوسی بسر میبرد و هر چه میداند از آن است و همه کسانی که میشناسد در زیر همان آب های خروشان بسر میبرند باید در دنیای امروزه قفسی بزرگ برای ما کوچک اندیشان باشد ؟

اما همان ماهی وقتی جهش میکند و به گفته پدرانش که همواره به او یک نواختی و اطاعت بی چون و چرا پیشنهاد میکردند و دیگر ترس را کنار میگذارد و از حد و مرز خود فراتر میرود دیگر آن ماهی قرمز کوچک نیست ! اودیگر دنیای جدیدی را شناخته دیگر به زندگی هرچند بزرگ خویش که بسته و یک بعدی است نمینگرد او دیگر خود را دردنیای جدید و ناشناخته ای احساس میکند که هیچ از آن نمیشناسد ولی احساس مالکیت آنرا میکند و دیگر خود را وابسته به مسائل قدیمی نمیداند چرا چون از آب اقیانوس نوری را در سطح آب احساس کرده ! در آن سطح آب فقط ماهی های بزرگ میتوانند شنا کنند و حرکت ولی این ماهی قرمز دنباله نور را میگیرد و یکه و تنها به قول معروف دل خودرا به دریا میزند واز آب جهشی میکند و بیرون میپرد . آنوقت است که تازه نور واقعی خورشید را میبیند و احساس میکند و تازه آسمان عظیم آبی را مینگرد و تازه با سواحل زیبای خاکی بیرون از آب آشنا میشود که هرکدام برای خودشان دنیایی بزرگ محسوب میشوند .

حال ما از آن ماهی کوچک کمتریم ؟!؟

نه فقط اراده مان کم است _ دلبستگیها زیادتر است _ تفکراتمان در بنداست _ اعتقاداتمان بسته است و ... حال سخت است تا تکانی به خودمان دهیم و سخت است از تفکرات بعضا اکتسابی یا وراثتیمان بگذریم و توجه ای نو به آنها کنیم .

سال نو شده و دلها هنوز کهنه و شکسته ! سال نو شده و افکار هنوز پریشان و خراب وسال نو همیشه نو و جدید ودلها و افکار و اعنقادات ما همیشه کهنه و رسوا و گاهی تاریک و نگران کننده ؟!

سال جدید عمر جدید است و گذران سن ما_ پس چرا اینقدر بی تفاوت و بی مسئولیت ؟ سال نو بر عکس کسانی که فکر میکنند باید همراه با شادی و خوشحالی های بیمورد و مصنوعی باشد اتفاقا باید زنگ خطر و نگرانی ماباشد _ باید گریزی باشد برای باز بینی خود و سرمایه از دست رفته ای باشد برای تجربیات ما !

سال نو باید سر رسید عمری شود که مثلا در فلان سال چه کردم ؟ چه دیدم ؟ چه ساختم و چه ... درسال گذشته ما برای خودمان و آخرتمان (البته اگر اعتقاد داشته باشیم ) و زندگی دنیویمان چه کردیم و در سال گذشته چه آموختیم ؟ چرا و چگونه بودیم و...

سال جدید سال امیدواری است _ سال بینهایت انسانیت است _ سال گذر از بی عدالتی فردی است _ سال پیشرفت ما در همه زمینه ها و همه سطوح میباشد _ سال بخشش و بزرگی است و سال فرار از پستیها و اتحاد در راه حق ! سال نو برای ما تداعی کننده همه چیز است بغیر از همین مسائل ؟!؟

سال نو باید مبارزه با نفس و جهاد در راه انسانیت و شریعت ما باشد . سال نو باید مبارزه با ثروت اندوزان و قدرت مداران باشد . سال نو باید روشی نو و حرکتی نو را برای ما ره آورد باشد و باز هم سال نو باید احساس وظیفه شناسی و خردمندی مارا به تحرک درآورد و از پوچی و هر گونه دلبستگی به : دنیا _ ثروت _ مفام _ بی عدالتی _ بی انصافی _ بی اعتقادی _ نا هنجاری _ افزون طلبی _ تنزل گرایی و... آری و هموار باشد .

حالا انسان متوجه میشود که سال نو سال عیدی دادن و گرفتن _ دیدوبازدید آنچنانی _ شعر حافظ خواندن و... _ سفره هفت سین چیدن و دوره آن غیبت کردن _ به سفر اروپا و امریکا رفتن _ مکانی را یافتن برای خالی کردن عقده ها _ سرگرمی به ظواهر دنیوی و حتی صبح تا شب نماز عقب افتاده خواندن و... نیست و چقدر عقب افتاده ایم و چقدر زمانمان کم است و چقدر درگیر جزئیات و مسائل بی موردیم .

سال نو برای انسانی نو شدن است و نه برای انسانی عقب افتاده در سالی جدیدتر زیستن !؟

سال نو هزاران حرف دارد و صدها بحث و کنکاش اما وظیفه ما بسیار سنگین و مخاطره آمیز است و باید اینرا بدانیم که چقدر ارزش داریم و چقدر باید بر آن بیافزاییم ؟!؟ اینها شعار نیست و ایده ال بلکه واقعیت است و رئال . من به عنوان یک ایرانی متعصب به راه و شریعتم بیک حقایقی رسیده ام که شاید ده ها بزرگ و دانشمند هم نتوانسته باشند که آنها را درک نمایند ! به عنوان اطلاع رسانی به بعضی از دوستان آنوره آبی خودمان عرض میکنم که حال و روزه مملکتتان بسیار خراب است و این نه بعنوان یک منتقد بلکه بعنوان یک دوست ویک هم وطن اینرا میگویم که امروز در شرایطی که وضع سیاسی واقتصادی و فرهنگی مملکت بسیار بد و نابسامان است و هرج ومرج و نا هنجاری تمام مملکت را برداشته و قانون یکتا مرجع مبارزه کننده با تمامی مفاسد و تنها مرجع مسدود کننده جرایم نیز خود یک بازیچه ای برای قدرتمندان و ثروتمندان گشته است و دولت که مدعی جنبش اسلامی است و خودرا حامی اسلام مداران واقعی و روشنفکر اعلام کرده بنوعی سعی در از بین بردن و پراکنده کردن این بزرگواران رادارد و در این میا ن یک مشت سودجو و فرصت طلب که کاری جز اختشاش و درهم ریختگی شرایط ندارند در حال برنامه ریزی برای براندازی و از بین بردن راه شهدا و انسانهای بزرگ این مملکت هستند . از اینرو یک جو بسیار بد و شرایطی بسیار مهم و سخت بر جامعه سایه افکنده است و ابتذال فرهنگی ماهم که قربانش شوم روزبروز به بیراهه و پوچی مینگرد . ( هر چه بگندد نمکش میزنند وای بر آنروز که بگندد نمک )

جو مذهبی هم که چند سالی است زیر ورو شده و در حال پوست انداختن میباشد و تمام عزیزانی که خود را پیرو خط آزادی و آرمان اندیشان این مملکت اعلام میکردند امروز بصورت رسمی یا غیر رسمی خود فروختگی و ابتذال خویش را مینگرند و آرام آرام از شهرت و محبوبیت دور می افتند .

سران مملکتی هم با اسرار و خواهش و تمنا مردم را به بیراهه و کج روی دعوت میکنند و سره آنان را با مسائلی مانند انتخابات _ فوتبال ایران با نا کجا آباد _ بروید تعطیلات را خوش بگذرانید _ امروز آب ارزون میشود و فردا نان گرون _ به بازنشستگان انقدر عیدی میرسه و بقیه انقدر و... گرم میکنند و مردم بیچاره و بعضا بی تعهد و بی رسالت و بی تفکر و کم سواد هم هر روز بنوعی خودشان به ریشه خودشان تیشه میزنند و با دستان خودشان زمینه های جهان سومی و عقب ماندگی خودشانرا فراهم میکنند !؟!

به هر شکل سال نو سال سختی است و باید راه حلی برای اجتناب از این مشکلات باشد و نقطه پایانی برای این کج رویها ! اما آیا اینچنین است ؟! آیا کارها درست میشود ؟ آیا روزگار ما در حال بهبودی است ؟ و...

ایران این خاک دلیران و این سرزمین پاکی و بزرگی و این سرزمین پیوسته با حقارت و ظلم و تنها مبدا جذب کینه و یکتا سرزمین پر ماجرا و دردسر همواره مهد آشوب و ماجراجویی بوده و مشکلات آن تمامی ندارد .

به هر گونه سال نو شروع میشود و هیچ اتفاقی نمی افتد و همه بدنبال مسائل خودشان هستند و این عشق و هنر و اعتقاد و تفکر است که به تاراج میرود واین احساس از بین رفتن و خرد شدن حقایق است و بس .

به هر شکل دنیا همواره به کام دنیا پرستان است و صاحبان زر و زور و تزویر اند که زندگی را به کام خودشان میبینند و اینست راه و رسم دنیا و دیگر کاریش نمیشود کرد . ببخشید بجای دادن روحیه و دادن اخبار و سخنان درست حسابی سرتان را با این حقایق درد آوردم و سال نو را به کام بعضی از دوستان تلخ کردم .

من هم پیشاپیش سال نو و بهار نو و جنبش نو را خدمت شما تبریک عرض میکنم و آرزوی سلامتی و شادکامی و تندرستی را از خداوند منان برای یکایک شما عزیزان همراه خواهانم و امیدوارم در این زمانه پست دلهایمان شاد و قلبهایمان مملو از احسان و نیکی باشد ودر این زمانه ای که دنیا به متفکران و آزادی خواهان واقعی و روشنفکران و نیک اندیشان و... وفا ندارد و زندگانی را به کام آنها سخت کرده است مجمعی از دارندگان فضل و صاحبان فکر و اندیشه و مستعدین این راه دوره هم جمع و این شعار تحقق یافته را از بین ببرند که میگوید : خوب بد است و بد خوب و تمام ارزشها مساوی شده با بی ارزشی و بی ارزشیها جای خود را به جایگاه ارزشها داده اند .

من یک مقاله ننوشته ام بلکه حرفهای دل خودمان است و هرگز به خودمان اجازه نمیدهیم که قلم بردست گیریم و اینچنین سخن پراکنی نماییم _ بلکه نظرمان ابراز عقاید است و تمام واگر مطالبی به نادرستی و بی ریشه و نسبتا بد بیان میشود از همین جا پوزش مارا پذیرا باشید . ( با صاحبان قلم و اندیشه !)

دوستان سال نو فردا می آید و شاید هم ساعاتی بعد ولی ما کاری به این پستی و بلندیها نداریم و منتظر بهار واقعی خواهیم ماند و صد البته انسان شاید در شرایط مختلف بد ترین بی حرمتیها و دشنامها و بی عدالتیها را پذیرا باشد و برایش قابل قبول ! اما اعتقادات و بنیانهای فکری و ریشه های ذاتی انسان خدشه پذیر نمیباشد و دیر یا زود ( بستگی به افراد دارد ) انسان واکنش نشان میدهد و اصلا برایش تعریف شده و قابل درک نمی باشد . ما ازهر چه بگذریم از رواج فساد _ بی بندباری _بی عدالتی _ بی حرمتی _ نامردمی _ بی لیاقتی و... مطمئنا از شرف و آبرو و تفکرات اصیلمان نخواهیم گذشت و اعتقادات انسان از هر مسئله ای مبرا میباشد .

این را نمیتوانیم تحمل کنیم و دم نزنیم و خود خوری کنیم !؟! با این مسئله کنار نمی آییم و این سال برای ما مبارزه با شرک خفی وتحقق شریعت محمدی است و راه ما همان راه پیروان الهی است وبس و همان خواهیم کرد که استاد شهید دکتر شریعتی کرد و همان را میفهمیم که بزرگان به ما توصیه نمودند و غیر ازآن هیچ .

باشد که ان شاا.. تمامی دشمنان این دین پاک و این شریعت بینظیر چه داخلی که بدترینها هستند و چه خارجی که حیلگر ترینهایند همه و همه به لطف یزدان باری تعالی نیست و نابود گردند و منافقین راه حق و حقیقت رسوا و نابود گردند انشاا...

------------------------------------------------------------------------------------>

به امید خدا سعی برآن داریم تا در مقالات بعدی و نوشته های آینده به مباحث مهم و زیشه ای اشاره نماییم که برخی از آنان میتواند مفاهیمی همچون : آیا اسلام دستخورده و دارای اشکال میباشد ؟

آیا قرآن کامل و بی عیب و خطاست ؟ دین و شریعت یعنی چه ؟ بررسی علل و شناسایی گروه های مخالف اسلام و مبارزان نفی این دین و ...

                                   پس میکوشیم تا دراین راه قدم برداریم

                                                  * * * * *

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 با اجازه !
دوستان و یارانه همراه  ما را با نو کیسگان و اهل بگیرو ببند کاری نیست اما به منظوره ابراز علایق و احساسات و همینطور ایجاد فضای نقد و نظر و ازهمه مهمتر آزادی بیان و اندیشه را سرلوحه قرار دادن به این مهم جامه عمل پوشاندیم . لطفا نظرات ـ پیشنهادات و انتظارات خود را پیوست نمایید .

از دوستان تازه وارد نیز درخواست میشود بر روی وبلاگ پیامهای خود را بگذارند تا زودتر به صحبت هاشان جواب داده شود .

آقای آیدین.م من نامه شما رامطالعه کردم بسیار جالب بود ولی جامع نبود !

دکتر نعمتی عزیز ـ ما با رسالت و همگامی شما کاری نداریم ولی !؟ اگر میشود کمی به اصل نظراتتان رجوع نمایید آنوقت متوجه نکات مخصوص پروفسور آشکتلی میشوید .

سلام مارا پذیرا باشید سرکار خانم رضایی . ماهم از این وضعیت نابسامان گلایه مندیم . شما هم به سایت اینترنتی ذکر شده خود را معرفی نمایید.

                                 با تشکر فراراوان از محبت شما خوبان

مقاله بعدی ان شاا.. سال نو و فضای نو

                                                       **************

به نام خدا



هموطنان عزیز:

درحالی که صاحبان قدرت و وابستگان به حاکمان انتصابی کوشش دارند مردم را به پیش بازیهای انتخابات ریاست جمهوری سرگرم کنند، کشور ما از لحاظ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، یکی از سخت ترین دوره‌های بحرانی حیات تاریخی خود را می‌گذراند. امروز در اثر سیاست‌های تنش آفرین حکومت ایران با جهانیان، منافع ما ایرانیان در عرصه بین المللی از هر سو مورد خدشه قرار گرفته است.

تهدید هویت تاریخی و تمامیت ارضی و منافع ملی کشور با انتشار نقشه ارمنستان بزرگ در روزهای اخیر، نقشه آذربایجان گسترش داده شده (شامل "اران"، جمهوری آذربایجان و آذربایجان تاریخی ایران)، سد ساختن صدور نفت آسیای مرکزی و حوزه دریای مازندران از راه ایران، مانع تراشی در احداث خط صدور گاز ایران به هندوستان از مسیر پاکستان، بهره برداری گسترده قطر از منابع نفت و گاز مشترک در خلیج فارس و کاهش نفوذ ایران بر بخش عمده منابع این پهنه آبی، تشویق امارات در طرح ادعاهای واهی نسبت به جزیره‌های سه گانه همیشه ایرانی خلیج فارس، عدم پذیرش درخواستهای بحق ایران در مراجع بین المللی از جمله عضویت در سازمان تجارت جهانی و دبیرکلی اوپک که حق مسلم ایران است، عدم فروش هواپیماهای ایرباس به ایران و ایجاد جو بی اعتمادی و حساسیت بین المللی نسبت به دستیابی ایران به تکنولوژی هسته ای، تنها بخش کوچکی از خدشه بر منافع ملی ما در عرصه بین المللی است. این سیاست خارجی دشمن ساز که بشدت از انتقال تکنولوژی‌های حیاتی به کشور، رشد افتصادی و تعامل هدفمند اقتصادی، صنعتی و فرهنگی ایران با جهان جلوگیری کرده، به سود کیست؟ تداوم عقب ماندن اقتصادی، صنعتی و علمی ایران چه کسانی را آسوده خاطر می‌سازد؟

ملت ایران در آغاز بیست و هفتمین سال انقلاب خود که با نوید استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی تحقق یافت، با بسیاری نابسامانی‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دست به گریبان است. بیش از ربع قرن بی توجهی به تاریخ، ادب، فرهنگ و تمدن ایران زمین و آثار و مفاخر ملی آن، گروهی پرشمار از مردم ایران، بویژه جوانان را از دلبستگی عاطفی به محیط طبیعی و بوم و بر کشور خود دور و ناامید از آینده دستخوش سرخوردگی نموده و بخش قابل توجهی را در سقوط اخلاقی و اعتیاد، گرفتار اوهام و فرار از خود و واقعیت‌ها ساخته است. رواج مصرف قرص‌های خیال انگیز، برخوردهای گسترده فیزیکی در خیابانها، بیش از پنج میلیون پرونده اختلافات شخصی، ملکی و جنایی در دادگستری، ١٤٦ هزار کشته و مصدوم حوادث رانندگی تنها در شش ماه اول سال جاری، خودکشی گروه پرشماری از دانش آموزان دبیرستانی تنها در تهران و چندین هزار خودکشی زنان و جوانان، بویژه در استانهای محروم کشور، انباشته شدن زندانها با بیش از یکصدهزار نفر ساکن دائمی با بیش از شصت درصد معتاد و مبتلا به بیماریهای گوناگون، رسیدن شمار افراد در گیر اعتیاد کشور به بیش از یازده میلیون نفر و فزونی یافتن آلوده شدگان به بیماری ایدز به چندین ده هزار نفر، گسترش شمار کارتن خوابان و کودکان خیابانی، یخ زده شدن دهها نفر از آنان در شبهای سرد و یخبندان اخیر، رسیدن حجم قاچاق کالا به مرز پانزده میلیارد دلار، فرار سرمایه‌ها و مغزها از کشور، بیکاری دائمی دستکم یک پنجم جمعیت در سن کار و یک سوم جوانان در سن‌های بیست تا سی و پنج سال بویژه زنان تحصیلکرده جوان در شهرها، عقب افتادن سن ازدواج برای جوانان در اثر بیکاری و فقر که به مجرد ماندن همیشگی زنان جوان و رواج فساد انجامیده، خالی شدن دستکم یک چهارم روستاهای کشور از سکنه، رواج فساد اخلاق، بویژه در میان نوکیسگان و اطرافیان برخی از قبضه کنندگان قدرت و مقام، در معرض فروش و سوء استفاده قراردادن زنان و جوانان ایرانی در کشورهای خارج، رواج دزدی، چاقوکشی، قتل و تجاوزات جنسی در کشور، تنها شمه‌ای از نا بسامانی‌ها و عدم تعادل‌های اجتماعی و فرهنگی است که اخلاق و فرهنگ خانواده اصیل ایرانی ما را تهدید می‌کند و در آستانه انحطاط جبران ناپذیری قرارداده است.


درحالی که ملت همیشه سخت کوش ایران، فرهنگیان، دانشگاهیان، پزشكان، پرستاران، فعالان بخش خصوصی، بازاریان، کشاورزان، دامداران، صیادان، کارگران، صنعتگران و کارکنان شریف دولت، درتلاش معاش و حفظ و سربلندی خانواده و کشور خویش همیشه تلاشی ستایش آمیز داشته‌اند و طبیعت نیز در سالهای اخیر نهایت مساعدت را داشته است، درحالی که بهره برداری از منابع طبیعی و ثروت خداداد کشور با نهایت شدت و بی حد و حساب ادامه داشته است، در حالی که درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت و فرآورده‌های صنعتی و کشاورزی از مرز پانصد میلیارد دلار در دوران پس از انقلاب گذشته و انرژی تقریبا رایگان در اختیار همه بخشهای اقتصاد ایران قرار داشته است، عملکرد واقعی اقتصاد ایران نامتناسب با امکانات، در هیجده سال اول انقلاب (تا سال ١٣٧٥) سالانه فقط حدود ٣/١ درصد، و در هشت سال اخیر به طور میانگین حدود ٥/٢ درصد بوده است. با توجه به حدود دوبرابر شدن جمعیت کشور در دوران پس از انقلاب، درآمد سرانه مردم ایران در سال ١٣٨٢ برابر ١٦٧٧ دلار(به نرخ روز) ، یعنی ٤٩٤ دلار یا ٣٠% کمتر از درآمد سرانه مردم در سال ١٣٥٦ اعلام شده است. ناتوانی حکومت در تبدیل امکانات و درآمدهای ارزی و ریالی به سرمایه گذاریهای تولیدی و فزاینده که حاصل آن عدم ایجاد اشتغال مناسب و کافی برای جوانان و بهبود سطح زندگی همگانی است، از فساد و سوء استفاده از امکانات کشور توسط بنیادها و نهادهای وابسته به حکومتگران بدون دادن مالیات، و از هم گسیختگی و انضباط تولید و کار، از رواج اسراف و سورچرانی در جامعه، از ایجاد جو دلمردگی و حرمان زدگی در کشور، از تشویق تعطیلات ضد تولید و کار و خشکاندن ریشه شادی و سرافرازی در مردم سرچشمه می‌گیرد، که حاصل آن سقوط بهره وری و کارآیی عوامل تولید به سطح منفی است.

رشد اقتصادی اعلام شده توسط منابع رسمی، که بخشی از آن می‌تواند واقعییت داشته باشد، در بسیاری از موارد ناشی از افزایش بهای نفت و بالا رفتن درآمدهای نفتی، از دو ونیم برابر شدن واردات نسبت به سال ١٣٧٦ (بیش از ١٤ میلیارد دلار)، ازچهاربرابر شدن واردات قاچاق، ازسرمایه گذاری سودجویانه مخرب وغیرمولد مصرفی در ساختمانهای مجلل و تجاری، از تولید انحصاری و غیر رقابتی خودرو خفه کننده مردم در مراکز شهری که حاصل آن جز فروبردن حدود ٥٠ درصد جمعیت به زیر خط فقر در شرایط تورمی شدید و تمرکز ثروت‌های عظیم در داخل و خارج از کشور در دست عده‌ای اندک (کمتر از دو درصد جمعیت کشور) بوده است.


و بالاخره، رشد قارچ مانند بدنه دولت و وجود بوروکراسی بشدت بیمار و دست و پا گیر- برخوردهای سرکوبگرانه حاکمیت با اندیشمندان، نویسندگان، رونامه نگاران، فعالان سیاسی و جنبش‌های پویای فعال دانشجويیی، همراه با پشتیبانی همه جانبه و تاسف بار قوه قضائیه - نادیده انگاشتن حقوق شهروندی برابر برای همه زنان و مردان و ایجاد ذهنیت بشدت منفی در شماری از هموطنان سخت کوش وابسته به تیره‌ها و اقوام گوناگون ایرانی، بر اثر بی توجهی و فراهم نساختن امکانات و موجبات رشد و توسعه اقتصادی برابر درآن مناطق، عدم ایجاد فرصتهای برابر برای آنها در راستای واگذاری مسئولیتهای اساسی در اداره کشور، پدیده نگران کننده ایست که بشدت همبستگی ملی ویکپارچگی کشوررا با خطر مواجه ساخته است.

هموطنان عزیز:

در این شرایط بحرانی و اوضاع و احوال نابسامان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، که می‌رود تا به استقلال و همبستگی ملی ما آسیب جدی وارد آورد، وظیفه ما چیست و راه بیرون رفت از این بحرانها که متضمن دوام و بقای میهن و خوشبختی و رفاه و سربلندی مردم ما باشد کدام است؟



امضاء کنندگان این بیانیه نه در سر خیال ایجاد ناامنی و آشوب دارند و نه در کف سلاحی برای براندازی. ما را آن قدر کیاست و عقل هست که تشخیص دهیم در شرایط امروزی کشور و منطقه هرگونه ناامنی و آشوب به زیان ملت تمام می‌شود و آن قدر تجربه اندوخته ایم که کشور را به ناکجا آبادی دیگر هدایت نکنیم.

ما بر این باور هستیم که جریان حکومتگر، با هدف حفظ انحصار قدرت با ایجاد نهادهای ضد مردم سالاری و بهره گرفتن از نهادهای انتصابی که در راس آن شورای نگهبان قراردارد، از یک سو مردم را از حق انتخاب شدن برای قبول خدمتگزاری عمومی و آزادی انتخابات محروم کرده، و از سوی دیگر با از بین بردن اصل اولیه شایسته سالاری، امور حکومتی جامعه را بدست کسانی سپرده است که بطور عمده فاقد صلاحیت علمی، تجربی، تعهد اجتماعی و مدیریت کارآ می‌باشند. نتیجه ملموس این عارضه و تسلط این تفکر بر امور کشور، به بن بست کشاندن جامعه و عاجز کردن دولت و حکومت در راه حل یابی برای مسائل آن است.

ما بر این باوریم که حاکمیت انتصابی با ناتوانی در شناسایی و دفاع از منافع ملی و حیاتی کشور در برابر جهان خارج و عاجز ماندن از حل مسائل و مشکلات داخلی، شایستگی و صلاحیت مدیریت کشور را ندارد.

با توجه به آنچه که درباره نارسایی‌ها و ناتوانی‌های حاکمیت برشمرده شد، و حرکت خودجوش اکثریت ملت ایران در عدم شرکت در انتخابات دومین دوره شوراهای شهر و هفتمین دوره مجلس و روحیه عدم تمایل آنان به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده، گواهی بر این واقعیت است که دیگر نمی‌توان با این ترتیب بسوی مردم سالاری، دموکراسی، حکومت قانون، حاکمیت ملت، انتخابات آزاد و تفکیک قوای سه گانه متعارف و جمهوری واقعی گام برداشت. تجربه هشت ساله پس از خرداد ١٣٧٦، نشان داده است که با این ترتیب اصلاحات مورد نظر مردم امکان پذیر نیست و در بهترین شرایط که مردم امکان اظهار نظر داشته باشند، و حتا با میلیونها رای رییس جمهوری را برگزینند و مجلس موافق او را نیز بر پای دارند، در نهایت رییس جمهور کشور به سطح یک "تدارکات چی" مراکز قدرت و نهادهای غیرانتخابی سقوط خواهد کرد.


ما امضاء کنندگان، فرصت و راهکار حتمی و نهایی را گردن نهادن به رای و اراده ملی دانسته و خواستار آنیم که ساختار قدرت حکومت، اداره امور کشور و روابط بین المللی آن بدون سوء استفاده غیر مردمی از قانون اساسی، مانند همه کشورهای پیشرفته جهان، بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های دوگانه الحاقی و منشور ملل متحد، با توجه به حفظ منافع ملی، طراحی شود، تا با استقرار مردم سالاری، شایسته سالاری در انتصابات و پذیرش خدمتگزاری عمومی و یک نظام اقتصادی پویا و کارآمد بر پایه تامین عدالت اجتماعی و در راستای توسعه پایدار، میهن و مردم ما از شرایط بحرانی خطرناک موجود توانمندانه رهایی یابند و در راه سعادت و رفاه و اعتلای شایسته با توجه به رسالت تاریخی خود، در تعامل با ملتهای جهان گام بردارد. امید است که همه مبارزان راه آزادی و استقلال کشور با توجه به شرایط حساس و بحرانی زمان، کوششهای خود را در زمینه همبستگی ملی پیرامون امنیت عمومی شهروندان وآزادی وعدالت متمرکز سازند.

-----------
آمارهای آورده شده از منابع و گزارش‌های رسمی چون "گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوری اسلامی" سازمان مدیریت و برنامه ریزی، "گزارش اقتصادی و ترازنامه" بانک مرکزی، "فقر در ایران" مجموعه مقالات، "آسیب‌های اجتماعی" مجموعه مقالات"، و از روزنامه‌های اطلاعات، جام جم، خراسان، ماهنامه اقتصاد ایران و غیره، برگرفته شده است.
منابع آمار و اطلاعات آماری (به ترتیب نقل در بیانیه)) ١) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوری اسلامی، تهران: ١٣٨٣، ص ٣٠١، شمار پرونده‌های رسیدگی شده ١٣٨١.(٢) روزنامه خراسان، ٦ بهمن ١٣٨٣، گزارش معاون امور پزشگی بالینی سازمان پزشگی قانونی
.
(
٣) روزنامه جام جم، ٢٦ آذر ١٣٨٣، "در سال گذشته ٢٨٣ دانش آموز مدارس تهران که بیشترشان در فقر بودند... اقدام به خودکشی کردند
."
(
٤) آسیب‌های اجتماعی ایران، مجموعه مقالات، تهران: ١٣٨٣، ص ٣٨٠، "هرسال حداقل ششصد هزار نفر در زندانهای کشور بسر می‌برند." (٥) روزنامه خراسان، ٣٠ آبان ١٣٨٣، "شش در صد جمعیت کشور معتاد دائمی است. در سال ١٣٥٨ تعداد معتادان دائمی ٥/٢ درصد جمعیت کشور بود."(٦) روزنامه خراسان، ١٣ تیر ١٣٨٣، "ایران بیشترین میزان مصرف مواد مخدر در کشورهای آسیایی را دارد.... مرگ ٢٠٠٠ نفر معتاد در شش ماه."(٧) روزنامه خراسان، ٢٩ آذر ١٣٨٣، به گزارش ایسنا از جانشین رییس جمهور در ستاد مبارزه با مواد مخدر: " ١١ میلیون ایرانی با اعتیاد دست به گریبانند
."
(
٨) روزنامه خراسان، ١٩ دی ١٣٨٣، "حدود سه هزار نفر به تعداد مبتلایان به ایدز افزوده شده است
.
(
٩) روزنامه خراسان، ٢٦ دی ١٣٨٣، "ایدز بیش از یک هزار نفر ایرانی را به کام مرگ فرستاد
."
(
١٠) روزنامه اطلاعات، ١٥ دی ١٣٨٣
.
(
١١) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره ٩٨، ١٣ دی ١٣٨٣، "نرخ بیکاری در سال ١٣٥٨ معادل ٢٤/١٠ درصد و در ١٣٦٨ معادل ٢/١٥ درصد و در دهه ٨٠-١٣٧٠ سالانه ٧/١٤ درصد محاسبه شده است
."
(
١٢) ماهنامه اقتصاد ایران، شماره دی ١٣٨٣، ص ٧١، "نرخ بیکاری در سال ١٣٨٣ معادل ٢/١٥ درصد محاسبه شده است
.
(
١٣) بانک مرکزی ایران، گزارش اقتصادی و ترازنامه، جلد اول، موازنه پرداختهای کلیه سالهای بعد از انقلاب
.
(
١٤) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره ٩٩، تولید ناخالص داخلی در ربع قرن اخیر، ١٩ دی ١٣٨٣، ص ١٦
.
(
١٥) ماهنامه اقتصاد ایران، دی ١٣٨٣، شماره ٧١، ص ٨٥
.
(
١٦) بانک مرکزی ایران، گزارش اقتصادی و ترازنامه سال ١٣٨٠ و نماگرهای اقتصادی، شماره ٣٧، سه ماهه دوم سال ١٣٨٣
.
(
١٧) در فقر در ایران، مجموعه مقالات زیر نظر دکتر فریبرز رییس دانا، دکتر شادی طلب، دکتر پیران، دکتر مهدی تقوی، غروی و نخجوانی، "روند فقر در ایران دهه گذشته" تهران: ١٣٧٩، ص ٨٣-٥٥
.
(
١٨) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره ٩٨، ١٣ دی ١٣٨٣، درصد جمعیت زیر خط فقر نسبی سال ١٣٨٠ را ١٥ درصد ذکر کرده که معادل١٠میلیوننفرمی‌شود. 


امضاها

١. مصطفی آجودانی فعال سیاسی
٢. آرش آذرپیک فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٣. فاطمه آرام نژاد فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٤ .ابراهیم آزاد خواه فعال سياسي
٥. سامان آزادی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
٦. حمید آصفی فعال اجتماعي
٧. مهندس فریدون آغاسی فعال سیاسی
٨. مهندس مسعود آقائی فعال اجتماعي
٩. دکتر سعید آل آقا استاد دانشگاه، فعال سیاسی
١٠. رضا آل محمد فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
١١. حامد ابراهیمی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٢. ریحانه ابریشمی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
١٣. یوسف ابناوی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
١٤. امیر اقتناعی فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
١٥. سحر ابونصر فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
١٦. مهندس حميد احراري فعال سياسي
١٧. دكتر حسن احمدي استاد دانشگاه
١٨. دكتر حميد احمدي استاد دانشگاه
١٩. رضا احمدی فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٢٠. قربان احمدی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٢١. محسن احمدي فعال اجتماعي
٢٢. امین احمدیان فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٢٣. خشنود احمدی فر فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
٢٤. دكتر مصطفي اخلاقي پزشك و فعال سياسي
٢٥. مهندس بهاءالدین ادب نماینده دوره ششم مجلس
٢٦. عبدالعلي ادیب برومند رییس شورای مرکزی جبهه ملی ایران
٢٧. دکتر مه لقا اردلان استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٢٨. مهندس بامداد ارفع زاده فعال سیاسی
٢٩. عبدالله ازدوجینی دبیر، فعال سیاسی
٣٠. ليلا اسد نژاد فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٣١. مرتضی اسدی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٢. فرزانه اسکندری فعال سیاسی
٣٣. توحید علی اشرفی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٤. مرتضی اصلاح چی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٥. دکتر حسین اعرابی فعال سیاسی
٣٦. فرهاد اعرابی فعال سیاسی
٣٧. دكتر حسن افتخار اردبيلي پزشك و فعال سياسي
٣٨. مهندس علی افشاریعضو شورای مرکزی تحکیم وحدت
٣٩. علیرضا افشاری فعال سیاسی
٤٠. كاظم اكبر پور فعال سياسي
٤١. علی احمد الفتی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٤٢. میثم امانی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٣. امیررضا امیربختیار فعال سیاسی
٤٤. علی امیری فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٤٥. امیر امیدی فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
٤٦. پویا امین فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٧. مهدی امین زادهعضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
٤٨. امیر امینی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٩. حسن انصاری فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
٥٠. کیوان انصاری فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٥١. اکرم ایبک آبادی فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٥٢. علیرضا ایران منش فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
٥٣. مائده ایزدی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
٥٤. دکتر اکبر ایمانیان رادیولوژیست، فعال سیاسی
٥٥. سعید بابایی فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٥٦. علیرضا بابایی فعال سیاسی
٥٧. دكتر كمال الدين بازرگاني استاد دانشگاه و فعال سياسي
٥٨. احسان باقرزاده فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٥٩. مهدی باقری فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٦٠. دکتر داود هرمیداس باوند استاد دانشگاه و حقوقدان
٦١. پروين بختيار نژاد روزنامه نگار و فعال اجتماعي
٦٢. مجتبی بخشنده فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٦٣. مهندس مرتضی بدیعی فعال سیاسی
٦٤. ایمان براتیان فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
٦٥. ایمان براتیان فعال دانشجويی دانشگاه شهید عباسپور
٦٦. پوریا براتیان فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٦٧. دکتر بهروز برومند رییس انجمن علمی نفرولوژی ایران استاد دانشگاه و فعال سياسي
٦٨. دکتر جهانشاه برومنددندانپزشگ، استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٦٩. علیرضا بریمان فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٧٠. مقداد بریمانی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٧١. دكتر رحمت اله برهانيدكتراي شيمي
٧٢. امین بزرگیان فعال سیاسی
٧٣. محمد بسته نگار پژوهشگر و فعال ملي - مذهبي
٧٤. مجید بگ نظری فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
٧٥. امیرحسین بلالی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٧٦. رحیم بنایی فعال سیاسی
٧٧. تیرداد بنکداردانشجو و فعال سیاسی
٧٨. سجاد بهرامی مقدم فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٧٩. پگاه بهزادی فعال دانشجويی دانشگاه کرمانشاه
٨٠. مهندس محمد بهزادي فعال سیاسی
٨١. محمد بهفروزي دبير بازنشسته
٨٢. علی اکبر بهمنش وکیل دادگستری
٨٣. دکتر احمد بهنیا پزشگ، فعال سیاسی
٨٤. دکتر افشین بیابانی فعال سیاسی
٨٥. دکتر بهرام بیابانی فعال سیاسی
٨٦. مهندس علیقلی بیانیرییس شورای مرکزی حزب ایران
٨٧. باقر بیشه ای فعال سیاسی
٨٨. فرهاد بیشه ای فعال سیاسی
٨٩. صدیقه بیگدلی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٩٠. فاطمه بیگی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٩١. مصطفی پاپی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٩٢. دكتر مسعود پدرام پژوهشگر و فعال سياسي
٩٣. جعفر پریزاد فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
٩٤. عباس پور اظهري فعال سیاسی
٩٥. احسان پورنگ فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٩٦. احمد پولادزاده فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٩٧. روح الله پورنوروز فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
٩٨. مصطفی پهلوانی فعال دانشجويی دانشگاه همدان
٩٩. پیمان پیران فعال سیاسی
١٠٠. دکتر مصطفی پیران فعال سیاسی
١٠١. محمود پیرزادنیا فعال سیاسی
١٠٢. دكتر محمود پيش بين پزشك و فعال اجتماعي
١٠٣. دكتر حبيب اله پيمان دبير جنبش مسلمانان مبارز
١٠٤. مهندس مجيد پيمان فعال سیاسی
١٠٥. دكتر عباس تاج الديني پزشك و فعال اجتماعي
١٠٦. علی تراب فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
١٠٧. کامران ترابی جهرمی فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
١٠٨. رحیم ترابی نژاد فعال سیاسی
١٠٩. مهدی ترکان فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
١١٠. هادی تفنگچیوکیل دادگستری
١١١. محمد تقدیری فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
١١٢. مهندس مصطفي تنها روزنامه نگار
١١٣. عابد توانچه فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١١٤. مهندس مجيد تولايي روزنامه نگار و فعال سياسي
١١٥. حسن ثنايي فعال سياسي
١١٦. الهه جالدران فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
١١٧. مجید جانی پور فعال دانشجويی دانشگاه علم و صنعت
١١٨. مژگان جاودان فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
١١٩. رضا جاوید فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
١٢٠. الهه جاویدان فعال سیاسی
١٢١. شهاب جزایری فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
١٢٢. کورش جعفری فعال دانشجويی دانشگاه شهید بهشتی
١٢٣. امین جلیلیان فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
١٢٤. زینب جمالی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
١٢٥. علی جمالی فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
١٢٦. عليرضا جباري عضو كانون نويسندگان و فعال سياسي
١٢٧. دکتر نصراله جمشیدی پزشگ، فعال سیاسی
١٢٨. هادی جمشیدی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
١٢٩. صادق جمشیدیان فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
١٣٠. دکتر کمال جناب رییس پیشین دانشکده علوم دانشگاه تهران
١٣١. محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی
١٣٢. سجاد جوکار فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
١٣٣. حمید چمن فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٣٤. حامد چولکی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
١٣٥. عیسی‌خان حاتمی سردبیر مجله ایرانمهر، فعال سیاسی
١٣٦. محسن حاتمی فعال سیاسی
١٣٧. مجید حاجی بابایی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
١٣٨. مهندس اسماعیل حاجی قاسمعلی فعال سیاسی
١٣٩. دکتر علی حاجی قاسمعلی پزشگ، فعال سیاسی
١٤٠. دکتر جعفر حاکم زاده پزشگ، فعال سیاسی
١٤١. مهدی حبیبی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٤٢. طه حجازي شاعر و نويسنده
١٤٣. امير ارسلان حجت انصاري فعال سياسي
١٤٤. جلال الدین حجتی فعال دانشجويی دانشگاه شهید عباسپور
١٤٥. حميد حديني فعال سیاسی
١٤٦. دکتر محمد حریری استاد دانشگاه تبریز
١٤٧. قاسم حسن پور فعال سياسي
١٤٨. حامد حسن دوست فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
١٤٩. بهمن حسنوند فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
١٥٠. محمود حسين دوست فعال سياسي
١٥١. کاظم حسین زاده فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
١٥٢. احسان حسینی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
١٥٣. علی حقانی فعال سیاسی
١٥٤. محسن حقانی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
١٥٥. مهندس بهزاد حق پناه فعال سیاسی
١٥٦. ولي حق شناسي فعال سياسي
١٥٧. دکتر فاطمه حقیقت جو نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی
١٥٨. پیمان حقیقی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
١٥٩. الهه حکامیان فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
١٦٠. مسعود حكمت فعال سياسي
١٦١. بابک حیدری فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
١٦٢. مهشید حمزه فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
١٦٣. علی اکبر خادم فعال دانشجويی دانشگاه هرمزگان
١٦٤. جابر خالدی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
١٦٥. آرش خاندل فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
١٦٦. رضا خجستهروزنامه نگار
١٦٧. امیر خدابنده فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
١٦٨. اكبر خرازي فعال اجتماعي
١٦٩. محمد تقی خرسندیان فعال سیاسی
١٧٠. روزبه خسروخاور فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٧١. مصطفی خسروی فعال دانشجويی دانشگاه علم و صنعت
١٧٢. میثم خسروی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
١٧٣. دکتر منوچهر خلیل زاده مقدم پزشگ، فعال سیاسی
١٧٤. خلیل خلیلی پور فعال سیاسی
١٧٥. حسین خواجوی فعال سیاسی
١٧٦. حسن خورشيدفر فعال سياسي
١٧٧. ابراهيم خوش سيرت تسليمي فعال سياسي
١٧٨. رضا خیرالعموم فعال سیاسی
١٧٩. مهندس هوشنگ خیراندیش فعال سیاسی
١٨٠. حسین خیری فام فعال دانشجويی دانشگاه زنجان
١٨١. داود دادرس فعال سیاسی
١٨٢. رسول دادمهر نويسنده و فعال سياسي
١٨٣. احسان داوری فعال دانشجويی دانشگاه شهید عباسپور
١٨٤. هدی داوری فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
١٨٥. فریبا داوودی مهاجر فعال سیاسی
١٨٦. دکتر پرویز دبیری استاد دانشگاه اصفهان و فعال سياسي
١٨٧. پروين دخت دفتري فعال اجتماعي
١٨٨. خیراله درخشنده فعال سیاسی
١٨٩. جواد دردکشان فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
١٩٠. سعيد درودي پژوهشگر و فعال سياسي
١٩١. رضا درودی فعال سیاسی
١٩٢. سید جمال الدین درودی فعال سیاسی
١٩٣. فریبا درودی فعال سیاسی
١٩٤. دكتر محمود دل اسايي پزشك و فعال اجتماعي
١٩٥. علی دلبری فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٩٦. مهندس رضا دلبری عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
١٩٧. مسعود دهقان فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
١٩٨. فرهاد ذاتعلی فرد فعال دانشجويی دانشگاه علم و صنعت
١٩٩. دکتر عباس راشد محصل پزشگ، استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٢٠٠. حسین راضی دبیرکل حزب مردم ایران
٢٠١. دكتر محمد صادق رباني استاد دانشگاه
٢٠٢. عليرضا رجائي روزنامه نگار
٢٠٣. محمد جواد رجائيان استاد دانشگاه
٢٠٤. مهندس آرش رحمانی فعال سیاسی
٢٠٥. بهرام رحمانی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٢٠٦. دکتر فاطمه رحمانی پزشگ، فعال سیاسی
٢٠٧. میرحسین رحمانی فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٢٠٨. محمد رحمانی نصرآبادی فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٢٠٩. ابراهیم رحمتی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٢١٠. حسین رحمتی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی شریف
٢١١. مجید رحمتی فعال دانشجويی دانشگاه زنجان
٢١٢. غلامرضا رحیمقاضی بازنشسته دادگستری
٢١٣. الهام رجب پور فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٢١٤. علی رجبیمدیر داخلی روزنامه توس
٢١٥. مهندس آرش رحماني فعال سياسي
٢١٦. مجتبی رستمی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٢١٧. جعفر رسولی فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٢١٨. منصور رسولیحقوقدان
٢١٩. یونس رشیدپور فعال دانشجويی دانشگاه شهید بهشتی
٢٢٠. دکتر علی رشیدی استاد دانشگاه و فعال سياسي
٢٢١. بهمن رضاخاني پژوهشگر و فعال سياسي
٢٢٢. مهندس اشکان رضوی فعال سیاسی استان قزوین
٢٢٣. جهانگير رضوي فعال سياسي
٢٢٤. شریف رضویان فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٢٢٥. دكتر حسين رفيعي استاد دانشگاه و فعال سياسي
٢٢٦. علی رفیعی فعال سیاسی
٢٢٧. علی رنجی پور فعال دانشجويی دانشگاه زنجان
٢٢٨. مصطفی روحانی دبیر، فعال سیاسی
٢٢٩. روزبه ریاضی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٢٣٠. دکتر قریبرز رییس دانا اقتصاددان، عضو کانون نویسندگان، فعال سیاسی
٢٣١. دكتر رضا رييس طوسي استاد دانشگاه و فعال سياسي
٢٣٢. حامد زارع فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٢٣٣. نفیسه زارع کهن فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٢٣٤. دکتر ناصر زرافشان وکیل دادگستری
٢٣٥. مهندس کورش زعیم نويسنده و فعال سياسي
٢٣٦. مسلم زمانی فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
٢٣٧. مهندس محمود زندیان فعال سیاسی
٢٣٨. دكتر احمد زيدآبادي روزنامه گار و فعال سياسي
٢٣٩. مهندس عزت اله سحابي عضو شوراي انقلاب و وزير پيشين سازمان برنامه
٢٤٠. خسرو سیف دبیر حزب ملت ایران
٢٤١. عليرضا ساريخاني فعال سياسي
٢٤٢. دكتر احمد ساعي استاد دانشگاه و فعال اجتماعي
٢٤٣. ادریس سالاری فعال سیاسی
٢٤٤. دکتر شاهین سپنتا دام‌پزشگ، فعال سیاسی
٢٤٥. آزاد ستار فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٢٤٦. نسرين ستوده فعال اجتماعي
٢٤٧. سید محمد سجادی فعال سیاسی
٢٤٨. دكتر فريدون سحابي استاد بازنشسته دانشگاه
٢٤٩. مهندس منصور سحابي فعال اجتماعي
٢٥٠. هاله سحابي فعال اجتماعي
٢٥١. روزبه سردارنژاد فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٢٥٢. منصور سروش فعال سیاسی
٢٥٣. مهدی سعید پور فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٢٥٤. محمود سعیدزاده فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٢٥٥. جواد سعيدي فعال سياسي
٢٥٦. سعيده سعيدي فعال اجتماعي
٢٥٧. حسین سکاکی فعال سیاسی
٢٥٨. کاظم سکاکی فعال سیاسی
٢٥٩. حجت اله سلطانی فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
٢٦٠. رضا سلطانی فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٢٦١. عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری
٢٦٢. ناصر فخر سلطاني فعال سياسي
٢٦٣. آرمین سلماسی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٢٦٤. فاطمه سلمانی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٢٦٥. عبدالعظیم سلوکی فعال سیاسی
٢٦٦. دکتر منوچهر سماکپزشگ، فعال سیاسی
٢٦٧. مرتضی سمیعی فعال سیاسی
٢٦٨. حاج محمد سوزنی بازرگان، فعال سیاسی
٢٦٩. سید محمد علی سید نژاد شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت
٢٧٠. محسن سیدین فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٢٧١. محمد سیاسی فعال سیاسی
٢٧٢. مهندس سيدرضا سيدزاده فعال اجتماعي
٢٧٣. سيد محمد سيف زادهوكيل دادگستري
٢٧٤. هاله سینکی فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٢٧٥. جمشید شادپور فعال سیاسی
٢٧٦. محمود شاددل بصير فعال اجتماعي
٢٧٧. مائده شاطرزاده فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٢٧٨. ابراهيم شاكري فعال اجتماعي
٢٧٩. دكتر تقي شامخي استاد دانشگاه
٢٨٠. محمد شانه چی بازرگان
٢٨١. مهندس حسین شاه اویسی استاندار پیشین کردستان در دولت موقت، فعال سیاسی
٢٨٢. داود شاهچراغی فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٢٨٣. حسین شاه حسینی معاون نخست وزيرورییس سازمان تربیت بدنی در دولت موقت
٢٨٤. مهدی شاه محمدی فعال دانشجويی دانشگاه شهید عباسپور
٢٨٥. علی شجاع بازرگان، فعال سیاسی
٢٨٦. صولت شجاعیان فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٢٨٧. دکتر عبدالرضا شجیعی پزشگ و فعال سیاسی
٢٨٨. جعفر شرفخانی فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
٢٨٩. دكتر محمد شريف وكيل دادگستري
٢٩٠. مهندس حجت اله شریفی شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت
٢٩١. مریم شعبانی فعال سیاسی
٢٩٢. روزبه شفیعی فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٢٩٣. فرزانه شکورزاده فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٢٩٤. احمد شه‌ناصری فرماندار سابق
٢٩٥. حسن شهیدی حقوقدان
٢٩٦. حسین شهیدی زاده مدیرکل سابق کشاورزی
٢٩٧. دکتر عبدالحسین شیخپزشك
٢٩٨. صابر شیخ لو فعال دانشجويی دانشگاه همدان
٢٩٩. مریم شیخی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٣٠٠. مهندس محمد شیرازی فعال سیاسی
٣٠١. فيروزه صابر فعال اجتماعي
٣٠٢. مهوش صالحی فعال سیاسی
٣٠٣. صالح صبوریان فعال دانشجويی دانشگاه کرمان
٣٠٤. دکتر عباسعلی صحاقیان استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٣٠٥. یوسف صحفی حسابرس، فعال سیاسی
٣٠٦. مصطفی صداقت جو فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٣٠٧. سمیرا صدری فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٣٠٨. مهدي صراف فعال سياسي
٣٠٩. مسعود صفاریان فعال سیاسی
٣١٠. محمدرضا صفری فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٣١١. دكتر لطيف صفري استاد دانشگاه و فعال سياسي
٣١٢. مظفر صفری فعال سیاسی
٣١٣. اکبر صفویه فعال سیاسی
٣١٤. یحیی صفی آریان فعال دانشجويی دانشگاه همدان
٣١٥. مهندس كيوان صميمي روزنامه نگار
٣١٦. علي اشرف ضرغامي نويسنده و شاعر
٣١٧. فريدون ضرغامينويسنده و شاعر
٣١٨. مهندس مجید ضیایی فعال سیاسی
٣١٩. بهزاد طاحونی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٣٢٠. دکتر حسین طالب زاده استاد دانشگاه تبریز
٣٢١. حسن طالبی فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٣٢٢. اعظم طالقاني دبير جامعه زنان انقلاب اسلامي
٣٢٣. طاهره طالقاني دبير بازنشسته و فعال اجتماعي
٣٢٤. بهروز طاهری فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٣٢٥. حسین طاهری فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٢٦. سعید طاهری دبیر، فعال سیاسی
٣٢٧. علی طاهری فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٣٢٨. حمید طباطبایی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٢٩. مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر جبهه دموکراتیک
٣٣٠. سعید طبرسی فعال دانشجويی دانشگاه علم و صنعت
٣٣١. سجاد طبسی فعال دانشجويی دانشگاه کرمان
٣٣٢. مصطفی طلوعی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
٣٣٣. امير طيراني روزنامه نگار و فعال سياسي
٣٣٤. دكتر هما عابدي وكيل دادگستري
٣٣٥. آرزو عابدینی شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت
٣٣٦. مهدی عاقلتر فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٣٣٧. محمد عاملی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٣٨. رضا عباسپور فعال دانشجويی دانشگاه شهید عباسپور
٣٣٩. رضا عباسی فعال سیاسی
٣٤٠. پیمان عبدالملکی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٣٤١. ابراهیم عبداله زاده فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٤٢. عرفان عبدی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٣٤٣. مهندس حسن عرب زاده فعال اجتماعي
٣٤٤. مهدی عربشاهی فعال دانشجويی دانشگاه زنجان
٣٤٥. مهندس حسین عزت زاده فعال سیاسی
٣٤٦. صمد عزیزی فعال دانشجويی دانشگاه همدان
٣٤٧. علی عزیزی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٤٨. قاسم عطایی عظیمی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٣٤٩. اکبر عطری عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
٣٥٠. روئين عطوفت فعال سياسي
٣٥١. بهرام عظيمي فعال سياسي
٣٥٢. روح اله عظیمی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٣٥٣. مهندس جواد علایی فعال سیاسی
٣٥٤. مهندس محمد باقر علاییشورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت
٣٥٥. احمد علیپور فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٣٥٦. حسن عليپور فعال سياسي
٣٥٧. محمود عمراني پژوهشگر و فعال سياسي
٣٥٨. سیامک عمید حقوقدان
٣٥٩. دكتر محمود غالي استاد دانشگاه
٣٦٠. سجاد غرقی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٦١. دكتر مسعود غفاري استاد دانشگاه
٣٦٢. مهدي غني پژوهشگر و فعال سياسي
٣٦٣. اسماعیل فاضل پور معاون وزارت کار در دولت موقت، فعال سیاسی
٣٦٤. مهندس مصطفی فاضلی فعال سیاسی
٣٦٥. نیما فاضلی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٦٦. رضا فاطمی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٦٧. بابک فدوی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٣٦٨. اسماعیل فراهانی فعال سیاسی
٣٦٩. سرلشگر بازنشسته ناصر فربد رییس ستادارتش دولت موقت و فعال سياسي
٣٧٠. علی فرخی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٧١. علی فرخی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٧٢. خلیل فردوسی فعال سیاسی
٣٧٣. دکتر محسن فرشاد وکیل دادگستری، پژوهشگر، فعال سیاسی
٣٧٤. محمد فرقدانی فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٣٧٥. مهرداد فروتن فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٣٧٦. دکتر ابوالقاسم فروزان پزشگ، فعال سیاسی
٣٧٧. پرویز فروهر دبیر، فعال سیاسی
٣٧٨. سیمین فروهر فعال دانشجويی دانشگاه گندی شاپور
٣٧٩. پیام فضلی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٣٨٠. علی فعال فعال سیاسی
٣٨١. اصغر فنی پور فعال سیاسی
٣٨٢. بهرام فیاضی فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
٣٨٣. محمود فیض پور فعال سیاسی
٣٨٤. یاشار قاجار فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٣٨٥. عزيز قاسم زاده فعال سياسي
٣٨٦. حسن قدیانی روزنامه نگار، فعال سیاسی
٣٨٧. دکتر باقر قدیری اصلی رئيس پيشين دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران، فعال سیاسی
٣٨٨. امیر قلعه ای فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٣٨٩. عبدالحسين قمي زاده بازرگان
٣٩٠. مهندس حسن قوام شهیدی فعال سیاسی
٣٩١. ناصر قوامی فعال سیاسی
٣٩٢. دكتر نظام الدين قهاري پزشك و فعال سياسي
٣٩٣. سعید قهرمانی فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
٣٩٤. میثم قهوه چیان فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٣٩٥. اشکان قیسوندی فعال دانشجويی دانشگاه زنجان
٣٩٦. اسداله كارشناس فعال اجتماعي
٣٩٧. دكتر رحمان كارگشا پزشك و فعال سياسي
٣٩٨. دکتر رضا کاشفی حقوقدان
٣٩٩. رضا كاظمي فعال سياسي
٤٠٠. مرتضي كاظميان روزنامه نگار و فعال سياسي
٤٠١. علی کاکاوند فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیر طوسی
٤٠٢. امیر کاویانروزنامه نگار
٤٠٣. حسین کتابنویس فعال سیاسی
٤٠٤. کامبیز کریمی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٤٠٥. پیام کشاورز فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٤٠٦. نصراله کشاورز فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٠٧. مهندس ژرژ کریم فعال سیاسی
٤٠٨. مهدیه کلاهدوز فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٤٠٩. یعقوب کلته فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤١٠. هادی کمال زاده شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت
٤١١. علی کمیجانی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤١٢. ناصر کمیلیان بازرگان و فعال سیاسی
٤١٣. پروين كهزادي فعال اجتماعي
٤١٤. مهین کوخازاده فعال دانشجويی دانشگاه ایلام
٤١٥. مهران کوشا فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤١٦. آرین کیا فعال سیاسی اصفهان
٤١٧. علی کیوانلو فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٤١٨. محمود گرگین فعال سیاسی
٤١٩. اسماعیل گلشنی فعال سیاسی
٤٢٠. دکتر رضا گلنراقی استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٤٢١. مجتبی گلی فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٤٢٢. فاطمه گوارايي پژوهشگر و فعال سياسي
٤٢٣. دامون گیلانی فعال سیاسی
٤٢٤. مسعود لدني فعال سياسي
٤٢٥. مسعود لطفی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٢٦. هادی لطفی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٢٧. نوید لطیفی فعال دانشجويی دانشگاه همدان
٤٢٨. مجید لگزیان فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٢٩. سید جواد سادات مادرشاهی فعال سیاسی
٤٣٠. پریوش مبشری فعال سیاسی
٤٣١. حسین مجاهد فعال سیاسی
٤٣٢. محمد حسین مجاهد دبیر کل حزب جامعه مدنی همدان
٤٣٣. کریم مجرب فعال دانشجويی دانشگاه شیراز
٤٣٤. محسن مجیدی فر فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٤٣٥. مهدی محجوری فعال دانشجويی دانشگاه سیستان و بلوچستان
٤٣٦. اصغر محمدراده فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٣٧. مهديه محمدي فعال اجتماعي
٤٣٨. میرصادق محمدی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٣٩. نرگس محمدي فعال اجتماعي
٤٤٠. احمد محمدي اردهالي بازرگان
٤٤١. محمد محمدي اردهالي بازرگان و فعال سياسي
٤٤٢. مریم محمدیان فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٤٤٣. محمد محمودی فعال سیاسی
٤٤٤. تقی محمودی اسکویی فعال سیاسی
٤٤٥. پویا محمودیان فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٤٦. سيمين مخبر حقوقدان و فعال سياسي
٤٤٧. فرزین مخبر فعال سیاسی
٤٤٨. حسين مدني فعال سياسي
٤٤٩. سعيد مدني پژوهشگر و فعال سياسي
٤٥٠. دكتر ماشااله مديحيپزشك
٤٥١. سعید مرادی فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٤٥٢. مرضيه مرتاضي لنگرودي پژوهشگر و فعال سياسي
٤٥٣. حمید مردانی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم
٤٥٤. مهندس محمود مریم‌کیش فعال سیاسی
٤٥٥. محمود مژدهی فعال سیاسی
٤٥٦. مهندس رضا مستان فعال سیاسی
٤٥٧. دکتر عبدالحسین مستوفی پزشگ، فعال سیاسی
٤٥٨. پروفسور صادق مسرت استاد دانشگاه
٤٥٩. زهرا مسعودیان فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٦٠. مهدی مسلمی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٤٦١. فضل اله مشایخ فعال سیاسی
٤٦٢. مهدی مشایخی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٦٣. متین مشگین فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٦٤. ضیاء مصباح فعال اجتماعي
٤٦٥. مهدی مصدق فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٤٦٦. مصیب مصفا فعال دانشجويی دانشگاه هرمزگان
٤٦٧. رضا مصیبی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٦٨. حسین مطلوبی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٦٩. علی مظاهری فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٤٧٠. رشید مظفری سردشتی بازرگان و فعال سیاسی
٤٧١. مسعود معتقد فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٤٧٢. احمد معصومي فعال سياسي
٤٧٣. دکتر عبدالحسین معظمی پزشگ، استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٤٧٤. مهندس علی‌اکبر معین‌فر وزیر نفت دولت موقت
٤٧٥. اسماعیل مفتی‌زاده فعال سیاسی
٤٧٦. مهندس محسن مقدس زاده فعال سیاسی
٤٧٧. ایمان مقدسیان فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٤٧٨. مهندس مرتضي مقدم فعال اجتماعي
٤٧٩. علی مقیمی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٤٨٠. مهدی مکارمی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٤٨١. فهيمه ملتی‌ مدرس دانشگاه و فعال سياسي
٤٨٢. منوچهر ملک قاسمی وکیل دادگستری، فعال سیاسی
٤٨٣. ابوذر ملکی فعال سیاسی
٤٨٤. صمد ملکی فعال سیاسی
٤٨٥. عمار ملکی فعال سیاسی
٤٨٦. دکتر محمد ملکی رییس پیشین دانشگاه، فعال سیاسی
٤٨٧. هرمز ممیزی معاون سابق استانداری در دولت موقت، فعال سیاسی
٤٨٨. مهندس محمد ابراهیم منتصری فعال سیاسی
٤٨٩. سعید منتظری فعال سیاسی و فرزند آيت الله العظمي منتظري
٤٩٠. حامد منزه فعال دانشجويی دانشگاه سیستان و بلوچستان
٤٩١. مهندس حمید منزه فعال سیاسی
٤٩٢. مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی نماینده دوره ششم مجلس و دبير سازمان ادوار دفتر تحكيم وحدت
٤٩٣. دكتر یوسف مولایی استاد دانشگاه و وکیل دادگستری
٤٩٤. عبداله مومنی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
٤٩٥. مهندس نظام الدین موحد معاون پیشین وزارت راه و سازمان برنامه در دولت موقت و فعال سياسي
٤٩٦. مهندس علی موسوی فعال سیاسی
٤٩٧. دکتر سید حسین موسویان پزشگ و فعال سياسي
٤٩٨. امیر مسعود موگویی هنرمند
٤٩٩. دكتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي استاد دانشگاه و مترجم
٥٠٠. شهاب مومنی فعال دانشجويی دانشگاه گندی شاپور
٥٠١. دکتر مهدی موید زاده استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٥٠٢. امیر مهجوریان فعال دانشجويی دانشگاه شهید بهشتی
٥٠٣. استاد محمد مهریار استاد دانشگاه
٥٠٤. حمید مهستانی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٥٠٥. حمید میبیان فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٥٠٦. سید سراج الدین میردامادی فعال سیاسی
٥٠٧. مهندس وحيد ميرزاده فعال سياسي
٥٠٨. الله كرم ميرزايي فعال سياسي
٥٠٩. نعمت الله میرعظیمی دبیر بازنشسته
٥١٠. پویا میرمحبوب فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٥١١. حسن میرمحمد صادقی فعال سیاسی
٥١٢. قدسی میرمعز فعال سیاسی
٥١٣. احمد میزایی فعال دانشجويی دانشگاه اصفهان
٥١٤. آکام مینایی فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٥١٥. علی مینایی بهزاد فعال سیاسی
٥١٦. دکتر علی اصغر مینو استاد دانشگاه
٥١٧. افشار نادری فعال سیاسی
٥١٨. سیامک نادعلی فعال دانشجويی دانشگاه لرستان
٥١٩. شهامت نارکی فعال دانشجويی دانشگاه هرمزگان
٥٢٠. دکتر علی ناظری فعال سیاسی
٥٢١. دكتر علي اكبر نجفي استاد دانشگاه
٥٢٢. مجتبی نجفی فعال دانشجويی دانشگاه علامه طباطبایی
٥٢٣. مهندس رضا نخشب فعال سیاسی
٥٢٤. سارا ندامت خوان فعال دانشجويی دانشگاه رازی کرمانشاه
٥٢٥. علی اصغر ندیمی فعال سیاسی
٥٢٦. مهندس محسن نراقی فعال سیاسی
٥٢٧. علی نریمانی فعال دانشجويی دانشگاه امیرکبیر
٥٢٨. زهره نصراله زاده فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٥٢٩. وحید نعمتیان فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٥٣٠. دکتر علی اکبر نقی پورپزشگ، نویسنده، فعال سیاسی
٥٣١. دكتر محمود نكو روح جامعه شناس و فعال سياسي
٥٣٢. مهندس بهرام نمازی فعال سیاسی
٥٣٣. مهندس سيد حميد نوحيپژوهشگر و فعال اجتماعي
٥٣٤. دكترسيد مجيد نوحي دندانپزشگ
٥٣٥. محمد نوربخش فعال سیاسی
٥٣٦. مسعود نوربخش فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی اصفهان
٥٣٧. احمد نورحسینی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
٥٣٨. جواد نوروزی فعال دانشجويی دانشگاه سیستان
٥٣٩. دکتر مجتبی نیک نژادپزشگ، فعال سیاسی
٥٤٠. مهندس اصغر نیک نفس فعال سیاسی
٥٤١. داریوش نیماوری فعال سیاسی
٥٤٢ابوالفضل نیماوری فعال سیاسی
٥٤٣. دکتر پرویز ورجاوند وزیر فرهنگ و هنردر دولت موقت، فعال سياسي
٥٤٤. وحید وفادار فعال دانشجويی دانشگاه مشهد
٥٤٥. مصطفی وفایی فعال دانشجويی دانشگاه علوم پزشگی ایران
٥٤٦. فاطمه وکیلیان فعال دانشجويی دانشگاه الزهرا
٥٤٧. سروش هاشم پور فعال دانشجويی دانشگاه گندی شاپور
٥٤٨. آرش هاشمی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی شریف
٥٤٩. احسان هاشمی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٥٥٠. حمید هاشمی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی شریف
٥٥١. محمد هاشمی فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٥٥٢. ناصر هاشمي فعال اجتماعي
٥٥٣. بهاره هدایت فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد
٥٥٤. پرویز همایونی حقوقدان
٥٥٥. عباس همایونی فعال سیاسی
٥٥٦. احسان هوشمند فعال اجتماعي
٥٥٧. هادی هوشنگی فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصیرالدين طوسی
٥٥٨. داود یازی فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
٥٥٩. حنیف یزدانی پور فعال دانشجويی دانشگاه شهرکرد
٥٦٠. مهندس حبیب یکتا فعال سیاسی
٥٦١. لطف اله یوسف قهاری فعال سیاسی
٥٦٢. سیروان یوسفی فعال دانشجويی دانشگاه زابل
٥٦٣. دکتر شکراله یوسفی استاد دانشگاه، فعال سیاسی
٥٦٤. مجید یوسفی فعال سیاسی
٥٦٥. مهران یوسفی فعال دانشجويی دانشگاه تربیت معلم سبزوار

۶۵۱ گروه ای ـ ام ـ سیستم

                                                        ****

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 فرهنگ اندیشه و اندیشه فرهنگی ؟!
 

با تواین تنه شکسته داره کم کم جون میگیره                 آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره

با تو انگار توبهشتم باتو پرسعادتم من                  دیگه ازمرگ نمیترسم عاشق شهامتم من

اگه رو حصیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم                    باتو من مالک دنیام باتو در نهایتم من

باتو شاه ماهی دریام بیتو مرگ موج تو ساحل        باتو شکل یک حماسه بی تو یک کلام باطل

باتو من زیبا ترینم ولی از تجمع عشق                           بی تو من رسوا ترینم ولی از نبود یک عشق

بی تو من هیچی نمیخوام ازاین عمر دوروزه            نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا ندوزه

باتو انگار توبهشتم باتو پرسعادتم من                              دیگه ازمرگ نمیترسم عاشق شهامتم من

 

                                                 **************

این ترانه رااز کودکی بیاد دارم که چه زیبا و شاعرانه رابطه بین عاشق و معشوق را بیان مینماید و چه زیبا در دل مینشیند !؟

دلم گرفته بود و از بقیه درخواست کردم تا به من اجازه دهند این ترانه را دراول سطر مطالب قرار دهند و این مناسبتی شد برای ابراز وجودمان ! چند شب پیش مقاله ای مطالعه میکردم از پروفسور آرتور سی کلارک که چه زیبا و محققا نه راجع به فرهنگ مطالعه و اندیشه به همراه راه حل هایی برای بهتر نگریدن و بهتر اندیشیدن و همینطور تجربیات وی در امر مطالعه و روش ایشان در این باره بود و برای من ازاهمیت بالایی برخوردار بود .

نمیدانم شما ایشان را میشناسید یا نه ولی در کل بهتر است به این نکته بیشتر اشاره داشته باشیم که میگوید : همیشه ببین چه میگوید نبین که میگوید !؟! البته این مهم است که مطالب از دهان چه کسی بیرون می آید ولی خب مهمتر ازآن اینست که ما به کنه مطالب بیا ندیشیم و اصل صحبتها را تفکر کنیم و در مرحله دوم یا چندم به باز گو کننده بپردازیم ٍ و...

واما اصل مطلب ما « فرهنگ اندیشه واندیشه فرهنگی یعنی چه ؟ »

ۀ چه کسی یا چه کسانی را شامل میشود؟ ۀ شما ازآن چه میدانید ؟ ۀ فرهنگ مطالعه به چه معناست ؟ ۀ جایگاه مطالعه و فرهیختگان در کجاست ؟ ۀ سطح دانش جامعه ما در چه حد است ؟ ۀ تغذیه کنندگان خوراک فکری و فرهنگی ما چه کسانی اند و تا چه حد نفوذ دارند ؟ ۀ نقش سیاست در این باره چقدر است ؟ ۀ نقش دیانت ما در اینباره چقدر است ؟ ۀ در این مسیر پر پیچ و خم چه رابطه ای میان فرهنگ با سیاست, اجتماع , مذهب و دنیای امروز است ؟ و دهها سئوال دیگر در این زمینه !

اما پیدا کردن راه چاره مهمترین دغدغه هاست و اصالت سخنان همه در اینباره باید بر اساس پیشرفت سطوح مختلف فکری وفرهنگی و... باشد تا جامعه بتواند جان بگیرد ورشد کند و پویا شود آن هم نه در یک بعد بلکه در ابعاد وسیع و مختلف و باعث پیشرفت و سعادت شود نه عاملی برای سود جویی یا به خطر افتادن کلیات ملی , مذهبی , سیاسی و اجتماعی ما !؟ نه پتکی شود برسرما و عاملی شود برای دسیسه افکنی دشمنان !

اگر تفکر و در کل جایگاه تفکر و مسیر تفکر در جامعه هویدا شود و اندیشیدن از کاری بیهوده و خرافه به امری مهم و باارزش مبدل شود و جایگاهی رفیع و روشنفکرانه پیدا کند و نسل مخصوصا جوان و پر انرژی را مجذوب خود نماید و در کل دوایی شود که جامعه به آن نیازمند و شفایی شود که فرهنگ این مملکت همچون بیماری به آن نیازمنداست آن وقت میشود تازه در مورد این مبحث بسیار مهم و کلیدی سخنانی گفت و شنید .

بزرگی میگفت اگر میخواهید ببینید که در جامعه ای فرهنگ و اقتدار آن در چه جایگاهی قرار دارد اول به سراغ روشنفکران و متفکران و دانشمندان آن دیار بروید و از آنان دراین باره بپرسید .

اگر از ما میپرسید که چه باید کرد , ما به شما همان صحبتهای معلم شهید دکتر شریعتی را بازگو میکنیم که چکیده آن مطالب به این شرح است : در جامعه ای فرهنگ و نقش تفکر و در کل نگاه به سیاست , مذهب و... آشکار میگردد که مطالعه و سطح فکری مردمانش بالا رود و بالا باشد و با پیشرفت در امر تفکر و حساس بودن به مسائل مختلف بشری و هم فکری و مساعدت مردمی بالا باشد و روزبروز در حال اوج و این امکان نمیگردد به جز اندیشه والا داشتن و تعمق در اینباره و مطالعات در باره آن .

سعی ما براین است که بکوشیم تا اندیشه مانرا در این میان بیافزاییم و در صدد این باشیم تا قدمی در این باره هرچند کوچک ولی کاری را برداریم . به این مقاله که در پایین آمده است توجه نمایید و لطفا نظراتتان را برای ما در انتهای مقاله ثبت و اگر خصوصی یا بلند میباشد به آدرس الکترونیکی زیر ارسال نمایید . با تشکر فراوان از همه شما خوبان

                                            Am_System2003@Yahoo.Com

و اما مقاله :

کتاب و بي مهري تاريخي دولت و ملت /جست و جوي چراييِ ركودِ بازارِ كتاب و كتاب خواني ؛ در گفت و گو با شهلا لاهيجي، سعيد اردهالي، امير حسين زادگان و محمد علي جعفريه
احسان نمدیان پور

                                     *-*-*-*-*-*-*-*-*

در عصر انفجار اطلاعات، هنوز هم دانش مكتوب و آن چه كتاب ناميده مي شود، جايگاه خود را به عنوان ركن مهم اطلاع رساني حفظ كرده است. ولي جامعه ما در كنار ساير كمبودهايش، در اين زمينه نيز از وضعيت چندان به ساماني برخوردار نيست. در ميان اهل دانش و فرهنگ، كم تر كسي است كه اوضاع صنعت نشر و رونق بازار كتاب را درميان همگان مناسب و شايسته جامعه امروز ايراني بداند.
به راستي مشكل كجاست؟ چرا كتاب گران است؟ چرا شمارگان انتشار كتاب ها تا اين اندازه پايين و موجب اندوه نويسنده و ناشر و اهل فرهنگ است؟ حد و مرز مميزي را كدام قانون روشن كرده است؟ پيشينه فرهنگي ما تا چه ميزان در كمبود اشتياق به كتاب و كتاب خواني دخالت دارد؟ نشريه نامه براي يافتن پاسخ اين پرسش ها، بر آن است تا چراييِ ركودِ بازارِ كتاب و كتاب خواني را با دست اندركاران اين صنعت و نيز كتاب خوانان در ميان بگذارد. براي يافتن پاسخ، اين بار به سراغ تني چند از ناشران رفته ايم؛ خانم شهلا لاهيجي، مدير انتشارات روشن گران و آقايان سعيد اردهالي مدير انتشارات اختران؛ امير حسين زادگان مدير انتشارات ققنوس و محمدعلي جعفريه مدير نشر ثالث.

در جامعه ما چه اتفاق يا اتفاق هايي افتاده است كه مردم كم تر به كتاب گرايش نشان مي دهند؟
لاهيجي:
در جامعه اي كه پيوسته در التهاب است، فرصت براي پرداختن به اموري كه نيازمند تمركز انديشيدن و تعمق باشد ممكن نيست. در اين جامعه يپرتلاطم كه ماداريم، گويا به اين تلاطم پيوسته دامن زده مي شود و براي هيچ كس، به ويژه نسل جوان مجالي براي خواندن آن چه كتاب واقعي است فراهم نمي آيد. تنها آن چيزهاي خوانده مي شود كه منتج از همين تلاطم است؛ چيزي كه ما اهالي كتاب آن را روزنامه هاي كتاب شده مي خوانيم يا ژورناليسم مطلق.
اردهالي: اتفاق خاصي نيفتاده است. تيراژ كتاب در ايران هميشه رقم پاييني بوده است. جامعه ي سنتي ما همانند ساير جوامع مشابه ويژگي هاي خود را دارد. عده اي در تحليل هاي خود جامعه ي ايران را در حال گذار ارزيابي مي كنند. از مشروطيت تا امروز جامعه ي ما با چالش سنت و مدرنيته درگير بوده و در حوزه ي فرهنگ و انديشه اين چالش پررنگ تر از هر حوزه ديگري است. از سال1310 تا امروز، تيراژ كتاب در ايران بين هزار تا دو هزار نسخه در نوسان بوده است. البته با افزايش جمعيت و گسترش روابط اجتماعي و اقتصادي و ايجاد مراكز علمي، آموزشي و نهادهاي دولتي و نيز افزايش تعداد تحصيل كرده ها، طبعاً عناوين كتاب هاي منتشره از نظر كمي رشد داشته است؛ اما از لحاظ تيراژ هنوز با مشكلي جدي رو به رو هستيم. به هر حال، به طور گذرا و اجمالي، علل كتاب نخواني جامعه را به عواملي مي توان نسبت داد؛ از جمله اين كه، جامعه ي سنتي حداقل در حوزه ي انديشه، جامعه اي اهل خواندن و تفكر نيست، جامعه اي شفاهي است و مردم دوست دارند. بيش تر شنونده باشند تا خواننده.
از طرف ديگر، كتاب پديده ي جوامع مدرن است. توليد انبوه كتاب با صنعتي شدن و رشد اقتصادي جامعه ارتباطي تنگاتنگ و مستقيم دارد. اصلاً يكي از عوامل رنسانس و گذار از دوران ما قبل به دوران مدرن را اختراع چاپ مي دانند. تا زماني كه زير ساخت هاي جامعه تغيير بنيادي نكند، نمي توان انتظار تحول فكري گسترده اي را در جامعه داشت. پس كتاب خواني پديده اي نيست كه بتوان براي آن نسخه اي مجرد و ناگهاني نوشت. نياز به بسياري عوامل ديگر دارد كه تحليل آن البته نياز به بحث مفصل ديگري دارد.
بي ترديد مشكلات اقتصادي جامعه و تنگناهاي معيشتي، نداشتن اوقات فراغت و فقدان آرامش و فراغت ذهني در كاهش كتاب خواني مؤثر است؛ همين طور نبودن كتاب هاي مناسب و قابل خواندن و بالاخره كم سوادي جامعه؛ منظور تنها نداشتن بوردهاي تحصيلي و تخصصي يا مدارك تحصيلي نيست. كم سوادي يعني كمي اطلاعي و احساس نياز نكردن در زمينه به روز شدن دانش ها حتي در حوزه هاي كاري اشخاص. از آن جا كه حتي در دانش هايي مثل پزشكي نيز كه با سرعت بسيار در حال پيشرفت است؛ ما دچار نوعي ركود و توقف علمي در كشور هستيم، بنابراين اكثر باسوادهاي جامعه چندان احساس نيازي به افزايش دانسته هاي خود ندارند و به همين دليل، اين گروه نسبتاً عظيم از لحاظ جمعيتي، بسيار كم كتاب مي خوانند.
جعفريه: در جامعه ما اتفاق خاصي نيفتاده است كه مردم به كتاب كم تر گرايش داشته باشند. در تاريخ معاصر ما به غير از زمان هاي خاص مانند بعد از شهريور 20 يا كودتاي 28 مرداد 32 و انقلاب 57 كه كتاب خواني در زمان بسيار كمي رشد كرد، مردم كم تر به فرهنگ مكتوب توجه داشته اند و اين ريشه در علاقه مردم به فرهنگ شفاهي دارد. اما اين كه چرا آن عده معدود نيز تقليل يافته اند، باز خود جاي بحث دارد كه علت هاي مختلفي براي آن مي توان برشمرد؛ مانند كمبود اوقات فراغت، احساس اين كه مطالعه مورد نياز نيست، غم نان و ...
حسين زادگان: اين اتفاق، يك شبه رخ نداده است و نمي توان انتظار داشت يك شبه حل شود. مسأله اين نيست كه مردم كتاب خوان ايران، ناگهان خريدن و خواندن كتاب را فراموش كرده باشند. اين اتفاق به مرور افتاده است و قرن ها سابقه تاريخي دارد. اگر در تاريخ خودمان جست و جو كنيم، كتاب و وابستگان به آن را هميشه در رنج ديده ايم. با چند سطر شعر "من يار مهربانم" كه نمي شود روي حافظه تاريخي يك ملت خط كشيد. در فرهنگ پنهان ما، كتاب يك كالاي خطرناك است و بايد از آن دوري كرد.
البته مشكل اقتصادي هم، در مسأله دخيل است؛ اما اگر كتاب چنان تاريخچه اي نداشت و توانسته بود به كسوت كالايي ارزشمند با سود مادي و معنوي ملموس درآيد، به هر حال مثل باقي ارزش ها و ضرورت ها به نحوي براي تهيه آن برنامه ريزي مي شد.
مسأله مميزي كتاب تا چه اندازه در كم شدن اشتياق مردم به كتاب خواني مؤثر بوده است؟
لاهيجي:
آقايان در جواب مي گويند كه مميزي هميشه وجود داشته است. گويا مي خواهند تخلف خود از قانون اساسي را به گذشته تعميم دهند؛ انگار اگر بگويند در گذشته تخلف مي شده است از اهميت موضوع كاسته مي شود. واقعيت اين است كه امر مميزي كتاب كه كاملاً مغاير قانون اساسي است، مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي و دستور العمل وزارت ارشاد است كه اعتماد همگان را از كتاب سلب مي كند. نه تنها نويسنده داخلي به خود سانسوري مي پردازد كه ما به خود اجازه مي دهيم در آثار جهاني نيز دست ببريم. اگر حساب و كتابي در كار بود، بايد حساب پس مي داديم. براي آقايان، عدم پيوستن ما به كپي رايت جهاني دستشان را باز مي گذارد كه هر بلايي مي خواهند سركتاب بياورند.
اردهالي: راجع به سانسور يا به قول شما و به بيان محترمانه ترش مميزي، چه مي توان گفت، وقتي حتي متوليان آن هم از پذيرفتن مسؤوليت گريزانند؟ حداقل مطابق قانون اساسي ما عملي غير قانوني است. اين كار مانند هر عمل غير قانوني ديگر نيز روندي كم و بيش مخفي و دور از انظار دارد و تلاش مي شود سند و مدركي رسمي بر جاي گذاشته نشود. ناشر موظف است قبل از چاپ و انتشار كتاب، آن را براي گرفتن مجوز به اداره ي كتاب تحويل دهد. گروهي هم به نام بررسي موظف به خواندن آن ها و تعيين مواردي هستند كه بايد تغيير پيدا كند يا حذف شود. طبيعي است كه بسته به شخص بررسي كننده و شرايط روحي و رواني و علمي او، هر كتاب سرنوشت هاي متفاوتي را مي تواند پيش رو داشته باشد. گاه به نظر مي رسد كه مميز كتاب، نماينده شاگردان تنبل دانشگاه و حوزه است؛ همان ها كه خوش دارند به درك و دانش كمي كه دارند تكيه زنند و به دانسته هاي خود دل خوش دارند تا نانش را بخورند و آبي در خوابگه شان ريخته نشود. اين ها گاه برداشت نو و ايده هاي تازه و حتي تعبيرهاي بديع در حوزه ي ادبيات و انديشه و روايت هاي تازه و بحث برانگيز در حوزه ي تاريخ را بر نمي تابند و بدين ترتيب جامعه را دچار ركود و جمود فكري مي كنند. گاه نيز گرايش به اين است كه هر اثري را به قامت آن چه معمول بوده است ببُرند و با اصرار در اين امر، تنوع را از ميان مي برند و دست بالا گلزاري ايجاد مي كنند كه فقط يك گل در آن ديده مي شود. به اين ترتيب، اشتياق در خواننده از بين مي رود و تلاش هاي كمي هم كه براي تشويق خلق خدا به مطالعه صورت مي پذيرد، بي اثر مي شود. ناگفته نماند كه درصد كوچكي از حدود 20 هزار عنوان كتابي كه سالانه منشتر مي شود با مشكل مميزي مواجه است. اما همين درصد كوچك در حوزه انديشه و كتاب، مي تواند تحركي ايجاد كند. البته دوستان در وزارت ارشاد خود را موظف مي دانند كه با صرف هزينه اي گزاف تمامي اين حدود 20 هزار عنوان را بررسي و درباره ي آن اظهار نظر كنند. حالا فارغ از جنبه هاي ديگر، ببينيد با اين تعداد عنوان كتاب و تعداد به هر حال محدود بررسي كنندگان چه مدت طول مي كشد كه تكليف يك كتاب مشخص شود و ناشر توليد كننده ي كتاب چه برنامه ريزي براي كار توليدش مي تواند داشته باشد!؟ اين سير مميز، نويسنده، مترجم، ناشر و سر آخر خواننده و حتي خود بررسي گر را هم نا اميد و افسرده مي كند و از شوق مي اندازد. ادبيات فارسي مايه ي فخر ما ايراني هاست. ببينيد كه اگر در گذشته مميزان با آثار حافظ و سعدي و خيام و روزبهان بقلي و مولوي و نظامي و ... آن مي كردند كه امروزه اداره ي كتاب با برخي آثار مي كند، ما به چه چيزي مي توانستيم مباهات كنيم؟ به جاي اين كه ايده هاي نو و حتي غلط بعد از انتشار در سطح جامعه توسط عالمان و متفكران حوزه ها و دانشگاه ها و خارج از حوزه و دانشگاه بررسي و نقد شود و از اين رهگذر تحركي در حوزه ي انديشه و فرهنگ و هنر پديد آيد و جامعه تعالي يابد، گاه اين آثار در همان محدوده ي اداره كتاب، نقد و اجباراً توسط مؤلف يا مترجم اصلاح مي شود.!
جعفريه: چون كلمه ي مميزي يا به عبارت ديگر سانسور، از ديد مردم به خودي خود كلمه اي است با بار منفي؛ وقتي كه مردم مي فهمند اداره اي به نام مميزي كتاب وجود دارد و كتاب قبل از چاپ در اين اداره بررسي مي شود و سپس مجوز چاپ مي گيرد، فكر مي كنند كه تمام كتاب ها با سانسور منتشر شده است. در صورتي كه ما به عنوان ناشر مي دانيم كه بيش از هشتاد درصد كتاب ها دست نخورده و بدون سانسور منتشر مي شود. چند روز پيش در يكي از هفته نامه ها، آقاي احسان نراقي گفت و گويي داشتند و عنوان كرده بودند كه مردم كتاب حافظ را بدون سانسور مي خواهند. در حالي كه ما مي دانيم ديوان حافظ بدون هيچ تصرفي منتشر مي شود. از طرف ديگر، امروزه با گسترش وسايل ارتباط جمعي، اصل يك كتاب مي تواند بدون سانسور به سهولت در اختيار افراد قرار بگيرد و كتاب هايي كه با سانسور منتشر مي شود، بسيار زود شناسايي مي شود. در يكي از برنامه هاي ماهواره اي هفته گذشته، مجري درباره ي ديوان پروين اعتصامي صحبت مي كرد و چاپ اول آن را كه در سال 1316 چاپ شده است با چاپ سوم بعد از شهريور 1320 مقايسه مي كرد و از سه بيت حذفي آن در چاپ سوم كه توسط برادر پروين اعتصامي صورت گرفته بود ياد مي كرد. سپس به حذف يك شعر كامل از ديوان پروين اعتصامي كه احتمالاً توسط اداره ي كتاب وزارت ارشاد در سال هاي دهه 1370 صورت گرفته است اشاره مي كرد و از ناشران ديوان پروين گله مي كرد كه نبايد زير بار اين حذف مي رفتند. خوب همه اين ها تبعات منفي سانسور است و براي خواننده بدبيني ايجاد مي كند و اشتياقشان را براي كتاب خواني كم مي كند.
حسين زادگان: مميزي در كاهش شوق مردم به كتاب خواني بسيار مؤثر بوده است. اين طور نيست كه بتوان سال هاي سال جلوي انتشار خيلي از كتاب ها را گرفت، لغت به لغت كتاب ها را مميزي كرد و باز با ملتي كتاب خوان و فرهنگي رو به رو بود.
مميزي نه تنها اشتياق مطالعه را كاهش مي دهد، بلكه به وسوسه ي تغيير رويه ي ناشران هم دامن مي زند. وقتي بارها و بارها انتشار يك كتاب با مشكل رو به رو شود، رفته رفته ناشران به چاپ كتاب هاي سطحي تمايل پيدا مي كنند. كتاب هاي بي دردسري كه اتفاقاً، با توجه به شرايط فرهنگي جامعه، سود آور هم مي توانند باشند.
كمبود و گراني كاغذ و ديگر كالاهاي مورد نياز صنعت چاپ، تا چه ميزان بر شمار انتشار و گراني كتاب تأثير گذار بوده است؟
لاهيجي:
آن چه بر شمارگان كتاب تأثير گذار بوده است. كمبود كاغذ نيست، بلكه شمارگان خواننده است. اگر كتاب بتواند شوقي در جامعه برانگيزد؛ قيمت كاغذ را مي شود با تيراژ بالا جبران كرد اشكال، نبودن خواننده، حضور ناشران غير حرفه اي در بازار كتاب و سوق دادن خواننده جماعت به سوي آثار ساده، بي خطر و خنثي است بي آن كه به عواقب آن انديشيده شود. حتي اگر كاغذ هم فراوان باشد، ناشر جرأت نمي كند حتي بهترين كتاب را با تيراژ بيش از 2000 نسخه منتشر كند. اين شمارگان براي 60 ميليون جمعيت و 35 ميليون جوان يعني مرگ نشر، مرگ ناشر و مرگ كتاب.
اردهالي: طبعاً گراني مواد و مصالح توليد، در قيمت تمام شده و بهاي فروش كتاب و روند مصرف آن تأثير مستقيم دارد؛ اما نمي توان از اين مسأله پيش گيري كرد. در جامعه اي كه گراني شتابي فزاينده دارد، نمي توان مانع گراني مواد مصرفي شد كه بيش تر نيز اقلام وارداتي است. اما آن چه امسال روند توليد كتاب را دچار مشكلات جدي كرد؛ كم شدن ناگهاني واردات كاغذ و افزايش زياد قيمت آن است. البته در مقايسه با بي اشتياقي مردم به خواندن كتاب كه بخشي ناشي از نداشتن عادت به مطالعه است و بخشي هم ناشي از بي اعتمادي نسبت به محتواي كتاب هاست و اين هم از نتايج مميزي است، افزايش عادي قيمت كتاب در فروش آن تأثير چنداني ندارد.
جعفريه: كمبود و گراني كاغذ و ديگر كالاهاي مورد نياز، متأسفانه ارتباط مستقيم با انتشار كتاب دارد. نشر ما ناخواسته، صددرصد به دولت و منابع آن وابسته شده است. از همان شروع كار كسي كه مي خواهد در اين حوزه فعاليت بكند بايد اين وابستگي به دولت را بپذيرد. بر خلاف صنوف ديگر كه براي پيوستن خود به صنف مربوط بايد از اتحاديه صنفي خود پروانه فعاليت بگيرند، ناشران بايد از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز نشر بگيرند. مجوز نشر هر كتاب را وزراتخانه صادر مي كند، كاغذ و فيلم و زينگ را نيز دولت و سازمان هاي وابسته به آن در اختيار ناشر قرار مي دهد، وام هاي نشر براي چاپ كتاب و تسهيلات خريد مكان براي انتشارات را بايد دولت در اختيار متقاضي يعني ناشر قرار دهد. خريد كتاب هايي كه براي تجهيز كتابخانه ها، مدارس و حمايت از ناشر خريداري مي شود، توسط نهادهاي دولتي انجام مي گيرد. برگزاري نمايشگاه هاي بين المللي و استاني و شركت در نمايشگاه هاي خارج از كشور همه توسط نهادهاي دولتي انجام مي گيرد و ... با اين تفاصيل، در هر كدام از اين مراحل اگر مشكلي پيش بيايد كه مي آيد بر انتشار كتاب تأثير گذار است.
حسين زادگان: كمبود كاغذ از ابتداي سال 83 باعث شده است تا به ناچار عناوين كم تري منتشر كنيم و با توجه به محدود بودن سهميه كاغذ، تيراژهايمان را كاهش دهيم. از طرفي، كتاب در ايران در مقايسه با كالاهاي ديگر گران نيست و اصولاً كتاب نخواندن مردم به دليل بهاي آن نيست. اشكال در جاي ديگر است؛ در اصل ناشران براي قيمت گذاري به عرف بازار توجه دارند و گراني كاغذ و ديگر مواد اوليه در كوتاه مدت تأثير گذار نيست.
به نظر شما آيا توزيع كتاب در سراسر كشور، به نحوي كه شهرستان ها را نيز به درستي پوشش دهد، عادلانه و بسامان است؟ اگر نه، چه مشكلات و موانعي بر سر راه توزيع بسامان كتاب وجود دارد؟
لاهيجي:
آقاي عزيز! اشكال در توزيع، بخشي از مشكل است. آن گاه كه هيچ نهادي به وظيفه اصلي خود عمل نمي كند و در عوض به اموري مي پردازد كه خارج از حيطه وظايف اوست و وقتي نوعي پانهادن بر روي قانون وجود دارد، اين توزيع نيست كه وضع فرهنگ مكتوب را چنين بي سامان كرده است. برنامه گسترش فرهنگ كتاب خواني در برنامه هاي فرهنگي كلان كشور نا پديد است. در عوض، كاغذ و مميزي و جواز نشر و باز بيني سوابق ناشر از اهم كارهايي ست كه برنامه ريزان كلان كشور انجام مي دهند. در اين جا، اتحاديه ناشران كه بايد حامي منافع ناشران باشد و آن قدر قدرتمند كه بتواند در مقابل وزارت ارشاد بايستد و حق طلبي كند؛ تبديل به مجري و امربر وزارت ارشاد شده است و در حقيقت شير بي يال و دم و اشكم كه همه ي اختيارات قانوني و صنفي از او گرفته شده و دلش به اين خوش است كه كاغذِ تحويلي از وزارت ارشاد را بين ناشران قسمت كند. تا روال كار چنين است، براي نشر و براي كتاب و براي ناشر معجزه اي رخ نخواهد داد.
اردهالي: توزيع كتاب در ايران فاقد يك سيستم مدرن و توسعه يافته است. توزيع و بازاريابي كتاب شكل سنتي و بسيار عقب افتاده اي دارد و هنوز يك بانك اطلاعاتي دقيق در مورد تعداد كتاب فروشان فعال در سطح كشور، گستره ي دانشگاهي كشور، ميزان مصرف كتاب در نقاط مختلف، سرانه ي مصرف در شهرهاي مختلف و نظام حمايتي از توزيع وجود ندارد. فقدان پوشش بيمه اي و احتمال سوخت مبلغ كتاب هاي پخش شده، عدم حمايت نظام بانكي كشور از سيستم توزيع، عدم ارتباط درست بين توزيع كنندگان و ناشران، نداشتن بازارياب متخصص در امر توزيع كتاب و مهم تر از همه بازده اقتصادي اندك در حوزه ي توزيع كتاب، مانع وارد شدن افكار نو و اشخاص مبتكر و نيز سرمايه ي هنگفت در اين عرصه مي شود. اين ها همه از عوامل ضعف توزيع كتاب در ايران است. طبيعي است كه با اين انبوه مشكلات نمي توان به درستي سطح كشور را نيز پوشش داد.
جعفريه: به علت اين كه صورت مسأله توزيع كتاب در ايران اشتباه نوشته شده است، نمي توان به حل آن پرداخت. حدود هشت هزار ناشر، حال اسماً يا رسماً، به عنوان يك كالا كتاب توليد مي كنند و حدود هزار و پانصد عرضه كننده يا كتاب فروش، اين توليد را عرضه مي كنند. اين خود دليلي براي آن مدعاست. در هيچ كجاي دنيا، هيچ صنفي را نمي توانيد پيدا كنيد كه توليد كننده اش از عرضه كننده بيش تر باشد. هرچند بگوييد كه همه ي هشت هزار ناشر، كتاب چاپ نمي كنند چون تمام هزار و پانصد كتاب فروشي هم كتاب نمي فروشند و بيش تر لوازم التحرير و كالاهاي جانبي مي فروشند.
مسأله ي ديگر اين است كه توزيع كتاب در ايران به صورت قطعي است؛ يعني توزيع كننده كتاب را طي فروش قطعي به كتاب فروشي مي دهد و كتاب فروش نيز به علت اين كه بايد براي يك كتاب، هشتاد درصد سرمايه خود را سرمايه گذاري كند تا احياناً با فروش آن بيست درصد سود ببرد، اين خطر را كم تر مي پذيرد. او در ذهن خود اول كتابي را در نظر مي گيرد كه مي تواند بفروشد و سپس سفارش آن را مي دهد. به همين دليل است كه بسياري از كتاب ها حتي فرصت حضور در كتاب فروشي را نمي يابند. در بيش تر كشورهاي دنيا، توسط مراكز توزيع، كتاب به صورت اماني در اختيار كتاب فروش قرار مي گيرد و كتاب فروش ديگر دغدغه ي نفروختن آن را ندارد و پس از طي زمان توافق شده، تعداد كتاب هايي را كه فروخته است با توزيع كننده تسويه مي كند.
حسين زادگان: توزيع كتاب در صنعت نشر ايران كاملاً در نقطه كور قرار دارد و ديده نمي شود. نهادهاي رسمي، بخش توزيع كتاب را به رسميت نمي شناسند. توزيع كتاب تعريف و ضوابط ندارد. شيوه ي عمل در اين بخش، از روي آزمون و خطا تعيين مي شود و گاه به خطاهايي منجر مي شود كه قابل جبران نيست.
در مجموع، كتاب صنعت پر سودي نيست و بازگشت سرمايه در آن به شدت كند است و اين يعني كاسته شدن از امكان خطر كردن كه توزيع را هم در بر مي گيرد. بله، توزيع كتاب عادلانه و بسامان نيست؛ اما مشكل عمده متوجه توزيع نيست. همه ي وابستگان به كتاب، درپي فروش كتاب، هستند. اگر مشكلي هست، به همان دلايل فرهنگي – تاريخي نداشتن خريدار كتاب است.
براي رونق بازار كتاب و برانگيختن اشتياق مردم به كتاب خواني، چه چاره و تمهيدي مي توان انديشيد؟
لاهيجي:
"چشم ها را بايد شست؛ جور ديگر بايد ديد." بايد مردم را باور كنيم و اختيار آن چه مي خواهند ببيند و آن چه مي خواهند بشنوند را به خودشان بسپاريم و يادمان نرود كه دولت ها خادمان مردم اند و نه مخدومان و مردم بالغانند و نه سفيهان.
اردهالي: من چاره اي فوري سراغ ندارم. ميل و عادت به كتاب خواندن را با آمپول نمي توان به مردم تزريق كرد. شايد بتوان دو نوع راه كار پيشنهاد كرد كه البته نتيجه ي فوري نمي توان از آن انتظار داشت.
از يك سو، نقش آموزش و پرورش در علاقه مند كردن افراد به كتاب بسيار مهم و مؤثر است؛ اين كه بتوان از سنين كودكي و دوران پيش از دبستان، كتاب را به كودكان نزديك و ميل به خواندن را در آن ها نهادينه كرد. نقش توامان خانواده ها و آموزش و پرورش بسيار مهم است و پذيرفتن اين اصل كه خواندن كتاب هاي متفاوت مي تواند در گسترش دنياي ذهني كودكان و رشد فكري آن ها نقش مؤثري داشته باشد. محدود كردن كودكان به كتاب هاي درسي كه واقعاً فاقد جاذبه است، نه تنها مؤثر نيست بلكه به نوعي عدم علاقه به خواندن را استمرار مي بخشد.
از طرف ديگر، همان طور كه پيش از اين هم گفتم؛ صنعت كتاب پديده ي جوامع مدرن است. تيراژ كتاب در كشورهاي توسعه يافته ي آمريكا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن و كره با تيراژ آن در كشورهاي رشد نايافته يا در حال توسعه اصلاً قابل قياس نيست. پس آيا براي گسترش كتاب خواني بايد صبر كنيم تا ما هم در زمره ي آن كشورها قرار بگيريم؟ نه! به نظرم گسترش و تقويت نهادهاي غيردولتي حامي كتاب نظير اتحاديه ي ناشران و كتاب فروشان و كانون ها، تأسيس كتابخانه هاي جديد و غني كردن و تنوع بخشيدن به كتاب هاي كتابخانه هاي موجود، تلاش براي حذف عمل غيرقانوني مميزي كتاب، پيوستن به كپي رايت جهاني، برگزاري سمينارها و نشست هاي علمي و عمومي براي نزديكي مردم به كتاب، برپايي نمايشگاه هاي گوناگون داخلي و بين المللي براي عرضه ي كتاب، چاپ نشريات تخصصي كتاب، برنامه هايي براي معرفي كتاب با حضور مؤلف و مترجم مي تواند از عوامل بهبود عرضه و در نتيجه علاقه مندي بيش تر مردم به كتاب شود.
جعفريه: رونق كتاب و برانگيختن اشتياق مردم، يك همت ملي مي خواهد و در اختيار شخص يا نهاد خاصي نيست. از خانواده به عنوان مهم ترين نهاد بايد شروع كرد. وظيفه مادران و پدران است كه فرزندان خود را با كتاب آشنا كنند؛ هر چند كه مسايلي مانند فقر و بي سوادي نگذارد. مدرسه نيز مكاني است كه فرزندان ما بايد توسط معلمانشان با كتاب آشنا شوند؛ هر چند كه سياست آموزش و پرورش اين نباشد و معلم براي امرار معاشش درگير تهيه لقمه اي نان باشد. وظيفه الهي و وجداني معلمان ما انسان بار آوردن است و اين صورت نمي گيرد مگر با آشناكردن شاگردان با كتاب.
وسايل ارتباط جمعي نيز براي اين رونق بايد همت به خرج دهند. برنامه سازان راديو و تلويزيون بايد در جهت آشنا كردن مردم با كتاب بكوشند. هرچند كه سياست بعضي از مديران راديو و تلويزيون اين نباشد. وجود چندين كانال تلويزيوني، درون مرزي و برون مرزي، مي تواند به معرفي فرهنگ مكتوب ما بپردازد. ولي هرچه اين ارتباطات گسترده تر مي شود، برنامه هاي حوزه ي كتاب كم تر و كم رونق تر مي شود. البته ناشران بخش خصوصي هم به علت گران بودن هزينه ي تبليغات و ضعيف بودن اقتصاد كتاب نمي توانند براي تبليغ در اين رسانه ملي حضور داشته باشند.
حسين زادگان: فكر مي كنم در پاسخ به همان پرسش اول به اين سؤال هم جواب دادم. با عملكرد درست بايد آن خاطرات تلخ را از ذهن ها پاك كرد و كتاب خواني را به ارزشي ملموس تبديل كرد.

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 مسابقه ماهانه !؟

با سلام خدمت شما

اگر میخواهید معیار هایی از خودتان بدست بیاورید _ اگر میخواهید در زندگی خود تامل کنید ونگاهی هرچند کوتاه و مفید به زندگی و روزگار خود بیاندازید و در این باره تفکری کنید ! خب این راباما مطرح نمایید و بغیر از اینکه در مسابقه ماشرکت مینمایید از جوایز واقعی ما بهره مند شوید ! بر روی متن زیر کلیک نمایید .

                              **************

 

                www.am-system.blogsky.com

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 سال پاسخ گویی ! انتخاب ریاست جمهوری؟

 

انتخابات ریاست جمهوری، فضاسازی ها و واقعیت ها

***

بدون آن که خواسته باشم از گونه ها و سیستم های حکومت های موجود کالبد شکافی به دست دهم، لازم می دانم به کوتاهی، به چند گونه رایج از سیستم های جمهوری امروز دنیا اشاره کنم.
امروز به طور عمده با سه نوع ساختار جمهوری برخورد داریم:
1- جمهوری های متکی بر پارلمان با حضور حزب های قوی و آزاد و نقش آفرین. این گونه جمهوری ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند که عبارتند از: جمهوری های ریاستی که رییس جمهور، ریاست قوه مجریه و فرماندهی کل نیروهای نظامی و انتظامی را برعهده دارد و بلند مرتبه ترین مقام کشور به شمار می رود و هرقدر رای بیش تری بیاورد، از قدرت مانور بیش تری برخوردار خواهد بود. با این حال چنان چه حزب یا حزب های مخالف او در مجلس از اکثریت برخوردار باشند، حتی با رأی بالا ناگزیر خواهد بود تا سیاست تعامل با مجلس را در پیش بگیرد. این سیستم ریاست جمهوری خود به دو گونه متفاوت تقسیم می شود؛ یا رییس جمهور، ریاست دولت را نیز برعهده دارد یا این که وی از میان چهره های حزب اکثریت یا حزب هایی که با هم ائتلاف کرده اند، فردی را به عنوان نخست وزیر و رییس دولت بر می گزیند. نمونه نخست را در سیستم آمریکا و نمونه دوم را در سیستم فرانسه می توان دید.
2- ساختار دیگر، جمهوری های نظامی برآمده از کودتاست که در بیش تر موارد، هم دارای پارلمان هستند و هم دارای حزب؛ نمونه بارز آن در پاکستان، عراق، سوریه و شمار زیادی از کشورهای آفریقایی و طی سال های دراز آمریکای جنوبی دیده می شود. در این سیستم ظاهر جمهوری حفظ شده، ولی قدرت اصلی در اختیار ارتش و مرد نیرومند مورد حمایت آن است که سمت رییس جمهوری را دارد.
3- گروه سوم جمهوری هایی هستند که نظیر کشورهای مشروطه واقعی مانند؛ انگلستان، سوئد، هلند و ... رییس جمهور چون پادشاه یک نقش تشریفاتی دارد و در کار دستگاه دولت دخالتی ندارد که به عنوان نمونه می توان به آلمان و هند اشاره کرد. در این گروه نیز پارلمان و حزب ها نقش اساسی بر عهده دارند.
قصد از اشاره به این گونه های مختلف، آن بود تا نشان دهیم که ساختار جمهوری اسلامی در ایران، هیچگونه تشابهی با ساختارهای بر شمرده شده ندارد. رییس جمهور در ایران نه تنها مقام اول کشور به شمار نمی رود که نقش هماهنگ کننده سه قوه کشور را هم بر عهده ندارد. با وجود آن که وی عنوان ریاست قوه مجریه را دارد، مهم ترین ابزار حفظ استقلال کشور و امنیت همه جانبه جامعه، یعنی نیروهای مسلح و نیروهای انتظامی کشور را در اختیار ندارد و از نظر سیاست خارجی نیز وزارت خارجه و دولت نقش اصلی را در سیاست گزاری برعهده ندارند و فقط مجری تصمیم گیری های ارگان های فرا دولتی هستند.
وزارتخانه های فرهنگی، آموزشی و پژوهشی در موارد اساسی و حتی برای انتخاب رییس یک مرکز آموزشی عالی در چارچوب تصمیم گیری های ستادی و تصویب آن از سوی هیات دولت، نمی توانند عمل کنند و شورای انتصابی انقلاب فرهنگی تصمیم گیر اصلی به شمار می رود. مجتمع عظیمی به نام دانشگاه آزاد از هر گونه نظارتی در ابعاد گوناگون برکنار است و وزارت علوم هیچ کنترلی بر کار آن ندارد. دستگاه بسیار اثر گذاری چون صدا و سیما، اگر به صورت علنی در تمامی زمینه ها دولت و ارگان های وابسته به آن را به شدت زیر سؤال نبرد، هنر کرده است. در پخش اخبار، مطالب مربوط به ریاست جمهوری، جزو خبرهای دست چندم است. دستگاه گسترده سازمان مدیریت و برنامه ریزی که باید قلب و مرکز برنامه ریزی کشور باشد، در عمل می بایست مجری نظریات کمیته های مجمع تشخیص مصلحت باشد. این ها و مطالب پرشمار دیگر و به ویژه دو عامل بسیار مهم؛ نبود شرایط لازم برای حضور و فعالیت احزاب سیاسی ملی خارج از حاکمیت و دو دیگر سد و بند نظارت استصوابی شورای نگهبان در جهت حذف بی چون و چرای نامزدهای ریاست جمهوری نا وابسته به حاکمیت؛ همه و همه دست به دست هم داده اند تا در ایران در عمل جمهوری بیان یک شکل باشد تا محتوی.
از نظر حاکمیت موجود، همین که شخصی به عنوان رییس جمهور در حاکمیت وجود داشته باشد کافی است. به همین دلیل به شدت با پیشنهاد بسیار نیم بند آقای خاتمی در لایحه مربوط به اختیارات ریاست جمهوری برخورد شد و ایشان را وادار ساخت تا آن را پس بگیرد و به حق، خود و دولتش را «تدارکچی» بنامد.
حال پرسش این است که با چنین اوضاع و احوالی و شکل گرفتن مجلس هفتم بر اساس گزینش های شورای نگهبان و قهر اکثریت ملت، چگونه است که از چند ماه پیش همه نیروهای درون حاکمیت، از اصلاح طلبان گرفته تا انحصار طلبان، به گونه ای غیر منتظره پا به میدان گذارده اند و تبلیغات گسترده ای را درباره انتخابات ریاست جمهوری و نامزدهای مختلف برپا داشته اند؟
به نظر می رسد که هدف اصلی هر دوجناح، حول این محور قرار دارد تا با گرم کردن فضا، شرایطی فراهم آورند تا بر توده جامعه تأثیر بگذارند و بر خلاف انتخابات شوراها و مجلس هفتم، بکوشند تا شماری از اکثریت عظیم خاموش را به پای صندوق ها بیاورند. با توجه به تنگناهای شدیدی که جامعه بدان دچار آمده است حاکمیت علاقه مند است تا با افزایش حضور مردم، به گونه ای مشروعیت خود را به اثبات برساند. بی جهت نیست که برخی از حکومت گران از هر فرصتی استفاده می کنند تا بر انجام انتخابات مختلف در کشور در پی رویداد بهمن سال 57 تکیه کنند، بدون آن که درباره نحوه انجام انتخابات و میزان آزادی آن سخن بگویند.
اصلاح طلبان که به شدت بر اثر رفتار کجدار و مریز. بر اعتبارشان لطمه وارد آمده است و اکثریت عظیمی از مردم امیدوار به انجام دگرگونی های بنیادین و ضروری در کشور، به علت محافظه کاری شدید آن ها و تأکید مکررشان بر ادامه فعالیت در چارچوب نارسای قانون اساسی موجود، از آنان روی برتافته اند، امید دارند با بهره جویی از انتخابات ریاست جمهوری، بار دیگر توجه بخشی از این نیروی عظیم روی برتافته را به سوی خویش جلب کنند. به همین دلیل است که با یک مانور خاص، بر آن شده اند تا بر فردی تکیه کنند که هیچ گاه به صورت نیمه فعال هم در صف آن ها قرار نداشته است. آنان می دانند که از چهره های مطرح جریان اصلاح طلبی، فردی که بتواند از جاذبه لازم برخوردار باشد وجود ندارد؛ شرایطی که در طی دو سال اخیر این جریان با آن روبه رو بوده است. بنابراین به موضوع نامزدی آقای مهندس موسوی به سکان داری روحانیون مبارز، نزدیک ترین و هم سوترین گروه از اصلاح طلبان با بدنه حاکمیت و قله هرم آن، اقبال نشان می دهند؛ بدون آن که بخواهند به شکاف ژرف استراتژی های اعلام شده خود طی سالیان گذشته با دیدگاه های مهندس موسوی در طول دوران طولانی مسؤولیت او اشاره ای داشته باشند. بلکه به اعتباری، برای آن که به طور کامل از صحنه قدرت حذف نشوند، بر آن شده اند که با توجه به دور بودن کامل مهندس موسوی از صحنه فعالیت های سیاسی طی پانزده سال گذشته و از یاد رفتن ویژگی های دیدگاهی و عملکردهای او از ذهن شمار بسیاری از مردم، او را مورد حمایت قرار دهند. باشد که بتوانند در طی سال های آینده، فرصت باز سازی را به دست آورند و ذهنیت جامعه را نسبت به خویش تعدیل کنند. ولی نکته مهمی که نادیده انگاشته می شود، وضع به شدت بحرانی کشور است که هیچ گاه تا بدین درجه، منافع کلان ملی، تمامیت ارضی و استقلال و وحدت ملی آن در خطر قرار نداشته است. امروز، دور تا دور میهن ما از سوی آمریکا از نظر نظامی و حضور بسیار فعال او از جنبه سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی در محاصره قرار دارد. شرایط نابسامان کنونی در وضعی است که شیخ نشین ها و کشورهای کوچکی که چند سال است پایه عرصه وجود گذارده اند، به اعتبار قرار گرفتن زیر چتر حمایتی آمریکا، با جسارتی وقیحانه نسبت به سرزمین های ایران ادعای ارضی می کنند و کار را به جایی رسانیده اند که گام به گام می کوشند تا حمایت های منطقه ای و فرا منطقه ای را نیز به دست آورند. به دلیل نا توانی دستگاه دیپلماسی حاکمیت و تداوم بخشیدن به سیاست رو در رویی با قدرت های غربی، در عمل منافع عظیم ایران در دریای مازندران در خطر قرار گرفته است و در حالی که دیگران مشغول فعالیت های گسترده اکتشاف با سرمایه شرکت های بزرگ نفتی هستند، ما جز فریاد برآوردن و دست کم کمترین میزان سهم را خواستن، هیچ کاری از پیش نبرده ایم. در خلیج فارس، به دلیل نارسایی های قانون اساسی در زمینه جلب و جذب سرمایه های خارجی، سالیان درازی است که امیر نشین کوچکی چون قطر، از حوزه مشترک نزدیک 20 میلیارد دلار برداشت داشته است و ما هنوز برای جلب حدود پنج میلیارد دلار به این در و آن در می زنیم و به ناچار به قرار دادهایی با سودهای کلان به نفع دولت های خارجی تن می دهیم.
در جریان 25 سال جنگ و درگیری های افغانستان، با همه خسارت هایی که بر ما نیز وارد شده، به دلیل دخالت ارگان های مختلف وابسته به حاکمیت و نبود یک ستاد سیاست گزاری و اقدام کار آمد و منسجم، امروز در شرایطی به سر می بریم که نه تنها از نظر سیاسی از حضور مؤثر بی بهره هستیم که از نظر اقتصادی و فرهنگی نیز، حتی از کشورهایی چون ترکیه عقب افتاده ایم و قطره ای از آب هیرمند به سوی ایران روانه نمی شود و فاجعه زیست محیطی و مهاجرت دسته جمعی مردم سیستان را شاهد هستیم.
در جریان عراق، با بد عمل کردن ها، خود را در تنگنا قرار داده ایم و با وجود لطمه های سنگینی که از دوران جنگ تا کنون نصیبمان شده است، راه های حضور منطقی و ممکن را برخود بسته ایم. و شرایطی شکل گرفته است که می تواند موجب آن شود که ما همچنان برای طولانی مدت روابط پر تنشی با عراق داشته باشیم و نتوانیم با مشارکت مؤثر در باز سازی آن کشور به نفع توان اقتصادی و بخش خصوصی خودمان بهره بجوییم.
در زمینه تشنج موجود مربوط به مسأله بهره برداری از انرژی هسته ای، بارها گفته و نوشته ایم که حق مسلم ایران را در فضایی پر تنش نمی توان به دست آورد و از آن بهره جست. واقعیت های تلخ حاکم بر اوضاع جهان، چنان است که بدون برقراری تعامل با قدرت های جهانی و به ویژه با آمریکا و کسب حمایت آن ها در مجموعه ای از بده و بستان های هوشمندانه، امکان حفظ منافع ملی میسر نخواهد بود. ما باید جو مخالفت های همگانی را در برابر خود آرام سازیم و در قالب نوعی مشارکت، اطمینان جهانی را به خود جلب کنیم تا بتوانیم از این بن بست خطر ناک، جان سالم به در بریم و عمده تأسیسات اتمی و زیر ساخت های اساسی خود را از خطر انهدام اسلحه های دقیق و دور برد دشمن در امان بداریم. ادامه رجز خوانی هابرخی گرایش ها در جناح انحصار طلب که دن کیشوت وار همه قدرت ها را به مبارزه می طلبند، نه تنها موجبات عقب نشینی قدرت ها را فراهم نمی سازد که بهترین سند و مدرک را به دست می دهد تا نشان دهد ایران به سوی شرایطی مهار نشدنی گام بر می دارد و بر آن است نه تنها منطقه که سراسر جهان را به آتش بکشاند.
سخن درباره مشکلات و نارسایی های داخلی آن قدر فراوان است که باید صفحه های فراوانی را بدان اختصاص داد که از حوصله این نوشتار بیرون است. ادامه فرار مغزها و نیروهای کار از کشور به گونه مستمر جریان دارد و اردوگاه های پناهندگان در غرب، انباشته از گریختگان ایرانی است که به شدت حیثیت ملی ما را لکه دار ساخته است. جریان فرار سرمایه از کشور به گونه نگران کننده ای ادامه دارد؛ چنان که اعلام شد فقط در سال گذشته، یازده میلیارد دلار تنها روانه شیخ نشین امارات شده است. در برابر، از حضور سرمایه خارجی جز در چند مورد محدود و خاص در فلات قاره ایران، در زمینه های دیگر خبری نیست و امید هایی که به چند مورد در سال جاری بسته شده بود، با برخورد نا به هنجار مجلس هفتم و موضع گیری آن در قبال دولت متوقف ماند. بیش از چهل و پنج هزار طرح متوسط و بالا همچنان نا تمام باقی مانده است که هم سرمایه نجومی را از حرکت باز داشته و هم آن که به رشد بی کاری سرعت بخشیده است. نتیجه آن که فقر، فساد فحشا و نا امنی اجتماعی و بی کاری در کشور بیداد می کند و جامعه را به ستوه آورده است. برخوردهای خشونت بار با جوانان به بهانه های مختلف، اعصاب زیر فشار مردم را شکننده تر ساخته است. در چنین شرایطی است که نام هایی چند در برابر مهندس موسوی، از سوی گروه های مختلف انحصار طلبان، از طیف جریان های سیاسی – مذهبی سنتی بازار گرفته تا جریان تندرو انحصار طلبان که در مدتی کوتاه به هر صورت توانسته اند در شورای شهر و مجلس مسلط گردند، مطرح شده است. اکثریت آن ها به اعتبارهای مختلف، افرادی نیستند که توده جامعه بتواند پذیرای آن ها در چنین صحنه ای باشد. موقعیت هاشمی رفسنجانی با دیگران تفاوت هایی دارد که سبب شده است برخی گروه ها به نام وی اشاره کنند و همان مانوری که پیرامون مهندس موسوی صورت می گیرد، از سوی بخشی از جناح انحصار طلب نیز درباره او جریان داشته باشد.
هاشمی رفسنجانی با پشتوانه چند دوره ریاست مجلس، دو دوره ریاست جمهوری و سال ها تکیه زدن بر ریاست مجمع تشخیص مصلحت، حضور در ستاد تصمیم گیری در جنگ با عراق، نقش داشتن در سازماندهی سپاه و ... فردی است که تصور می کند شرایط لازم را نسبت به دیگر نامزدهای جناح انحصار طلب داراست. ولی نباید از یاد برد که با توجه به عملکرد ایشان در دوران ریاست جمهوری و موضع گیری های صریح او در برابر فضای باز و استقرار مردم سالاری در کشور، حمایت از نظارت استصوابی شورای نگهبان، سکوت در برابر فشار بر مطبوعات و اهل قلم و بسیاری از مسایل دیگر، با تجربه ای که در انتخابات دوره ششم شاهد آن بودیم، بسیار دور به نظر می رسد که ایشان بتواند از آرای متوسطی برخوردار شود، مگر آن که به اعتبار برخی حمایت های پشت پرده از سوی قدرت های حاکمیت، دست به مانور هایی بزند و بتواند به جامعه بقبولاند که جریان های صاحب قدرت حاکمیت نمی توانند او را زیر فشار قرار دهند. پدیده ای که با توجه به تجربه قبلی ایشان و واقعیت های موجود بعید به نظر می رسد؛ واقعیت هایی چون انسجام نیروهای تندرو نسل دوم انحصار طلبان که می کوشند خود را از زیر سایه قدرت مداران جریان سنتی بسته اندیش و مدعی نوطلبی، هر دو خارج سازند. واقعیت آن است که شرایط جامعه ایران و افکار عمومی مردم، به ویژه نسل جوان و نیروهای پر شمار دانشجویی و نوجوانان دانش آموز، در وضعی قرار دارد که دیگر با شعارهای تکراری گذشته و تأکید بر حفظ ساختار موجود عنوان شده در قانون اساسی و پی جستن سیاست تنش آفرینی با قدرت های جهانی و موضع گیری در قبال خواست های اساسی ملت نمی توان مردم را بسیج کرد و به صحنه آورد. خواست هایی چون؛ استقرار آزادی و حاکمیت ملی، حرمت به حقوق بشر، ارایه یک برنامه همه جانبه برای توسعه سیاسی و اقتصادی و فراهم ساختن شرایط برای فعال شدن حزب ها و سازمان های ملی بستر سازی برای رشد جامعه مدنی و بالاخره استقرار یک جمهوری توان مند متکی بر سیستم پارلمانی آزاد. .

                                                               ******

به نقل از نامه ـ شماره ۳۲                                                                 

 

 

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 معرفی
دوستان عزیز سلام

با آرزوی توفیق الهی برای شما به ثمر رسیدن وبلاگ رسمی دکتر علی شریعتی را به همه دوستداران ایشان و روشنفکران اسلامی تبریک عرض مینمایم .

 

www.Alishariati.Blogfa.Com

www.Shariati.Com

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 بزودی زود !

غريبه اى به نام مدرنيته در زندگى دين
 

---------------------------------------------------

بزودی در وبلاگ اختصاصی دکتر علی شریعتی

برای اطلاع بیشتر با آ ـ ام ـ سیستم گروپ تماس حاصل فرمایید .

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 کانون فرهنگی ایده

کانون فرهنگی ایده برگزار می کند:

 

  

گفتارهایی پیرامون نقش روشنفکران در تحولات فکری و اجتماعی تاریخ معاصر ایران

 

  سخنرانی، مناظره ، پرسش و پاسخ

 

 

 

سخنرانی پنجم:

 

تکوین  و تاثیر نظریه ی غرب زده گی در ایران

 

معرفی نظریه ی غرب زده گی در آراء احمد فردید و جلال آل احمد و تاثیر آنان بر جریانات روشنفکری ایران

 

 

دکتر علی قیصری، استاد تاریخ در دانشگاه سان دیاگو (کالیفرنیا)

 

گفتار ششم:

 

جایگاه دکتر علی شریعتی به عنوان روشنفکر – شورشی در تاریخ معاصر ایران

 

تحلیل نظرات شریعتی و بررسی تاثیرات آن در روند شکل گیری انقلاب و دولت اسلامی

 

دکتر علی رهنما، استاد اقتصاد در دانشگاه آمریکایی پاریس

 

                            زمان شنبه 12 مارس 2005 ساعت 3 بعد از ظهر

 

، استکهلم Husbyträff مکان:

 

برگزارکننده: کانون فرهنگی ایده با همکاری  ABF استکهلم

 

برای اطلاعات بیشتر:

ide.stockholm@gmail.com

Tel: +46 707409750

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 چیزی را از دست نمیدهید
دوستان عزیز در مسابقه ما شرکت کنید ـ بخدا از دستتان میرود !؟ یک بارم که شده شانس خودتان را امتحان کنید ! تنها ۳ الی ۴ دقیقه زمان شما صرف اینکار میشود !؟! این فرصت استثنایی را از دست ندهید . ببینید من کی گفتم ! این یک ترفند نیست ـ یک حقه نیست ـ یک شوخی مسخره نیست ـ یک ... بخدا نیست !

کمی خودتان و افکارتان را محک زده و مارا هم دراین مسیر طولانی کمک نمایید . کمی هم بفکر عاقبت و سعادت ذهنی خود باشید ! جوایز ما تهیه شده نگذارید روی دستمان بماند !؟! فقط با جواب یک سئوال آن هم برای خودتان و بشیوه خودتان ! آیا ارزش ندارد ؟

*******************

 

www.am-system.blogsky.com

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 پیامی از استاد راه حق _ مهعلم شهید ...

سايه و مايه و آيه،

تيغ و طلا و تسبيح،

زور و زر و تزوير،

اسنبداد و استثمار و استحمار، ...

«بدانيد که از اکنون تا لحظة مرگ يا قتل،

همچون بلال که در زير شکنجه فقط يک کلمه را تکرار ميکرد :

احد!  احد!  احد!

با هر شکنجه ای، فقط يک کلمه را تکرار خواهم کرد :

ارشاد! ارشاد! ارشاد

***********

مگر میشود بدون ارشاد دید ـ فهمید و ...

و بدون نگریدن ـ نفهمیدن ـ نشناختن و ... مگر میشود اسم خود را محقق و عالم به ... دانست ؟

آیا میشود ؟

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 مسابقه ما !

مسابقه هفته

آیا نمیخواهید در مسابقه ما شرکت نمایید ؟ آیا نمیخواهید فقط با جواب به یک سئوال ساده هم ما را با نقطه نظرات خود آگاه سازیدوهم خودتان با شانسی بیش از 60% برنده جواییز ما باشید؟                                    

                                            پس اینجا را کلیک کنید

                                       *************************

www.am-system.blogsky.com

 

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 با مخاطبان !؟

                                                               ساز سمن


                                                         سورنا سرباز وطن ‌رشید
                                              دانشجوی زبان انگلیسی دانشگاه تورنتو

                                       ----------------------------------------------------------------- 

                     چون صبا در موسم گل می‌کند ساز سمن
مست ماهور ایاغش ملک ایران تا ختن

                    بر رواق قصر مژگانت نشیند بوی گل
زخمه‌ی عطر نگاهت بر نوایش تاختن

                    از نگاه عطر زلفت می‌کند هر بوستان
جام رنگین بهاری بر لعالی ساختن

                    وای اگر اینک گشایی گیسوانت را به ناز
تار و پودش بر دو سوی شانه اطلس بافتن

                   برگشایی آن صدف‌گون لب که در دریای شور
بر شود تا با بهاران درّ ساجد ریختن

                   بارش ابرش نماید خال مشکین مهر‌سان
می‌نماید بلبل دل بیش از این در یافتن

                   بوی باران می‌دهد جام نگاه مست تو
مهر آن مهر کنار جانماز جان من

                                 ************************

                            WWW.Am-System.Persianblog.Com

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 روشنفكران دريابند كه چرا براي حرفهاي آنها مخاطبي نيست !؟!
با سلامی دوباره !

دوستان این روزها صحبت از اقشاره مختلف سیاسی ـ اجتماعی زیاد در مجامع مختلف مطرح میشود و در این میان روشنفکران زیادی در این زمینه ها فعالیت میکنند . اما این خط مشی ها باید جهت دار و از روی یکسری اصول کلی یا بهتر بگوییم مجموعه ای از قوانین مشخصی صورت پذیرد .

در واقع اگر ما میخواهیم نقد یا نظری را به شکل اجتماعی یا سیاسی و یا هر عامل دیگری مطرح نماییم نباید از یکسری علل یا منابع اصولی انحراف بورزیم و از این رو به اهداف شخصی ـ گروهی ـ جناهی و ... بصورت غیر مقولانه احتمام ورزیم . سخنانی از سرکار خانم سوسن شریعتی را در این مورد بشرح ذیل میخوانیم :

------------------------------------------------------------------------------------

 خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
 سرويس سياسي

سوسن شريعتي تصريح كرد وظيفه‌ي روشنفكران ما اين است كه به دنبال جواب اين پرسش باشند كه چرا براي حرف‌هاي آنها مخاطبي وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي كه شنبه‌شب در حسينيه‌ي ارشاد با موضوع روشنفكري ديني سخنراني مي‌كرد، در ابتدا با بيان ويژگي‌هايي از حضرت علي (ع) و پيروان وي گفت: ما به علي محتاج هستيم اما علي(ع) نيازي به ما ندارد. پيروان علي افرادي مسوول، آگاه و جسور هستند كه براي رسيدن به اهداف خود زحمت مي‌كشند. پيرو علي در راه او قدم مي‌زند و فقط به مداحي‌اش اكتفا نمي‌كند؛ به طور كلي تبعيت از علي با تملق ايشان متفاوت است.

وي با بيان اينكه ما اكنون در جامعه با بحران مخاطب روبه‌رو هستيم، گفت: سياستمداران ما، انديشمندان ما و روشنفكران ما، حرف‌هايشان را مي‌زنند ولي مخاطبي در جامعه ندارند. وظيفه‌ي روشنفكران ما اين است كه به دنبال جواب اين پرسش باشند كه چرا براي حرف‌هاي آنها مخاطبي وجود ندارد.

فرزند مرحوم دكتر شريعتي با بيان اينكه روشنفكري ديني يك علم است و روشنفكري ديندار، يك وضعيت، گفت: روشنفكري ديني متشكل از دو مفهوم متنوع و متحرك يعني روشنفكري و دين است.

وي با اعتقاد به اينكه اصلاح ديني در جامعه‌ي ما در بعضي از مواقع با پروژه‌ي اصلاح سياسي خلط شده است، اظهار داشت: اصلاح ديني بايد بازتعريف شود، البته اين تعريف به معناي چيزي اضافه‌كردن و يا چيزي كم‌كردن از اين مفهوم نيست، بلكه بايد ديد كه اصلاح ديني در ظرف زمان و مكان داراي چه ويژگي‌هايي است. روشنفكري ديني يكي از گرايشهاي روشنفكري است كه از اواخر قرن نوزدهم در ايران با حركت مشروطه آغاز شد. روشنفكري ديني مانند ديگر مقوله‌هاي روشنفكري با سه مفهوم قدرت، سنت و غرب در ارتباط بوده است. اين روشنفكري مي‌خواست تعريف كند كه رابطه‌ي انسان با قدرت چگونه است، رابطه‌ي مسلمان با سنت چيست و من به عنوان يك انسان قرن بيستمي شرقي با غرب بايد چگونه ارتباط برقرار كنم.

سوسن شريعتي گفت: اين روشنفكر ديني در مناسبات خود از تكيه بر قدرت و برخوردهاي پارلمانتاريستي خودداري مي‌كرد. او اعتقاد داشت كه مذهب لزوما در اثبات دين، خدا و پيغمبر نيست. او با تكيه به مذهب به نقد و تصفيه‌ي معارف ديني مي‌پرداخت و در تعامل با غرب سعي داشت با شناخت و گفت‌وگو وارد اين مقوله شود، همچنين بدون ترس و واهمه از خودباختگي به طرف فرهنگ غرب رفت و در پي شناخت آن بود.

وي ابراز عقيده كرد: اسلام سياسي پس از شهريور سال 1320 و مبارزات روشنفكري ديني در ايران شكل گرفت و در بعضي مواقع در رقابت با روشنفكري ديني مطرح شد. اسلام سياسي برخلاف روشنفكري ديني كه سعي مي‌كرد از قدرت بپرهيزد در پي كسب قدرت بود و در تعامل با غرب، فرهنگ آن را به طور كامل رد مي‌كرد و امكان هيچ گفت‌وگويي را فراهم نمي‌كرد.

اين پژوهشگر با اشاره به وقوع انقلاب در ايران، گفت: با وقوع انقلاب اسلامي وضعيت سياسي و اجتماعي در كشور به طور كامل دچار تغيير و دگرگوني شد و از روشنفكران ديني در آن موقع، عده‌اي جذب و عده‌اي حذف شدند، عده‌‌اي ديگر نيز نادم شدند، از اين رو مي‌توان گفت كه پروژه‌ي اصلاح ديني با وقوع برخي از وقايع، خانه‌نشين شد.

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 استاد شریعتی و شریعت 2
این مقاله بپایان رسید .

                           دکتر شریعتی و مبحث شریعت


 سمیه سادات
 دانشجوی مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو

جلسه در روز ۲۵ سپتامبر به همت Muslim Canadian Congress و مرکز ایرانی-اسلامی بیان تشکیل شده بود. تا به حال در برنامه‌های هیچ‌یک از این دو شرکت نکرده بودم، ولی موضوع جلسه آن‌قدر جالب بود که بعدازظهر یک روز تعطیلم را به آن اختصاص دهم. عنوان جلسه «شریعتی و مبحث شریعت» بود و سخنران آن دکتر عبدالعزیز ساج‌الدین (Sachedina)، استاد دانشکده‌ی مطالعات مذهبی در دانشگاه ویرجینیا و عضو کمیته‌ی جهت‌دهی مرکز مطالعه‌ی مذهب و دموکراسی. در اعلامیه‌ی جلسه آمده بود که دکتر ساج‌الدین که تانزانیایی هستند، از شاگردان دکتر شریعتی بوده‌اند. کنجکاو بودم که بدانم شاگردانش درباره‌اش چه می‌گویند.

جلسه با نیم‌ساعت تاخیر آغاز شد، که برای شرکت‌کنندگان در برنامه‌های ایرانی موضوع عجیبی نیست. پس از یک خوشامدگویی از طرف مرکز بیان، تارک فتاح به نمایندگی از Muslim Canadian Congress چند دقیقه‌ای صحبت کرد. او این جلسه را اولین همکاری بین ایرانی‌ها و سایر مسلمانان دانست، و اظهار امیدواری کرد که چنین همکاری‌هایی بین گروه‌های مختلف مسلمانان، اعم از پاکستانی، افغانی، عرب، و ایرانی ادامه یابد. او به نگرانی‌های برگزاری این جلسه اشاره کرد. این که بیم آن می‌رفته که عده‌ای از ایرانیان که حکومت فعلی ایران را حاصل کار علی شریعتی می‌دانند، بر ضد این جلسه تجمع کنند. خودش بر این باور بود که علی شریعتی دلیل آنچه که امروز در ایران می‌گذرد نیست، و این طبیعت بشری است که انسانی را که دیگر زنده نیست تا از خود دفاع کند، در همه‌ چیز مقصر بداند.

گرچه دکتر ساج‌الدین سخنانش را با «السلام علیکم و رحمة‌الله» آغاز کرد، در طول سخنرانی‌اش بارها ثابت کرد که به زبان فارسی هم مسلط است، مثلا وقتی کلماتی نظیر «روشنفکر متعهد»، «زبان‌شناسی»، «دوره‌ی فقه»، و «خودبیگانگی» را به کار برد. این البته دور از انتظار نیست، چرا که ایشان دوران تحصیلات کارشناسی خود در ادبیات فارسی را در دانشگاه فردوسی (دانشگاه مشهد سابق)‌ گذرانده‌اند. اشاره‌ی وی به مقالات اخیر پیرامون تناقض نظریات شریعتی و دموکراسی، و نیز به واقعه‌ی حمله‌ی اخیر به دکتر سروش در قم هم ثابت کرد که گرچه سال‌هاست دیگر در ایران زندگی نمی‌کند، اما همچنان روند فکری و اخبار ایران را دنبال می‌کند.

صحبتش را عملاً با یک دفاع محکم از دکتر شریعتی آغاز کرد. این که در زمان دکتر شریعتی، حکومت اسلامی‌ای وجود نداشته که بحث اجرا یا عدم اجرای شریعت مطرح باشد. بحث امکان یا عدم امکان هم‌زیستی مذهب و دموکراسی، خصوصا با این ویژگی مذهب که جامعه را به دو دسته‌ی «مومنان و کافران» (Believers and non-believers) تقسیم می‌کند، و کافران را بخش کم‌اهمیت‌تری از جامعه می‌داند، بحث امروز است و در زمان دکتر شریعتی مطرح نبوده است. او این نکته را در اواخر صحبتش نیز دوباره تکرار می‌کند، که اگر امروزه در ایران از دکتر شریعتی به عنوان یک ضد دموکراسی انتقاد می‌کنند، باید توجه کنند که دموکراسی دغدغه‌ی آن روزگار نبوده است. در آن روزگار آزادی و مبارزه با حکمرانی مطلق شاه مساله بوده است و از نظر دکتر ساج‌الدین از سخنرانی‌های دکتر شریعتی نمی‌توان چیزی بر ضد دموکراسی استخراج کرد. گرچه دکتر شریعتی نیز در کتاب‌هایش اشتباهاتی دارد.

از نظر وی دکتر شریعتی به دنبال پاسخ به این سوال مهم بود که آیا آموزش سنتی که علما در حوزه‌های علمیه می‌بینند، می‌تواند آن‌ها را برای تاثیر گذاری بر نسل جوان سکولار آماده کند؟ او معتقد بود که گرچه شریعتی خود از خانواده‌ای سنتی و مذهبی برخاسته بود، نقدی ساختاری به علما داشته است. در حوزه‌های علمیه که علما در آنجا آموزش می‌بینند، حتی امروزه، کمتر شاهد تدریس دروسی نظیر تاریخ متون هستیم. یعنی به این سوال که «این متن در چه زمانی نوشته شده است؟» کمتر پاسخ داده می‌شود. گویی که همه ‌چیز توسط شخص پیامبر (و در مورد ایران توسط امامان) نوشته شده است. همین موجب شده که حتی امروزه وقتی مردم درباره‌ی شریعت صحبت می‌کنند، آن را واقعیتی بسته و غیرقابل‌ پرسش می‌پندارند که هیچ تفکری در آن لازم و جایز نیست و اگر نخواهند با اجتهاد آن را با شرایط امروزه منطبق کنند، عملا نمی‌توانند همه‌ی آن را اجرا کنند.

از نظر دکتر ساج‌الدین، تفکیک دو مفهوم الزامی است: یکی «شریعت»، که همان پیام آسمانی است که به پیامبر نازل شده است، و دیگری «فقه» که در حقیقت تلاش انسانی در درک شریعت است. حال سوال اساسی این است که آیا فقه برای همه‌ی زمان‌ها معتبر است؟ او با اشاره به حمله‌ به سخنرانی دکتر سروش به بهانه‌ی آن که دکتر سروش قرآن را زیر سوال برده است، تاکید می‌کند که دکتر سروش تنها «جنبه‌ی تاریخی قرآن» را کندوکاو می‌کند.

او با اشاره به سه مرحله‌ی تکامل دین: رهبری کاریزماتیک (که در طی آن چندان کار آکادمیک صورت نمی‌گیرد) ، روتین شدن دین در اثر تعامل با اقتصاد و سیاست و ...، و بعد عملی دین در زندگی مردم (این که مردم چگونه دین را در زندگی روزمره‌ی خود به کار ببرند)؛ تاکید می‌کند که دغدغه‌ی شریعتی، دغدغه‌ی «دین در عمل» است و بدون اجتهاد نمی‌توان دین عملی را پیاده کرد. او به سخنرانی‌های دکتر شریعتی در ماه‌های محرم اشاره می‌کند که به دلیل همین دغدغه‌ی بعد عملی دین، با سخنرانی‌های عادی این ماه که با هدف گریاندن مردم انجام می‌شده‌اند، بسیار متفاوت بوده است.

در عوض آنچه که علما در مدارس مذهبی مثلا در مصر، می‌آموزند «اصول‌الفقه» است، نه مطالعات تئولوژیک نظیر هدف از خلقت انسان. فقه سنتی نابرابری میان دو جنس را سازمان می‌دهد. برای همین گرچه زنان می‌توانند ارث ببرند، در معاملات شرکت کنند، و تنها وسیله‌ای برای ارضای جنسی مرد نیستند، اما آن‌ها حقوق محدودی در طلاق دارند. حال آن‌ که مرد می‌تواند بر علیه زن از زور استفاده کند، بدون توضیح او را طلاق دهد، همسران متعدد اختیار کند، و از حق انحصاری کفالت فرزندان نیز برخوردار است. علاوه بر این شهادت زنان نیز نصف شهادت مردان حساب می‌شود. دکتر شریعتی بر این باور بود که اسلام یک موجودیت مستقل ندارد و با تاثیر از حقایق اجتماعی شکل گرفته است. در آن زمان در جامعه‌ی پدرسالار، سوال این بود که «سنت‌ها چگونه حفظ شوند؟» و اصول فقهی برای پاسخ به این سوال توسعه داده شده‌اند. در آن زمان حقوق زنان و عدالت اجتماعی چندان مطرح نبوده است. این سوال امروزه مطرح است و از این رو زنان اکنون می‌توانند شرایطی را به قرارداد ازدواجشان اضافه کنند، گرچه این کار از نظر برخی مکاتب نظیر مکتب ابوحنیفه جایز نیست.

از طرف دیگر، دکتر شریعتی به روشنفکران آن زمان، نظیر جلال‌ آل‌احمد نیز منتقد است. از نظر وی روشنفکران دغدغه‌ی پاسخگویی به مردم و جامعه را نداشتند و تنها مفاهیم خارجی را بدون درک فرهنگ کشور وارد می‌کردند. دکتر ساج‌الدین به خوبی به خاطر دارد که در زمان تحصیلش در دانشگاه مشهد، بیشتر استادها تنها متن درسی را به فارسی ترجمه می‌کردند و حتی دقیقاً از همان مثال‌ها استفاده می‌کردند. آن‌ها از فرهنگ مردم فاصله داشتند و این چیزی است که دکتر شریعتی به آن معترض بود. دکتر شریعتی کسانی مثل اقبال که به فرهنگ کشورش احترام می‌گذاشت و محمدباقر صدر که با تالیف کتاب‌هایی نظیر «فلسفتنا» و «اقتصادنا» سعی در پاسخگویی واقعی به جامعه داشت، را ستایش می‌کرد. دکتر شریعتی معلم مردم بود و نه یک انسان آکادمیک که در برج عاج بنشیند. به همین دلیل در زمانی که آزادی بیان اصلاً در ایران وجود نداشت، تالار رازی دانشگاه مشهد که در آنجا سخنرانی می‌کرد، از انبوه جمعیت پر می‌شد.

دکتر ساج‌الدین با اشاره به طرح تشکیل دادگاه‌های اسلامی در آنتاریو، ضمن تایید این نکته که این طرح در حقیقت به دلیل صرفه‌جویی زمانی و مالی دولت آنتاریو مطرح شده است، از آن حمایت می‌کند. از نظر وی، بسیاری زنان هستند که به دادگاه‌های سکولار نمی‌روند، چرا که آن‌ها ترجیح می‌دهند که به علما گوش فرا دهند. از طرفی، این طرح زنان را ملزم نمی‌کند که به این دادگاه‌ها رجوع کنند.

در نهایت او سعی می‌کند به این سوال پاسخ دهد که اگر شریعتی اکنون زنده بود، برای  مسلمانان کانادا که در جامعه‌ی سکولار اجازه‌ی پیروی از دین خود را دارند مادامی که آن را به عرصه‌ی عمومی اجتماع نیاورند، چه پیامی می‌داشت. به عنوان مثال، حقوق زنان در جامعه‌ی مسلمانان امروز چه باید باشد؟ او اظهار می‌کند که باید فقه را به زمان حال آورد و مطابق با شرایط امروز کرد. فقه نباید جلوی پیشرفت ما را بگیرد. باید به عنوان یک الگو (Template) عمل کند، و نه یک نسخه (Prescription).

جمله‌ی پایانی‌ سخنرانی‌اش شاید قوی‌ترین دفاعی است که از شریعتی می‌کند: «من یک مسلمان کوته‌فکر از تانزانیا بودم، دکتر شریعتی من را متحول کرد».

متاسفانه مجبور بودم جلسه را ترک کنم، و نتوانستم برای سخنرانی بعدی توسط مجتبی مهدوی و نیز پرسش و پاسخ حضور داشته باشم. جلسه را که ترک می‌کردم، تصویر دکتر شریعتی به همان روشنی بود که همیشه برایم بوده است. می‌دانستم که سوالات زیادی هم‌چنان برایم وجود دارد: چه کسی مرز بین فقه و شریعت را مشخص می‌کند؟ آیا احکام مربوط به زنان که در قرآن آمده است را می‌توان بخشی از فقه و قابل تغییر دانست؟ اگر قرار است همه‌ی فقه را تغییر دهیم تا با اصول اخلاقی امروزه مطابقت کند، چه لزومی دارد که اساسا به سراغ فقه برویم؟

می‌دانم که برای سال‌ها با این سوالات دست و پنجه نرم خواهم کرد و آنچه که در فرآیند پاسخگویی به آنان می‌آموزم، و کسانی چون دکتر شریعتی که در این فرآیند با آن‌ها آشنا می‌شوم، به اندازه‌ی پاسخ این سوالات و حتی بیشتر از آن‌ها برایم ارزشمندند.

که حتما چنین میباشد .

                                                ****************

مقاله بالا درج شده در سایت Ghasedakonline.Com

لطفا این مقالات را با دقت نظر بیشتر و تامل در آن مطالعه فرمایید و ما را از نظرات خود آگاه فرمایید .

                                                        ********

                                                             Main e-mail : Am_System2003@Yahoo.Com                                     

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 فرهنگ ملی داریوش فروهر
متاسفانه عزیزان بحث دکتر سروش آماده نبود نظر شما را به صحبتهای جناب آقای داریوش فروهر در اینباره جلب مینمایم . این بحث در تاریخ دوم آبان ماه ۱۳۵۶ در جمع بازاریان تهران به مناسبت میلاد امام رضا (َع) در بازار تهران انجام گردیده :

فرهنگ ملی

فرهنگ هر جامعه ای روان آن جامعه است و اگر در جامعه ای فرهنگ وجود نداشته باشد، آن جامعه ‏مرده است و مردمش انبوه به شمار می روند و نه فردهای کوشنده و به هم پیوسته و هم آهنگ یا جمع ‏پوینده و سازنده.‏
در طی تاریخ ایران پیش از اسلام، میهن ما توسط یونانی ها و رومی ها از غرب و قوم های آسیای میانه ‏از شرق، مورد تاخت و تاز قرار گرفته است. این حمله ها اغلب بر نهادهای سیاسی و نظامی و سازمان ‏های اقتصادی ایران آسیب فراوان وارد ساخت، ولی فرهنگ ایرانی با ساخت استوار و پویا و سازنده خود ‏نه تنها آسیب نمی دید، بلکه به ترمیم نهادهای آسیب دیده نیز می پرداخت و آن ها را در خط حرکت ‏سالم اجتماعی قرار می داد. در زمان هایی هم قادر بود قوم های حمله کننده و یورش آورنده را در خود ‏مستهلک کند و از بخش های سازنده فرهنگ آنان نیز طرف بربندد.‏
‏ این ویژگی در دوران پس از اسلام نیز به خوبی نمایان است. ترکان و مغولان با همه ضربه هایی که به ‏ایران وارد کردند، در نسل های بعد، خود تسلیم فرهنگ ایرانی شدند و ساخت و هویت فرهنگی ایران ‏نیز برقرار ماند تا آن جا که توانایی داشت به دوباره سازی نهادهای آسیب دیده نیز بپردازد.‏
اما در دو قرن گذشته، امپریالیسم و قدرت های استعماری تنها از یک سو جامعه ما را مورد حمله قرار ‏نداده اند و علاوه بر یورش های سیاسی و نظامی و اقتصادی، فرهنگ و ارزش های ملی و دینی و ‏معنوی ما نیز در عرصه حمله قرار گرفت. با وارد کردن ضد ارزش ها و گسترش فرهنگ استعماری و ‏ضد ایرانی و تبلیغ شبانه روزی آن، بندهای فرهنگ و دیگر نهادهای جامعه را بریده اند و در نتیجه ‏سلطه بر دیگر نهادها را سهل تر ساخته اند و از همین راه در کل جامعه نابسامانی به وجود آورده اند.‏
دو قرن است که از اروپا و ارزش های اروپا سخن می گویند، پنجاه و پنج سال است که با پتک بر سر ‏مردم می کوبند و آنان را بی ارزش، ناشایسته، بیمار، عقب مانده، و وحشی به حساب می آورند.‏
نتیجه آن این است که امروز می بینیم هر چه ایرانی است بی ارزش است، میهن و میهن دوستی، هم ‏ردیف با دیوانگی و جنون است! و دوستی مردم و خدمت به خلق بلاهت و نادانی است!‏
هیچ گاه در تاریخ ایران، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، مردم تا این اندازه از وطن خود فراری ‏نبوده اند. هر روز ایرانیان گروه گروه از این کشور که به دروازه های تمدن بزرگ رسیده است، فرار می ‏کنند.‏
اگر مهاجرت های داخلی و چند مهاجرت دیگر به هند و بین النهرین و قفقاز را که مهاجرت در یک ‏خانه بزرگ فرهنگی بوده است نادیده بگیریم، این نخستین باری است که ایرانیان به خارج از محیط ‏فرهنگی خود فرار می کنند، چرا که در میهن خود اسیر هستند و از زندگی ساده انسانی بی بهره اند. ‏آن ها حتی اجازه ندارند که سرزمین خودشان را به دلخواه خود دوست بدارند و اجازه ندارند چرک و ‏جراحت را که در اثر خرابکاری حکومت ها بر چهره میهنشان نشسته است، پاک سازند.‏
بیش از یک صد و پنجاه هزار دانشجوی میهن دوست و آزادی خواه ایرانی در سرتاسر جهان اقامت ‏دارند. اکثر آن ها به میهن و ارزش های میهنی اعتقاد دارند، ولی همین گروه عظیم که می توانند ‏مغزهای سازنده ایران باشند، از اختناق و فشار و رفتار ضدانسانی حکومت آن چنان به ستوه آمده اند که ‏گه گاه اقامت در خارج و حقارت بی وطنی را به آمدن به ایران و اسارت در این زندان بزرگ ترجیح می ‏دهند.‏
‏ این وضع در اثر بی فرهنگی است که نظام کنونی ایران در خط نابود کردن آن قرار دارد. از آن جا که ‏بیگانگان نیز سود خود را در بی فرهنگ کردن ملت های دیگر می بینند، هر روز در این راه، چه به نام ‏چپ و چه به نام راست، ماده های اولیه بی فرهنگی را در جامعه تبلیغ می کنند. به طور کلی مکانیسم ‏برخوردهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ما نیز با خارج به شیوه ای است که خود به خود جامعه ‏اسیر مصرف و بنده ضد ارزش هایی می شود که به شیوه های گوناگون، چه در زندگی فردی و چه در ‏زندگی اجتماعی روبه گسترش نهاده است.‏
به عقیده من اگر می بایست حرکتی در جامعه ایجاد شود، باید از زنده داشت فرهنگ و ارزش های ‏خودی شروع کرد، چه دگرگونی های بی رابطه با فرهنگ در همه زمینه های اقتصادی و سیاسی، بسان ‏دگرگون ساختن کالبد است که تا جان نداشته باشد، هیچ تحولی در آن ریشه نخواهد گرفت.‏
به خوبی آشکار است که فرهنگ و هویت فرهنگی تا چه اندازه با استقلال ملی هم آهنگی دارد و از ‏همین طریق است که می گوییم؛ ما به عنوان سازندگان دنیای فردای ایران زمین، باید حرکت سیاسی ‏خود را در چارچوب استقلال ملی و هویت فرهنگی جست و جو کنیم.‏

***********

 " به طور قطع، هر جامعه ای در رابطه با جامعه های دیگر قرار دارد و وجود جامعه یا جماعت، بدون رابطه ‏با جامعه و جماعت های دیگر تصوری ذهنی است و رابطه و پیوستگی جامعه ها و جماعت ها باید در ‏حدی باشد که به ساخت و هویت آن ها آسیب نرساند . "

**********************

دوستان همراه بدون شک بهره بردن از نظرات و همدلی شما  مارا در پیش برد این اهداف متعالی یاری و مدد میرساند بنابر این مارا از نظرات و پیشنهادات واز همه مهمتر انتقادات خود بی بهره نسازید . با تشکر فراوان گروه Am-System


 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 آغازی نو !
آغازی نو یک سوال مهم وآن اینکه ما واقعا در آین دنیا یا بهتر بگویم در این روزگار یا لااقل در این زندگی روزمره خودمان به چه می اندیشیم !؟!

سطح تفکرات مادر چه حد است ـ برای چه زنده ایم ـ عقاید ما چیست و برگرفته از کیست !!؟ آیا دنیا و زندگی کلا خلاصه شده در همین چهارچوب پست روزمره است یا خیر ... آیا ما فقط به این می اندیشیم که باید چگونه روز را به شب و شب را بروز برسانیم و گلیم خودمانرا از این روزمرگی در بیاوریم و ... فقط همین وبس !

نه دوستان دنیا چرخش زیادی دارد و سرشار از اضطراب ـ خمودی ـ سستی ـ بیچارگی ـ ضعف ـحقارت ـ کوته فکری ـ کج اندیشی ـ سست ایمانی و سست عنصری و ... است اما :

« آيا از آنان که از بيم مرگ، هزاران تن، از خانه های خود بيرون شدند، خبر نيافتی که خداوند به آنها گفت:"تن به مرگ سپاريد!"، آنگاه زنده شان ساخت؟... در راه خدا کارزار کنيد و بدانيد که خداوند شنوای داناست.»    قرآن، 2، 243

***************

درست است واین است راه سعادت انسان و بندگان راه حق و ایمان !

کمی بخود آیید و در خود اندیشه کنید و راه درست زیستن و درست تفکر کردن و درست تامل کردن را در خود زنده کنید که بزرگ ترین خدمتها به خود است !

در ادامه نظر شما را به بحث دکتر سروش در باره انقلاب فرهنگی و نقش آن در این مرزوبوم جلب می کنم امیدوارم از این سلسله مباحث درسها و اندیشه های بزرگی شامل حال شما شود و مغز مطالب بیان شده را آن طور که هست دریابید ان شاا... و تمام .

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 استاد شریعتی و شریعت !

سخنی درباره مرد جهاد و مبارزه واقعی در راه متعالی انسانی

جلسه سخنرانی

 "شريعتي و شريعت"

 

 با حضور حدود صد نفر از کشورهای مختلف، جلسه سخنرانی "شريعتي و شريعت" با موفقيت برگزار شد.

 در ابتدا، نامه دکتر ملکی که به اختصار ترجمه شده بود، قرائت شد.

برای بسياری از شرکت کنندگان اين پرسش مطرح بود که  چگونه  روشنفکران مذهبی اجازه فعاليت آزاد در نظامی که خود را اسلامی میداند ندارند و حتی تعدای از جمله رضا عليجانی، تقی رحمانی، هدی صابر و یوسفی اشکوری در زندان بسر میبرند. این که این افراد از شاگردان و طرفداران دکتر شریعتی هستند و در زندان نظامی برخاسته از انقلابی که شریعتی معلم آن بود باعث شگفتی بعضی از مسلمانان سایر کشور ها بود.

 

 دكتر محمد ملكي

اگر شريعت حافظ "عرفان، برابري و آزادي" باشد
 پذيرفتني ست
وگرنه دور ريختني!

 

دوستان، خانمها و آقايان
با اميد‌ موفقيت براي انسانهاي آزاده در سراسر جهان
ميخواستم پس از 25 سال ممنوع الخروج بودن از قفس بزرگي به نام ايران چون پرنده اي به پرواز درآيم. در آخرين لحظاتي كه آماده پرواز بودم بالهايم را شكستند با اين پندار كه پرواز را از ياد ببرم غافل كه در قفس هم ميتوان پرواز كرد.
دوستان، دوست داشتم در محيطي باز و آزاد با شما به گفت و گو بنشينم و از وطن و زخمهايي كه بر تن دارد سخن ها بگويم، نگذاشتند. اما به آزادي و عدالت سوگند ميخورم كه دمي از مبارزه با زورمداران و زراندوزان و تزويرگران تا آخرين لحظه حيات بازنايستم.
از اينكه به همت شما سميناري پيرامون "شريعتي و شريعت" برپا شده خوشحالم و از شما و همه كساني كه در كار تحقيق درباره انديشه هاي دكتر شريعتي هستند، اعم از مخالف و موافق، ميخواهم در بررسي هاي خود "زمان" را از ياد نبرند. زيرا اگر توجه نكنيم شريعتي در چه زماني انديشه هاي خود را مطرح كرد و به آنچه امروز در جامعه ما به نام اسلام و شيعه مطرح است اكتفا نماييم راه به بيراهه خواهيم برد.
و اما در مورد ‌نگاه شريعتي به شريعت؛ مختصر ميگويم اگر شريعت را مجموعه اي از احكام و قوانيني كه در كتاب و سنت آمده بدانيم ميتوان گفت شريعت شكل است و ايمان محتوا. شكل بايد به گونه اي باشد كه حافظ و نگهدار محتوا باشد، آن گونه كه پوست مغز را نگهباني ميكند. اگر پوست به جاي حفاظت وسيله اي گردد براي فساد آنچه در درونش قرار گرفته بايد آن را به دور افكند. و اگر قرار باشد احكام و سنت ما را از اهداف ارسال رسل و انزال كتب كه قيام به قسط است باز دارند ...

***

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 آزادی اندیشه و تفکر جدید !
با سلام و عرض خیر مقدم شما عزیزان

امیدوارم زیره سایه حق تعالی سالم و سلامت باشید

دوستان عزیز هنوز چند ساعتی از حضور گروه آ ـ ام ـ سیتم در این مجموعه نمی گذرد که با شما دوستانه گرام هم صحبت شدیم .

قبل از هر چیز شهادت حضرت امام حسین (َع) و یارانه برومندشان را به همه مسلمانان جهان و انسانهای راه حق و حقیقت تسلیت عرض میکنم  باشد که زیره سایه الطاف الهی راه درست زیستن و درست نگریدن و... را از این واقعه بزرگ تاریخی ـ مذهبی ـ انسانی فرا گیریم . ان شاا..

خیلی ساده و خلاصه سیستم کاری این مجموعه نو ظهور را خدمت شما عزیزان همراه عرض مینمایم :

این مجموعه قرار بود در یک سایت رسمی جداگانه شروع به فعالیت نماید که فعلا بوسیله این وبلاگ به حضوره شما عزیزان پیش کش خواهد شد .

این مجموعه شامل گردهمایی بسیاری از مسایل سیاسی ـ اجتمایی ـ اقتصادی و مذهبی میباشد و اکثر مباحث موجود  بوسیله این تشکیلات جمع آوری و طبقه بندی گردیده و اکثر مطالب به چاپ رسیده در این وبلاگ در راستای بوجود آوردنه احساس مسءولیت دینی ـ سیاسی و ... است یا در واقع به نوعی میتوان گفت : این مجموعه در صدد اینست که به نوعی با ایجاده فضای نقد و نظر همه عزیزانه همراه را به نوعی وارده جوی فلسفی ـ اجتماعی ـ سیاسی و از همه مهمتر ایجاد آگاهی برای عموم مردم در همین زمینه ها و فعال کردن ذهن خود جوش و انقلابی همه انسانهای آزاد اندیش و بالغ و سبک بال باشد .

البته صحبت در اینباره بسیار است ولی در لابلای مباحث سعی در مطرح کردن آنها مینماییم که به امید خداونده سبحان مقبول افتد .

************

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 آشنایی با ما و مقاله ابتدایی

" وهو اصرع الحاسبین "

 

بگذرد این روزگاره تلخ تر از زهر    باره دگر روزگار چون شکر آید

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  |