تبليغاتX
Am system
با سلام به وبلاگ خبري - اجتماعي گروه ما خوش آمديد

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


بخش اخباره گروه ما
وبلاگ ویژه دکتر علی شریعتی
بخش ویژه گروه Am-System
اندیشکده اعتلای فرهتگی
عاشق ترین
هوادارانه تیم محبوب میلان
عشق حاصل از ایمان
یک میزان سکوت
وبلاگ علمی و دانشجویی
اف _ سی _ رئال مادرید و ...
معلم کمالی
ساغی مجنون
فن آوری در خدمت فرهنگ
اتحادیه و طرحی برای آریایی ها
حرف آخر ...
ملی و مذهبی ها ...
نهضت آزادی ایران
آزادی برای اکبر گنجی
خسرو ناقد ...؟
خواب و خوابگزاری در فرهنگ اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی رسا
پارس رزم - اولین سایت رزمی تخصصی ایران
کارنامه 2005 ايران در حقوق بشر
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
کلک خیال انگیز
سيب سبز
باشگاه اندیشه
فرهنگ نام و نام گزینی
:. پرده پندار .:
لینکستان 118


 
 
 یک سبد هدایا !؟
با سلام خدمت شما یاران

عرضم به حضورتان این وقفه کوتاه مدت بدلیل انبوه مشکلات و کمبود زمان بود . پس مارا عفو بفرمایید و گله مند نباشید .  (بر اساس ۱۲ ایمیل دریافت شده ! )

دوستان مطالب این هفته براساس یکسری مطالب اجتماعی و سیاسی تنظیم گردیده که به رویت شما میرسد . اول از همه پیوستن وبلاگ به سیستم اخبار روزانه را خدمت شما تبریک میگویم و امیدوارم این اخبار سیاسی - اجتماعی - فرهنگی و... برای شما قابل استفاده باشد .

جایگاه این اخبار در انتهای کلیه مطالب مندرج در وبلاگ می باشد . در انتهای صفحه که ان شاا... با هر بار ورود به وبلاگ نگاهی به آنها بیاندازید . بد نیست و نسبتا کامل است .

                  اخبار گروه ما ( در انتهای وبلاگ )

دوستان مطلب دوم آمادگی وبلاگ برای دریافت هرگونه لوگو یا ثبت لینک از شما میباشد که این مبادله هم به نفع شما و هم به نفع ما است . پس عجله کنید .

مطلب سوم یک لینک است که قرار بود به عنوان یک مطلب چاپی در وبلاگ درج گردد (از سیستم اخبار ) اما به علت شلوغی وبلاگ و ازدیاد مطالب متاسفانه نتوانستیم این مقاله نسبتا کوتاه فرهنگی و اجتماعی را در وب قرار دهیم اما یک رونوشت آنرا در همین سیستم اخبا روزانه مشاهده کردیم که واجب شد به شما عزیزان ارجاع دهیم . این مطلب را میتوانید بوسیله لینک پایین مشاهده نمایید . نظر من اینست که حتما آنرا مطالعه کنید .

راز عریان نمودن دوزن جوان در .....

اما مطلب چهارم اینکه گروه ما بتازگی در یک سیتم بازاریابی مطمئن شرکت نموده و از طریق اینترنت و تجارت الکترونیک و همینطور یک سیستم کاملا قانونی بازاریابی توانسته است در این چند روز اخیر وارد تشکیلات یک شرکت فرهنگی شود که اصلی ترین کاره این شرکت تبادل یک سیستم مطالعه آن لاین میباشد و در خدمت فرهنگ مطالعه و تسریع در این امر بسیار مهم شرکت مینماید . یکی از چندید فعالیت مهم این شرکت ( فرانشر ) که به عنوان سیستم ایران بین شهرت دارد - بازاریابی اینترنتی است که کاری بسیار آسان و مطمئن و کم هزینه میباشد .

ما عضو این سیستم شده ایم و از شما نیز میخواهیم تا این فرصت را از دست ندهید و از تمام زمانتان در دنیای اینترنت کمال بهره را ببرید . !؟!!!

                    فن آوری در خدمت فرهنگ

اینست نام وبلاگ جدید التاسیس گروه ما در این رابطه که به شما ژیش نهاد مکنیم لا اقل با یک کلیک کوچک نظری به این وبلاگ و مطالبش بیاندازید .

برای دسترسی به این وبلاگ کاف است روی وگوی این وبلاگ که در منوی کناری آمده است کلیک نمایید . ( شغل دوم اینترنتی )

* ----------------------------------------------------------------------------------------------------- *

اما مطلب ژایانی بنا به فراخور زمان و نسبت به سیستم کاریمان در وبلاگ تهیه و تنظیم گشته است . این مطلب توسط یکی از دوستان جدید هم وبلاگیمان با اندکی تخلص آماده گشته که به نظرتان میرسانیم . هدف از نوشتن این مطلب راه کار فن بیان و روشنفکری عقل سالارانه است و محور صحبتها بنا به این اصل تهیه گشته .

پس لطفا آنرا مطالعه نموده و نظرتانرا به آن اضافه نمایید . با تشکر

       آفات روشنفکر امروز

-روشنفکر باید تیپ یا روح فکری غالب و حاکم بر جامعه اش را به خوبی بشناسد وسعی نکند که از روی تعصب با آن مقابله کند هر چند که میداند این روح فکری غلط می باشد.یعنی مثلا" در جامعه کنونی امروزی ما  تیپ فکری حاکم بر جامعه ما روح مذهبی میباشد.بنابراین یک روشنفکر که میخواهد به جامعه خود کمک کند باید این روح فکری غالب بر جامعه را بپذیرد وبنابر این برای اینکه بتواند این روح فکری حاکم را به چالش بکشد باید یک شناخت کامل و بدور از هر گونه تعصب قومی و مذهبی و فرقه ای از این روح مذهبی که همان دین اسلام وشیعه میباشد بدست آورد.منظورم این است که یک روشنفکر امکان ندارد بتواند یک درمان برای جامعه امروز ایران ارائه دهد بی آنکه شناختی از اسلام ٬شیعه و شخصیت های تاثیر گذ ارش همچون حضرت محمد بن عبدا...و حضرت علی(َع) داشته باشد واین درمان بتواند در جامعه اثر کند و دوام بیاورد و زودگذر نباشد.البته روشنفکربرای شناخت پیدا کردن از  دین اسلام وشیعه وچهره های یگانه اش باید وسواس زیادی به خرج دهد .روشنفکر باید به دنبال منابعی بگردد که چهره واقعی این شخصیتها ٬اهدافشان٬مسئولیت ونقششان را در تاریخ بطور خالص وپاک به وی بشناساند نه منابعی که آمیخته شده با تعصبات فرقه ای و قومی می باشد.در این مورد نیز معلم شهید حق مطالب را ادا کرده است و توانسته چهره حقیقی و بی بدیل این افراد را به ما بشناساند بی آنکه بخواهد از احساسات مردم برای اثبات درستی فکرش استفاده کند بلکه با یک دیدگاه عقلانی ومنطقی و بدور از هر گونه تعصبی ما را با اصل دین و مکتب شیعه آشنا میکند.  بنابر گفته او نمی توان ادعای شیعه علی بودن را کرد ولی در قبال جامعه ات احساس میئولیت نکنی و حرفی و حرکتی نکنی. آثاری قابل تامل از این معلم گرانقدر بر جای مانده است که ان شاا... بزودی بعضی از مطالب و سخنرانیهای معلمم را در وبلاگ قرار میدهم.

 این یکی از آفات روشنفکری امروزیست

<معلم شهید:آنها که رفتند کربلائی اند ٬آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند٬وگرنه یزیدی اند.>

در ادامه بحث می خواهم یک سوال مهم را مطرح کنم که پاسخ به آن میتواند در فهم مسائل به کمک مخاطب بیاید و وظیفه هر کس را در قبال جامعه اش روشن کند.سوالی که مطرح است این است که در جامعه کنونی ما با تمام مختصات حکومتی اش ٬فرهنگی اش٬اجتماعی اش وبخصوص مذهبی اش چه کسی باید احساس مسئولیت کند؟چه کسی واجد شرایط است و توانائی این را دارد که مسائل روز جامعه اش را تحلیل کند؟

پاسخی که به این سوال می تواند داده شود این است روشنفکران جامعه.واین درست بحثی است که است که می خواهم مطرح کنم که روشنفکر کیست و چه خصوصیتی دارد؟در پاسخ به این سوال جوابهای مختلفی از سوی صاحبنظران داده شده است اما در میان تمامی این جوابها وبا اندکی تامل در پاسخها وبا عنایت به اینکه کدامین پاسخ بدرد جامعه امروزما میخورد پاسخی است که معلم شهید دکتر علی شریعتی در سی واندی سال پیش به آن داد .

معلم شهید اعتقاد داشت روشنفکر کسی است که مسائل جامعه اش را درک میکند ٬ایده ال جامعه اش را می شناسد ٬میداند که جامعه امروزش تشنه چیست وچه می خواهد تمام اینها را میفهمد ودرک میکند وراه حل ارائه میدهد.همانطور که از بیان معلم شهید بر میآید اینست که روشنفکر هر کسی میتواند باشد بدون توجه به پایگاه وموقعیت اجتماعی اش و سطح معلومات وتحصیلاتش.یعنی یک فرد میتواند در جامعه پائینترین سطح تحصیلات را داشته باشدو سنگینترین کار یدی را بکند اما در عین حال روشنفکر باشد ودر طرف مقابل یک فرد با بالاترین درجه تحصیلات در علوم مختلف  بدلیل اینکه در برابر مذهبش ٬جامعه اش احساس مسئولیت نمی کند روشنفکر نباشد.این دیدگاهی است که به نظر من درست است و برای همه جامعه در همه لایه های طبقاتی  مسئولیت می آورد.البته یک روشنفکر وقتی به سلاح علم مجهز باشد بهتر می تواند ابعاد مختلف یک جریان اجتماعی را بفهمد و آن را تحلیل کند و راه حل بهتری ارائه دهد.با این دیدگاه دیگر طبقات پائین جامعه نباید در خود احساس حقارت کند و باید در خود مسئولیتی را احساس کند که تمام  حرکات رهبران ومردم٬ جامعه اش را زیر نظر بگیرد و با ایده آل های غالب٬ خودوجامعه اش مقایسه کند وبتواند تشخیص دهد که حق کدام است وبفهمد که فلان حرکت تبلیغاتی که از سوی حاکمانش برای او ومردمش در نظر گرفته اندبرای چیست وچه کسانی می خواهند در پشت این حرکت تبلیغاتی که او و مردمش راه می اندازند پنهان شوند ومتوجه این باشد که در پشت تمام این شلوغی های کاذب چه حرفهائی را نمی خواهند یا دوست ندارند یا به منافعشان نیست که او بفهمد ومواظب باشد که توسط همین حاکمان  برای این تبلیغات از او سو استفاده نشود .هر کسی در این قشر  مسائل جامعه اش را میفهمد باید در خود احساس مسئولیت کند و هرگز احساس نامیدی نکند واز کوچکترین پایگاهی هم که در اختیار دارد باید استفاده کند وذهن هم نوعش را هم مذهبش را وبالاخره همدردش رابتواند به روشنی وعدالت وحق میل دهد .

ان شاءا... ادامه این بحث را بزودی خواهم نوشت.

<معلم شهید:ارزش ماورائی هر کسی به اندازه حرفهائی است که برای نگفتن دارد.>

                                            ********************************

نوشته شده توسط : مهدي مقضي

hashte_shahrivar@yahoo.com

                                                            ادامه دارد ...     

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 رسم زندگی
         زندگی صحنه یکتا هنر مندی ماست

      هرکسی نغمه خود خواندو از صحنه رود

                صحنه پیوسته بجاست

          خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد

                          ******

                                                بزودی زود با شما خواهیم بود

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 ساکت باش !

                .::  سکوت بر هر درده بی درمان دواست ! ::.

 

                                                       

 

           نمیتوانم درک کنم چرا مردم از عقاید تازه میترسند. من شخصا از عقاید کهنه میترسم.

   John Cage                                                               

 

 

ایده جسورانه, مانند حرکت دادن مهره در صفحه شطرنج است. ممکن است که آن را از دست بدهی ولی این امکان هم وجود دارد که حرکتت آغازگر یک برد شیرین باشد .

                                                        گوته

به هر چیزی آنچنان نگاه کن که انگار این اولین یا آخرین نگاه تو به آن است. آن هنگام زندگی تو بروی زمین پوشیده از افتخار خواهد شد.

Betty Smith                                                              

 

گاهی از سره عقده هم که شده در اعماق دلت فریاد بکش چون نباید همیشه حرفهایت را به هرکسی گویی و درد دلت را بر هرکسی بازگو نمایی پس سکوت کن همچون یک گل که همگان از بوی تو لذت برند و دریابند و بفهمند - نه از صدا و فریادت مانند یک کلاغ !؟!

شاید سخت باشد ولی شدنیست . چه باید کرد ! چه 

     

 

 

 

****                                                  

 

 

 

      

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 درس صبوری
چه زیبا میگذرد این ره گذر !

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 منتظریم
 

آماده دریافت ودرج هرگونه مطلب و مقاله و دست نوشت شما عزیزان در وبلاگ هستیم . لطفا مارا دراین مهم یاری رسانید . با تشکر مدیریت گروه Am-System

 

                                     .::     دریافت یک wallpaper از گروه    ::.

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 بهاران خجسته باد !؟!

   به خویشان ، به دوستان ، به یاران آشنا
                                                   به مردان تیز خشم که پیکار می کنند
  به آنان که با قلم ، تباهی درد را ، به چشم جهانیان پدیدار می کنند 
                                                    بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد
  و این بند بندگی ،و این بار فقر و جهل 
                                                  به سر تاسر جهان به هر صورتی که هست 

                                      نگون و گسسته باد
                                      نگون و گسسته باد

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 سلام ایران من
 

سلام ایران !

سلام ای خانه اجدادی من ؟ سلام ای همیشه خسته از درد نفاق و کینه .

 سلام ای همیشه استوار در کشاکش مشقتها و رنجها و سلام ای ایران

 ای خانه مردان و زنان همیشه مومن و همیشه زلال جهان .

                                                             ****

فقر - فساد - بیسوادی - کم تحرکی و کج اندیشی ریسمانی گشته است بر گردن این مملکت

و روزبروز تنگ تر و سخت تر از همیشه بر گلوی این آب و خاک احساس میشود .

همه میدانند و نمیدانند ؟ همه میفهمند و نمی فهمند ؟ همه می خواهند و نمی خواهند ؟

همه می بینند و نمی بینند ؟ همه ...

زندگی در این روزگار بسیار سخت شده علل خصوص اگر آزاده تن و بی باک دلی باشی در

 عرصه نور و تحقق و تفکر و تامل ؟!؟ بلعکس است نه ؟

آنقدر فشار و سختی و مشقت بر تو هجوم می آورد تا ذره ذره آب شوی و تکه تکه خرد !

روز بروز دل شکسته تراز دیروز و لحظه به لخظه کم فروغ تراز گذشته ؟ آری روزگار باتو چنین

 میکند واز تو فقط یک چیز میخواهد آن هم فرار و دل مردگی و پوچی و همین و بس ؟!؟

                                                         **** 

نان و آب و ... به کنار خاکمان را به به سادگی و به آن سهلی که فکرش را هم نمیکنیم

 از چنگمان بیرون میکشند . کسی حق دم زدن ندارد و اصلا نیازی ندارد ؟ مبادا کسی

چیزی گوید آن هم درست و بحقیقت !

آری دوستان مارا به تب راضی کرده اند و دیگر هیچ . دیشب مقاله ای از سرزمین رویا ها

و لحظه ها میخواندم و اندکی در مورد آن تامل نمودم و کمی بیشتر در آن نگریدم و به

 احساسی بسیار عجیب و سخت و وحشت ناکی دست یافتم و سعی کردم خودم را

 کنترل کنم !؟! اگر خدا یاری کرد در آینده این مقاله مهم ولی درد آور را برای شما هم

 بازگو خواهم نمود . سرزمین رویاها و آرزوها ! سرزمین نیمه مادری و بسیار نزدیک

 به وطن ( اصلا خود وطن !؟) . سرزمین تجارت و سیاحت ! سرزمین عشق و آزادی

 تقریبا ۱۰۰٪ برای ما ایرانیان ! سرزمین اعراب مسلمان نشین و دایه داران شریعت

 محمدی (ص) ودر پایان سرزمین نفرت و کینه وانزجار سرزمین شیخ نشینان نان

 بنرخ روز خور و سرزمین ترانه و آواز !؟!؟؟؟؟

آری همانیست که فکرش را میکنید ! اگر آنقدر محبوب نبود که کمتر کسی

 میشناختش و می پرستیدش ؟

 نام این میعاد گاه دبی است و بس . 

ایرانی نو وتازه ساخت ـ که گویی فرشتگانی از آسمان هفتم فرود آمده اند ودر

 تمام مشکلات و بد بختیهای مارا بسته اند و در عوض کلید درهای طلایی سعادت و

 خرسندی و پیشرفت را به ما هدیه داده اند ! حال این بزرگ واران چه کسانی هستند

 که آنقدر به ما ارادت دارند و انقدر خیر و صلاح مارا میخواهند چه کسانی هستند

 - نمیدانم ؟!؟

در آینده بیشتر به نقد در اینباره توسط اساتید دانشگاه ها (اگر شد ) و مقالات و دیگر

منابع رجوع خواهیم نمود ! مطمئن باشید .

                                                         ****

اما یکسری مطالب کوچک ولی سرشار از حکمت و دانایی را برای شما به یادگار

 گذاشته ایم که توسط لینکهای ذیل قابل دسترس ( دانلود ) خواهد بود .

مارا به همین سطح بسنده است و تمام که :

             دین تریاک توده هاست ولی کدامین ادیان و کدامین شریعت به اسم دین ؟    

 

دین تریاک توده هاست (1)

دین تریاک توده هاست (2)

دین تریاک توده هاست (3)

پاسخ و روشنگری دکتر نسبت به این مسئله

                                              برای آشنایی بیشتر با...

 بی صبرانه منتظر نوشته ها و مقالات ارسالی

 یا نقد ها و نظراتتان هستیم . یا حق

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 منفعت آنها !؟!
                      از این همهمه چه کسانی نفع میبرند !؟                 

در شرایطی که بسیاری از هموطنان و ایرانیان بزرگوار !  داخلی و خارجی سعی بر این دارند که بنوعی ویا هر حیله ونیرنگی پای کشورهای غربی علل خصوص امریکا را به آب وخاک این مرزوبوم بکشانند و بوسیله : اعمال - گفتار - بیانیه ها - انتقادها - فشارها - ناهنحاریها - کشمکش ها - قلم و ... به جهت دادن و انسجام بخشیدن این عقیده خائنانه مشروئیت بخشند و روزبروز سعی براین دارند تا بوسیله بعضی از خودفروختگان داخلی و حتی خارجی وبعضی از بظاهر روشنفکر معابان و بسیاری از پشت به میهن و خاک وناموس کرده ها و ... همه و همه بنوعی مصلحت و پیروزی و آینده خود را  در گروی این تفکر و عملکرد میدانندو بس ـ بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان ومتفکران ملی مذهبی و اسلامی سعی بر ابهام زدایی و راه گشایی و انسجام بخشی به قوای فکری و دینی این مملکت دارند و از هیچ مهمی دریغ نمیکنند و همواره به فکر وحدت و یکپارچگی مردم هستند و دراین راه بعضا آبرو و شرف و اعتبار خود را نیز فدا کرده اند و تاآنجا که ممکن باشد هیچ کوتاهی ننموده اند .

حال باید دید که چنددرصد از مردم خواهان دموکراسی و وحدت اندیشه هستند و آیا این نامردمان ایرانی آرییایی نما !؟ به چه قصد و منظوری وبا چه برنامه ریزی قصد این گونه براندازی هارا دارند !؟

هدف ما حمایت از دولت بظاهر اسلامی حال حاضر ایران نیست و اصلا قصد این را نداریم که مانند دیگران در صدد ایجاد جوی خرابکارانه و توطئه گرانه باشیم و گام برداریم بلکه بدنبال رهبران و لیدرهای فکری و سیاسی واقعی هستیم و از طرفی میخواهیم تاآنجا که شده دوست و دشمن خود رابشناسیم و نگذاریم که حال و روز مملکت مانند انقلاب سال ۵۷ ایران آنچنان شود و بسیاری از بیکاران و عقب ماندگان و نوکیسگان سیاسی و اقتصادی زمام را دردست گیرند و راه را به بیراهه تبدیل کنند و هدف را اسلام ناب اقتصادی و سازشکار قرار دهند و ...

صحبت در اینباره بسیار است ولی یک امر که بسیار مشهود است اینکه واقعا چه کسانی از حال وروز امروز ایران نفع میبرند و چه کسانی با سازش گری و میانه رویهایشان و شعارهای گیج کنندیشان قصد ویرانی ایران را دارند و بس ؟؟؟ تا به کی عقب ماندگی ؟ تا به کی سلطه نامردان ؟ تا کجا ضعف و سستی ؟ تا چه زمان تقلید و بیچارگی ؟ و... ایا امریکا سر منزل مقصود ایرانیان آرییایی است یا سیست های زورگویانه و منفعت اندیشیهاس آن ؟ آیا اقشار روشنفکر و اندیشمند و آزادی طلب از آمدن فکر و روح امریکایی بهره میبرند یا خودخواهان و مصلحت اندیشان و چرب زبانان و نوکران کوچک و بزرگ داخلی و خارجی ؟

آیا مستضعفان و بیچارگان و محرومان ابدی از آمدن امریکا و نظام امریکایی بهره میبرند یا اقشار بسیار کم درصدی ثروتمندان و ورگویان و منفعت طلبان ؟ آیا دین و مذهب و شریعت ( هرچند تحریف شده و سردرگم و بی پاسبان ! ) و اقتدار ملی این مملکت و مردمانش بهره میبرند یا ایرانیان بظاهر روشنفکر و دین گریز و نان بنرخ روز خور و یا سیاست مدارن وابسته بغرب و سرمایه دارن دزد مسلک ؟!؟ و...

با اندکی تفکر و درایت پی به این نکته میبریم که تا ایرانی جماعت خود بفکر باز اندیشی و نوگرایی و فرار از پستیها و عقب ماندگی ها و ...  را نکند و خود به حال و روزش نیاندیشد و خود بفکر ترمیم و اصلاح خویش نباشد این اندک جلوزدگان جبهه تزویر و زر و زور که روز به روز به تعدادشان اضافه میشود به خود اجازه میدهند که بنام ایرانی و بنام آزادی و بنام حق و حقیقت و استقامت هر چرند و مزخرفی را بزبان آورند و بگویند و خوش باشند و تا آنجا که شده دست از چپاول و سرقت  آبرو و شرف و حیسیت  این مردمان بر ندارند و ادامه دهند و...

به هر شکل تا میتوانیم باید بفهمیم و درک کنیم و بیاندیشیم که از بهترین عبادت هاست و تا میتوانیم جلو رویم ودست از مبارزه و تلاش بر نداریم تا ان شاا.. روزی رسد که دیگر بجای تحقیق و پیشرفت و مجادله ثمراتش را نظاره گر باشیم .

 بيانيه تعدادي از روشنفکران ايراني: آزادي آري ، سلطه آمريكا نه 

مردم آزاده ايران، آزاديخواهان سراسر جهان! بيش از دوسال است كه در منطقه خاور ميانه، مداخلات نظامي قدرت هاي امپرياليستي، بدون وقفه جريان دارد. منطقه اي كه در آن حكومت هاي ديكتاتوري و ضد مردمي بخصوص در دو دهه گذشته مورد حمايت همان قدرت هاي امپرياليستي بوده اند. اكنون به طمع نظمي ديگر و به بهانه حمايت از مردم منطقه، اين مداخلات هر روزه ابعاد گسترده تري مي يابد. پس از حمله به افغانستان و عراق به نظر مي رسد كه محافل سرمايه داري جهاني متوجه ايران شده و هر روز بيشتر از آمادگي براي حمله سخن مي گويد.
مردم ايران در دو دهه گذشته، بيشترين بها را براي كسب آزادي پرداخته اند و به رغم صدمات فراوان، كشتارهاي دهه 50 و 60، قتل هاي زنجيره اي، سرکوبي کارگران، زحمتکشان و زنان و... براي به دست آوردن حقوق انساني خود هيچ گاه از پاي ننشسته اند. با اين همه، هر گونه مداخله نيروهاي خارجي و قواي نظامي امپرياليستي را، كه با مطامع خاص گسترش مناطق نفوذ خود صورت مي گيرد، محكوم مي كنند. مبارزه براي كسب آزادي مسئله اي مربوط به مردم ايران است. هر گونه مداخله نظامي نيروهاي امپرياليستي نه تنها مشكلات را حل نخواهد كرد، بلكه بر خطر از هم گسيختگي، فروپاشي اقتصادي و اجتماعي مي افزايد.
مردم ايران كه خاطرات كودتاي 28 مرداد و مسائل ايران كنترا را از ياد نبرده اند، بخوبي مي دانند كه چگونه راه آزادي و حاكميت خود را از ميان مشكلات پيش رو باز كنند.
مردم ايران ضمن حمايت از جنبش ضد جنگ، دوستي و همياري همه ملت ها و آزادي خواهان سراسر جهان را براي كسب آزادي خواستارند و دخالت دولت هاي متجاوز را در اين زمينه محكوم مي كنند.
پرويز بابايي، منصوره بهکيش، عليرضا ثقفي، بهمن ثقفي، محسن حکيمي، فريبرز رئيس دانا، سيد علي صالحي، وحيد صباغيان، هاله صفرزاده، و... از امضاکنندگان اين بيانيه هستند.

                                   

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 باز هم مسابقه

        

         کاش گشوده نبود چشم منو گوش من

         دشمن جانم شده  عقل منو هوش  من

              اگر میخواهید در مسابقه پیروز شوید لطفا سری هم بما بزنید

                             **** 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 سال جدید نگرشی جدیدتر

                   تاچند فريب خلق با نام مسلماني       سربرسرسجاده مي خوردن پنهاني

بازخوانى و تاكيد بر نظريه امام خمينى

                                           ***** ***** *****

با وجود سپرى شدن بيست و شش سال از پيروزى مردمى ترين انقلاب بشر دراين

همچنان كه بلند كردن پرچم و علم «مشروعه خواهى»، پس از پيروزى مشروطه خواهان، هر چند از جمله دلايل بزرگ شكست مشروطيت به شمار مى رود، اما استقرار «حكومت شرعى» را به دنبال نداشت. برعكس، زمينه استقرار نظام جديدى را فراهم كرد كه فقط استبدادى نبود، ضد اسلام هم بود. به سخن روشن «مشروعه خواهى» شيخ فضل الله، مشروطه را مشروعه نكرد.پيام طرفداران جمهورى اسلامى به عرفى گراهايى كه پيرو استبداد سكولار نيستند و قصد ندارند از «لائيسيته» يك عقيده توتاليتر و يك ايدئولوژى ضداسلام بسازند، اين است كه دموكراسى طلبى و جمهوريخواهى به مثابه نقطه اشتراك بنيادى و به عنوان موثرترين ملاط همبستگى ملى در شرايط كنونى، مى تواند متفاوت ترين قشرهاى اجتماعى را به صورت مسالمت آميز گرد آورد و حقوق همگان را پاس دارد. آنان بايد توجه كنند كه مخالفت با اسلام ضربه اى كارى به جمهوريت، همبستگى دموكراتيك و يكپارچگى ملى است

سوم- ۱- مدتى است بعضى ادعا مى كنند كه مواضع اعلامى امام در پاريس نه استراتژيك و از روى اعتقاد بلكه «تاكتيكى» و «براى اسكات خصم» يعنى ساكت كردن غربى ها بود. صرف نظر از توهين آميز بودن اين ادعا و در واقع اين اتهام كه از رهبرى فقيد انقلاب چهره اى دوگانه ترسيم مى كند كه به قدرت اصالت مى داد، چون سخن و فعل او قبل و بعد از دستيابى به حكومت متفاوت مى شود. فرض كنيم حق با مدعيان باشد. با وجود اين مى پرسم چه چيز تغيير كرده كه لازم شده است «جمهورى اسلامى» به «حكومت اسلامى» تبديل شود؟ آيا مردم مخالفت دخالت و مشاركت خود در عرصه تعيين سرنوشت شده اند؟ آيا گفتمان بين المللى در آن زمان دموكراتيك بود و اكنون ضد «جمهورى» و «دموكراسى» است؟ آيا جمهورى اسلامى ديگر به حمايت بالفعل ملت نياز ندارد و تهديدات داخلى و خارجى عليه آن برطرف شده است؟ به نظر من و با هر تحليلى امروز بيش از سال ۵۷ بايد بر عناصرى از قبيل «دموكراسى»، «حقوق بشر»، «جمهوريت» و «انتخاب آزاد» تكيه كنيم تا بتوانيم ضمن رعايت حقوق شهروندان با كمترين هزينه، تهديدهاى ملى و بين المللى را پشت سر بگذاريم و يكپارچگى ملى را نيز حفظ كنيم

.
۲- مادام كه گروهى نتوانند روشهاى ديگر در اجتماعات را جايگزين «راى در انتخابات آزاد» كنند، خواهند كوشيد موانع يا كارشكنى ها را آنقدر زياد كنند كه تنها «جمهور ناب» (پانزده درصد مردم) بتوانند با ارائه رمز عبور، در انتخابات نامزد شوند و مقدرات ميهن را در دست گيرند. آنان غافلند از آنكه سوء استفاده از موقعيت و ابهام افكنى در مورد «مردم سالارى» و «جمهورى» و لوازم آن مانند «آزادى بيان» و «انتخابات آزاد» ماهيتى غيرشخصى و همگانى دارد. درست است كه با توجه به توازن كنونى قواى سياسى، ظاهراً پيروان تز «حكومت اسلامى» از استحاله جمهورى اسلامى سود مى برند ولى اين تيغ دو دمى است كه در آينده به دست كسان ديگرى خواهد افتاد. به اين ترتيب اگر عده اى با شعار اسلام خواهى، حذف جمهوريت نظام را تئوريزه كنند دير يا زود گروهى به طور جدى با همين شيوه ولى به نام جمهورى خواهى يا دموكراسى طلبى مطلق، اسلاميت نظام را به زير سئوال خواهند برد و توجيهات و تفسيرهاى ديگرى براى «خواست تاريخى ملت» در ميان خواهند آورد
.
۳- راه مقابله با استحاله جمهورى اسلامى و ناكام ساختن مخافان اين است كه «جمهورى اسلامى» نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد تحقق يابد نظامى مقتدر و مبتنى بر فرهنگ اسلامى و ملى اما رعايت كننده حقوق و آزادى هاى مدنى اجتماعى و سياسى تمام شهروندان كه هدفش پيشرفت كشور و بهبود وضعيت همه ايرانيان است بر اين اساس نبايد اجازه داد نظام از «جمهوريت» و «راى» فاصله بگيرد و بين مردم و صندوق ها فيلتر ها و موانع حائل شود كه اگر چنين شود «جمهورى» و «اسلام» با هم منزوى خواهند شد همچنان كه اين دو با هم به اوج رسيدند و پروژه دموكراسى خواهى با شكست مواجه مى شود
.
۴- مسئله بسيار مهم ديگر «انقلاب» با «اصلاحات» است كه چگونه كاتاليزور «جمهورى اسلامى» و «صندوق راى» نسل انقلاب را در آستانه هزاره سوم ميلادى، اصلاح گران ايران زمين كرد و توسط آنان «دموكراسى» و «جامعه مدنى» و «حقوق شهروندى» را به ميان توده ها برد. به راستى چرا ديگر «انقلاب ها» به «اصلاحات» ختم نشدند در ربع اول قرن پيش سيستم خلافت عثمانى متلاشى شد و جاى آن را، نيم قرن بعد، «جمهورى اسلامى» گرفت. پس به طريق اولى در قرن بيست و يكم كه عصر دموكراسى خواهى و حقوق بشرطلبى و اقتدار روز افزون نهاد هاى بين المللى است، رژيم هاى غير دموكراتيك استمرار نخواهند يافت به ويژه اگر بخواهند استقلال سياسى خود را حفظ كنند. در هر حال انتخابات آزاد كه اصلاحات را از دل انقلاب بيرون آورد، همچنان مى تواند پاسدار امنيت عمومى و ملى در برابر تهديدهاى خارجى باشد
.
۵ _ در «فراخوان براى برپايى رفراندوم» عده اى از فعالان سياسى بدعتى عجيب رخ داد كه نگران كننده است. دعوت كنندگان به جاى «جمهورى دموكراتيك»، «حكومت دموكراتيك» نشانده اند و با يك عقبگرد بيست و شش ساله، شفافيت سخن امام را در پاريس و تغيير شعار مردم را از «حكومت به جمهورى» تيره كرده، تغيير «جمهورى» به «حكومت» را مطرح كرده اند. جالب آنكه اين پيشنهاد در دوره اى ارائه مى شود كه گفتمان جهانى انقلابى و توتاليتر نيست. برعكس دموكراتيك و جمهوريخواه است. به اين ترتيب عظمت انتخاب و اقدام تاريخى امام اكنون بيش از گذشته معلوم مى شود، دموكراسى در ايران فقط در شكل جمهورى نظام سياسى مى تواند متجلى شود
.
۶- در پرتو تجربه بيست و پنج سال گذشته مى توان گفت انتخاب مردم در مجموع از گزينه نخبگان سياسى و حكومتى دقيق تر بوده است. پس به آنانى كه مى كوشند ملت و گلوگاه هاى اصلى نظارت مردمى را به تابعيت نظارت خود درآورند، مى گوييم كه شما در صورت توفيق تنها رقيبان خود را حذف نخواهيد كرد، بلكه انقلاب، جمهورى اسلامى و قانون اساسى را به چالش خواهيد گرفت. وضعيتى كه رهايى از آن جز با گفتمان جديد دشوار به نظر مى رسد و نتيجه آن «ديكتاتورى سكولار» خواهد بود. همچنان كه به سكولار هاى دموكرات و آزاديخواه سخن «رژى دبره» فرانسوى را يادآورى مى كنم كه نظام هاى سياسى در منطقه خاورميانه «مردم سالارى دينى» خواهد بود يا «ديكتاتورى سكولار». آنان توجه كنند كه نتيجه مقابله با جمهورى اسلامى، حتى اگر با موفقيت توأم باشد، «دموكراسى تمام عيار» نيست، «ديكتاتورى سكولار» است .
.

به نقل از روزنامه شرق

.
۳- به نظر مى رسد دو جريان «اسلام ستيز» به اسم جمهوريت و «جمهورى ستيز» به نام اسلاميت به رغم آنكه دو منشا و دو آرمان متفاوت دارند و دو جماعت كاملاً ناهمسان را تشكيل مى دهند، آگاهانه يا ناآگاهانه ولى در هر حال همسو با يكديگر در جهت تضعيف «جمهورى اسلامى» عمل مى كنند كه البته نتيجه واحدى دارد، جمهوريت دموكراسى و اسلام صلح طلب با هم در معرض تهديد و انزوا قرار مى گيرند.روشن است كه اين دو گروه از قدرت همسانى برخوردار نيستند و نگرش عميقا دينى ايرانيان سد بزرگى برابر «اسلام ستيزان» ايجاد كرده است. به همين دليل «جمهورى ستيزان» از قدرت به مراتب بيشترى در مقايسه با رقيب ساختار شكن خود برخوردارند. همين امر باعث مى شود كه اين مقاله را عمدتاً به جماعت اخير اختصاص دهم و آنان را به بازگشت به پروژه كلى انقلاب اسلامى فرا خوانم. در فرصتى ديگر با عرفى گراها سخن خواهم گفت.درباره قدرت اين عده ذكر يك خاطره مفيد است. چند روز پس از ورود امام به ايران هنگامى كه تعدادى از سنت گرايان تراز اول به ديدار ايشان آمده بودند، رهبر فقيد انقلاب آقاى دكتر حسن حبيبى را صدا مى زند و به ايشان مى گويد هر چه سريع تر پيش نويس قانون اساسى را تهيه كنند، زيرا اين آقايان آمده اند كه بگويند كشور اسلامى احتياج به قانون اساسى ندارد. شريعت كفايت مى كند
.
دوم- ۱- چرا رهبر فقيد انقلاب به رغم اعتماد بى شائبه و نامحدود مردم انقلابى و مسلمان به ايشان بلافاصله پس از تظاهرات ميليونى مردم در تاسوعا و عاشوراى سال ۱۳۵۷ و قطعى به نظر رسيدن سقوط استبداد مطلقه شاه با شعار «استقلال، آزادى، حكومت اسلامى» مخالفت كرد و اسم «جمهورى» را پيش از پيروزى انقلاب و رسم آن را پس از استقرار نظام جديد در كار آورد؟ اين تغيير در شرايطى صورت گرفت كه در جريان پيروزى انقلاب نه فقط امواج ميليونى مردم به رهبرى انقلاب چشم دوخته بودند و با اعتماد به ايشان حساسيت چندانى درباره نام و حتى شكل نظام اسلامى نشان نمى دادند، اگرچه نسبت به مضمون آن حساس بودند، بلكه شخصيت ها و احزاب سياسى نيز در مجموعه تسليم نظريات ايشان بودند. با وجود اين امام با هوشيارى مثال زدنى تشخيص داد كه ابهام واژه «حكومت» مى تواند بعد ها مفرى براى قرائت هاى استبدادى از اسلام شود كه سابقه چهارده قرنه دارند. ايشان در جلسات گوناگون تصريح مى كرد «جمهورى اسلامى» را براى ابهام زدايى از «حكومت اسلامى» كه مى تواند تفاسير متفاوت به خود بگيرد، مطرح مى كند. در حقيقت عدم تاكيد بر شكل «جمهورى» نظام جديد كه چيزى جز تكيه محورى بر انتخابات آزاد و حق تعيين سرنوشت مردم توسط خود آنان نبود، نحوه حكومت دارى را در ابهام و اجمال باقى مى گذارد. برعكس تاكيد امام بر «جمهورى» به همان شكل كه مثلاً در فرانسه مستقر است، به روشن كردن و همه فهم ساختن شكل «نظام» مورد نظر ايشان منجر مى شد. رهبر فقيد انقلاب بدون اين انتخاب تاريخى نمى توانست ابر هاى غليظ شبهه و ابهام را درباره شيوه حكومت دارى بعد از خود كنار زند
.
۲- سعى امام در شفاف سازى مضمون دموكراتيك نظام اسلامى، گزاره «ميزان راى ملت است» را پس از پيروزى انقلاب در پى آورد. زيرا نظام «جمهورى» همبستگى تام با انتخابات آزاد دارد. به علاوه در يك نظام با ثبات، جمهور مردم فقط از طريق صندوق آرا مى توانند اراده خود را به صورت مسالمت آميز اعمال كنند. در جانب سلبى قضيه نيز عنوان «حكومت» مى توانست هم سنگ بى اعتنايى به «ميزان بودن راى ملت» تفسير شود . پس اگر طرح جمهورى اسلامى اشاره كاملاً واضحى برخواست جمهور مردم دارد، شعار «ميزان راى ملت است» نيز تشكيل اركان حكومت را از راه منحصر به فرد «انتخابات آزاد» ممكن مى داند.براى درك بهتر موضوع كافى است گزاره تك معناى «ميزان راى ملت است» را با جملات چند معنا ،تاويل پذير و انتزاعى نظير «ميزان اراده ملت است» يا «ميزان خواست تاريخى ملت است» مقايسه كنيم. چنانچه يك اصطلاح مبهم و انتزاعى نظير «خواست»، «سخن»، «نظر»، «اراده»، «مطالبات»، «انتظارات»، «مصلحت»، «منافع» و... جاى واژه «راى» را در عبارت «ميزان» راى ملت است مى گرفت و نظام جديد نيز حكومت اسلامى خوانده مى شد تحريف گران مى توانستند مدعى شوند كه اساس اسلام بر آزادى نيست به اين ترتيب امكان انكار آزادى بيان و انتخابات آزاد فراهم مى شد و اقليتى از مردم مى توانست خود را ترجمان خواست يا مطالبات يا اداره ملت مسلمان بنامد و ادعا كند چنانچه نظر امام اين بود كه اراده ملت در انتخابات آزاد و با راى گيرى مستقيم روشن شود، به اين مسئله تصريح مى كرد. به سخن ديگر سكوت امام مويد اين معنا مى شد كه «خواست ملت مسلمان» چيزى نيست كه لزوماً در انتخابات آزاد محقق شود بلكه مثلاً تظاهرات مردمى پرشور بهتر مى تواند بيانگر «اراده ملت» باشد با اين تفاسير گروهى قادر مى شدند مطالبات پانزده درصد مردم را خواست ملت ايران بخوانند و به نام حكومت اسلامى، به هر شكل كه مايلند كشور را اداره و حتى اگر لازم شد مجلس را منحل كنند و «آرمان هاى انتزاعى» را جايگزين «روشى انضمامى» يعنى «راى مردم» كنند .
گذرگاه تاريخى لازم است بار ديگر درباره نظريه «جمهورى اسلامى» به بحث بنشينيم چرا كه عملكرد مخالفان مفهوم جمهورى اسلامى در هر دو جريان فكرى جمهوريخواهان منهاى اسلام و اسلام خواهان منهاى جمهورى به مرز ساختارشكنى در دولت و جامعه مدنى رسيده است و نظام سياسى ايران را در معرض چالش تغيير از «جمهورى» اسلامى به «حكومت» اسلامى يا حكومت سكولار قرار داده است. روشن است كه لبه تيز اين شعار در سال ۱۳۵۷ متوجه استبداد مطلقه شاه بود، اما رهبر فقيد انقلاب براى تثبيت روحيه دموكراتيك نظام جديد «جمهورى اسلامى»را جايگزين كرد تا نه فقط با ديكتاتورى مطلقه پهلوى، بلكه با هرگونه ديكتاتورى نيز مخالفت كرده باشد. به همين دليل «جمهورى اسلامى» از لحظه طرح شدن در دو جبهه با مخالفان مردم سالارى روبه رو شد، اول با ناقضان بالفعل دموكراسى كه مى كوشيدند مانع «پيروزى» اين گفتمان نونهال، اما رو به آينده شوند. دوم با دموكراسى ستيزان كه از همان ابتدا مخالف استقرار اسلام در قالب «جمهورى» بودند.
۲- مدافعان نظريه «جمهورى اسلامى» مى توانند بر مبناى اشتراك در زمينه لزوم استقرار دموكراسى و جمهورى در ايران با روشنفكران واقع بين و آزاديخواه در مورد سربلندى اسلام در منطقه و جهان با محافظه كاران غيربنيادگرا و غيرتماميت خواه همزبانى كنند. براساس اشتراك در تعلقات «اسلامى» به گروه اخير مى گوئيم چنانچه بخواهيم «نظام اسلامى» حفظ شود و تداوم يابد، اين امر در عصر جهانى شدن، به خصوص پس از حادثه تروريستى ۱۱ سپتامبر، منوط به رعايت كامل حقوق شهروندان و استمرار حضور و مشاركت «جمهوری» در عرصه سياست و تصميم گيرى است تا چهره انسانى و دموكرات آن مهم ترين سد را در برابر زياده طلبى بيگانگان ايجاد كند. پس بار ديگر توجه آن دسته از پيروان تز «حكومت اسلامى» را كه هنوز اسلام خواهى خود را تابع منافع فردى و گروهى خود نكرده اند، ولى تصور مى كنند ساخت حقيقى نظام اسلامى، يعنى جمهورى اسلامى را به نفع حكومت بدون جمهور مطلوب خود تغيير دهند، به اين نكته جلب مى كنم كه مقابله با جمهوريت نظام و استراتژى «ايران براى همه ايرانيان» و دلسرد كردن «جمهوری»، نه فقط «جمهورى اسلامى»، بلكه خود نظام را با تهديد مواجه خواهد كرد.
جمهورى اسلامى و حكومت اسلامى
سيدمصطفى تاج زاده :
2 نوشته شده در    توسط A-M  |