|
انتخابات ما - اندیشه ما - مطبوعات ما ...
با سلام به پیشگاه با عظمت شما یاران
عبادت جز خدمت خلق نیست !!؟
آری این جمله برگرفته از اقیانوسی تجربه و تلاش همتی است که سرشار از عمق مفاهیم و زیبایی هاست .
دوستان هم اکنون که اندک زمانی به اتخابات ریاست جمهوری کشورمان مانده حال و روزمان حرفها و حدیثهای بسیاری را دربرداشته و از مجموعه جوها و فضاهای خوب و بد بسیاری تشکیل گشته است .
تشکلها و حزبها وگروهای سیاسی همه و همه درجوش و خروش هستند ودائم در نوسانند و هر روز ویا هر ساعت اخبار مختلفی را از این سیاست بازیها میشنویم و احساس میکنیم .
براستی این انتخابات تا چه اندازه در سیستم مملکت و مسائل اجتماعی و اقتصادی ایران امروز نقش دارد و فضای سیاست آنور مرزهای ایران درچه مراحل و درجاتی به سر میبرد !؟!
مردم ما چه نقشی در سیاست کشورشان دارند و اصلا سهم اساسی این مردم در آزادی عقاید و انتخاباتشان در چه حد است ؟
نیازهای مردم چیست و مسئولین این حکومت باید در چه راستایی قدم بردارند و تلاش بکار بندند !؟
رئیس جمهور آینده مردم تا چه اندازه آزادی اندیشه و قدرت اعمال آنها رادارد و تا چه اندازه نفوظ و تفکر سیاسی ؟
دمکراسی و آزادی بیان تا کی درحد شعار میماند و تا کی این سرزمین اسیر توطئه ها و قدرت طلبیهای مستکبران و استعمار گران خواهد ماند !؟ نقش کشورهای غربی در این انتخابات تا چه حد است و تا بکجا در این چارت عظیم سیاسی اعمال قدرت کرده اند ؟
دوست و دشمن واقعی این مردم کیست ؟ تا کی دروازه های سعادت و خوش بختی این مردمان بسته باشد ؟ وتا کی این مردمان مرید سیاست بازیها و زیاده طلبیهای یکسری سرمایه دار و قدرت طلب باقی بمانند !؟؟؟
آری عزیزان اینها مشکلات اساسی این مملکت هستند و اگر دیگر مشکلاتی هم وجود دارند فقط و فقط بخاطر همین مسائل و دگرگونی هاست ...
اگر به تاریخ ایران زمین نگاهی کوتاه بیاندازید به یک نکته مهم و اساسی حتما پی خواهید برد و آن اینکه این مملکت همواره دستخوش امواج کوتاه و بلند سیاست مداران و پادشاهان و قدرت طلبان بوده است - البته دوران آرامی و آسودگی زیادی نیز داشته اما آن هم زیره سایه همین امواج بلند آرام گرفته و زمان را سپری نموده است .
یک عامل بزرگ و اساسی که در همه زمانها ودورانها مشاهده شده و از زبان اکثر دانشمندان و متفکرین و فیلسوفان این مرزوبوم به گوش رسیده است این نکته است که مردم ایران همواره از یک چیز رنج برده اند و یک عامل همواره باعث گاها عقب ماندگی و کندروی و ازدیاد مشکلاتشان بوده است .
یک عنصر مهم و سرنوشت ساز که از قدیم الایام و از سالیان سال پیش جد اندر جد به مردمان ای سرزمین به میراث مانده است ! یک واقعیت بزرگ که دشمنان و بهره کشان این مملکت همواره سعی بر این داشته اند که این واقعیت روشن نگردد و بنوعی بر زیره پرده ابهام باقی بماند و هیچ گروه - شخص یا فرقه ای نتواند از زیره سایه این جهالت بیرون آید و آفتاب روشنی بخش واقعیات را ببیند و حس کند و لمس نماید .
این حقیقت چیزی نیست جز دانایی و فهم و شعور اجتماعی و نه فردی و اختصاصی چون بحمدالله از لحاظ آگاهی فردی و شخصی متفکران و اندیشمندان زیادی در این سرزمین بوجود آمده اند و کوشیده و زیسته اند ولی هیچ وقت این تلاشها و مجاهدتها به جامعه کشانیده نشده است و همواره شخصی ویا در سطوح بالاتر یعنی گروهی باقی مانده است و نتوانسته در یک فضای بالاتر و بزرگتر که نهاد جامعه است تبلور کند و رشد یابد ... !؟ البته این هم از خدمات شایسته همین عناصر خارجی و خود فروختگان داخلی است که چنین شده وگرنه اشکال از آن روشنفکران و متفکران نبوده و نیست .
آری دوستان وظیفه متفکران و اندیشمندان تحقق و تلاش در راه پر ارزش تفکر و رشد اعتقادات و علایق است و همواره میکوشند تا با ایثار مال - زندگی - آبرو ودر پایان جان خود به این بزرگ نائل گردند ولی مخاطبین و سطوح جامعه چه وظیفه ای دارند و چه مسئولیتی ؟؟
این نکته ای است که دشمنان میکوشند تا مردمان ما به آن دسترسی پیدا نکنند و از آن بی بهره مانند .
اگر فهم جامعه و سطح فکری جامعه بالا رود دیگر کمتر و بسیار سخت تر میتوان به آن مرزوبوم گستاخی کرد و دست درازی ! دیگر نمیتوان به راحتی و اندکی ریا و تزویر سالیان سال از آن مردمان بهره کشی کرد و زیره سایه آن ملت به چپابل و غارت منابع و فکر و اندیشه های آنان مشغول گشت ! اینها شعار نیست و یک مسئله رئالیستی میباشد و نه یک تفکر ایده آلیستی ... !؟!
اینها همه برگرفته از تاریخ بشریت و سرگزشت ملتها و اقوام پیشین است و نمونه های آنرا میتوانیم به وضوح در این قرون و جوامع شاهد باشیم .
مشکل اقوام جهان سومی (به رغم خواسته جهان اولی ها ... ) نفهمیدن است و نه راه فهمیدن ؟ نیاندیشیدن است و نه راه و روش اندیشیدن و...
مشکل ما اینست که میخواهیم فقط امروزمان را داشته باشیم و بس . حالا فرداها چه میشود که به ما مربوط نیست !!؟ این تفکر درست بلعکس تفکر سردمداران کشورهای غربی است از جمله انگلیسیها که هرچه میکنند و هرچه میجویند برای فردا و فرداهایشان است .
جدای از این مسائل مردم ما هیچ انگیزه ای از ایجاد تفکری نوین در خود پیدا نمیکنند و اصلا هیچ لزومی برای این کار واین تفکر پیدا نمیکنند .
باید سطح فکری و عمق اندیشیدن به مسائل بالا رود و این اصلی ترین و حساس ترین انگیزه و مسئولیت یک رئیس جمهور است .
مردم ایران نان نمیخواهند و آب هم به همچنین ! مردم ایران سرمایه نمیخواهند - مردم ما اصلا : کار و اشتغال - سیستم سرمایه مداری - تحصیلات عالیه -امکانات فرهنگی - سیاست قوی - اقتصادی پویا و ... را نمیخواهند !!!
میگوید چرا ؟ دوستان عزیز جواب این سئوال اینست که تمامی مواردی که ذکر شد و دیگر مسائل مهم و کوچک و بزرگ دیگر همه و همه دستخوش همین نکته حساس است و بس . مگر میشود کشوری به مرز پیشرفت و ترقی برسد و روزبروز از همه درجات و سطوح مادی و معنوی بروز شود و پیشرفت کند و اصلا در یک کلام آقا شود ولی مردمانش کم هوش و نفهم .... (!) کم درایت ؟ بیسواد و کم انگیزه باشند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خنده دار نیست ؟ اگر بطوره مثال اکثر کشورهای غربی بیایند و دست مارا همچون بعضی از کشورهای حوزه خلیج فارس و اقوام عرب بگیرند و مارا به نوعی تحویل بگیرند و ... آیا ما کشوری خود ساخته و مقتدر هستیم ؟ آیا ما سرمایه فکری داریم و ...
نه این انگیزه یک کشور اسلامی نیست و نباید باشد .
مردم ایران انقلاب کردند که جدای از مسائل دینی و مذهبی به یک قله افتخار نائل گردند و مثلا روزی برروی پاهای خود بایستند !؟! اما جدای از فشارهای کشورها و استعمارگران غربی مگر ما توانستیم چنین کنیم ؟
این رئیس جمهور که سهل است اگر صد رئیس جمهوردیگر هم بیایند و هدفشان جز ارتقای سطح بینش و اندیشه و تفکر درست انسانی در تمام سطوح مملکت باشد - مطمئن باشید چیزی عوض نخواهد شد و دوباره برمیگردیم به همان زمان سلطان داریوش و کوروش و تقی و نقی ...
عجب پیشرفتی ؟!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردم ما باید خود به فکر آیندگانشان باشند نه دولت امریکا ؟!!! ما باید به فکر آینده و اقتدار میهن خود باشیم نه اسرائیل و انگلیس .
اگر به اخبار و رویدادهای با سانسور و بی سانسور همین دولت خودمان نگاهی بیاندازید پی به این نکته خواهید برد که جوامع غربی از هیچ کوشش و تلاشی برای از بین بردن اقتدار ما دریغ نمیکنند و بلکه از همه امکانات و تجربیات و عوامل بهره میبرند تا بتوانند این روزگاره پریشان و سردرگم مارا از اینی که هست بدتر نیز بسازند .
اعتقاد من بر اینست که هیچ گاه قوم و ملتی به جایی نرسیده است مگر اینکه مردمانش این را خواسته باشند . این حرف بنده نیست بلکه صحبت و راهنمایی خدائند متعال است که در قرآن کریم درج گردیده . مردم ما نباید به امید دولت و مسئولین فرهنگی و حکومتی خود بنشینند و دل بندند که متاسفانه اگر دردم یکی بودی ... قضیه همان هر کس به طریقی دل ما میشکند است که در پایاینش میگوید : بیگانه اگر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا میشکند ؟!!؟
آری عزیزان مشکل ما مردمان یکی دوتا نیست ولی قابل حل است - من خوشحال میشوم که در جمع وبلاگ نویسان عزیز و متعهدی این نظریات را اندک ولی پربار گاها میبینم و اعتقد دارم که نسل آینده این مملکت میتواند چنین کند چون نسلهای قبلی اکثرا یا درگیر سنتها و عقب افتادگیهای پوچ اند و یا درگیر بازیهای سیاسی و اندک اقشار فهیم و دانشمند هم سربرگریبان خویش کرده اند و یا دائم درگیر مسائل روزمره خود اند و کمتر کسی را میبینید که بدون سوء نیت و فریب افکار دیگران چنین گوید و چنین خواهد .
به هر شکل دوستان وظیفه ماست که روشن باشیم و روشنگری را بیاموزیم و از تجربیات بهره گیریم و از هیچ تلاشی فروگذار نباشیم .
متاسفانه انحرافات شخصیتی بسیار زیاد گشته و تعدد افکار و وابستگیها به جناحهای مختالف فکری یکی از مشکلات عمده این مملکت است . ولی یک نکته واضح و روشن است که ما ایرانی هستیم و اگر هم کسی خواست مسلمان ! جدای از دین و شریعتمان اهل این سرزمین هستیم و جز این آب و خاک جای دیگر سرای ما نیست - پس وحدت اولین گام بلند ما است .
ولی مطمنا اگر این وحدت با عامل محرک بزرگتری به نام دین گره بخورد صد در صد نتیجه بهتری خواهد داد اما دینی که برگرفته از حقایق و نیاز فطری انسان باشد و پیروانش به چیزی جز اعتلای آن نیاندیشند - دینی که مدینه فاضله همه ما باشد و نه عامل یا وسیله ای برای خرفتی و پوچی و ابزاری برای بازیچه کردن مردم توسط سیاست مداران و زورگویان !؟!
دینی که برگرفته از روشهای انسان سازی باشد و تمام روحیات وتشکیلاتش برای خدمت به خلق باشد و بس و نه چیز دیگری !
وگرنه به فرموده دکتر عالی مقام و معلم شهید دکتر شریعتی دین افیون ملتها خواهد شد و بس !؟!!
اگر مردم ما بکوشن تا بدانند و بفهمند و تلاش کنند تا به حقایق رسند آنوقت دیگر نمیتوان سره مردم رابه مزخرفات و مسائل پوچ و بیریشه گرم کرد و آنان را وسیله ای برای کسب شهرت - مقام - ثروت - قدرت و ... کرد . دیگر نمیتوان جایگاه و مقام مطالعه و مطبوعات را لجنزار کشانید و با احساسات مردم بازی کرد و همچنین با اعتقاداتشان !
این مسائل ربطی به دولت فعلی ایران ندارد بلکه همواره و در تمامی قرون ملتهارا چنین احمق بار آورده اند و چنین دوشیده اند و این یک حقیقت غیر قابل کتمان است و بس .
در سرزمین ما هم خب چنین بوده واز آنجا که کشور و نژاد ما همواره یکی از چند قطب بزرگ جهان بوده - دولتها و استعمارگران غربی و بعضا شرقی کوشیده اند تا همواره ایران ونام ایران را از صحنه رقابت و قدرت بیرون اندازند و خب تا اندازه زیادی هم موفق بوده و هستند !!؟!
اگر سیتم دولتی فعلی ما ایرادی دارد به خاطر عدم شناخت مردم و افکار عمومیش هست و بس . اگر مشکلات انقدر فاهش به چشم می آیند به دلیل کم درایتی و کم اندیشی مردمانش است وگرنه هیچ کس و هیچ قومی نمیتوانند بر مردم حکومت کنند تا زمانی که اکثریت جامعه پذیرایه آنها باشند و اصلا جدای از این مسائل اگر انتخاباتی میشود و اگر قرار است از طریق مردم و افکار عمومی نتیجه ای گرفته شود - این مردم هستند که با کم هوشی و کم تجربگی باعث میشوند تا همان کسانیکه قرار است به آنان خدمت کنند دور بیافتند یا حقیر و پوچ گردند و از دور کنار روند . چه متفکران و اندیشمندانی که بخاطر سوء استفاده سیاسیون و کم درایتی مردم و عقب ماندگی فکری مردم ما از بین رفتند و کم ارزش مردند و انگار که نه انگار روزی در این سرزمین زیسته اند و کوشیده اند و ...
وقتی زمینه آماده باشد دشمن اماده تر از ما است و براحتی چنان سرنوشت مارا تعیین میکند که گویی خواسته ملتمان بوده و انگار هیچ جنبنده ای در این رزمین زندگی نمیکند ؟؟؟؟؟؟؟؟
ما نمیدانیم و نمیفهمیم پس باید بدانیم و قدر انان که معلمان روشنی و دشمنان تاریکی ایند را باید دانست و ارج نهاد و در راه خواسته ها و تلاشهایشان از هیچ امری کوتاهی نکردتا شاید در طی چندین سال آینده بتوان به افق دوردستی نظاره کرد در آیینه انوار الهی روز و روزگاری را مشاهده نمود که این مردم و این سرزمین بر روی پاهای خود ایستاده وخود سرنوشت خود را تعیین میکند . ان شاا..
صحبت بدارزا کشید و همین جا بحث را به اتمام رسانم ولی یک نکته اساسی دیگر هم باید ذکر گردد و آن هم نقش مطبوعات و رسانه های جمعی است که بتازگی سالگردش را پشت سر نهادیم .
حق آزادی بیان و اندیشه و تفکر حق تمام انسانها و ملتهاست ! و نباید آنرا نادیده گرفت و بی توجه از آن رد شد .
مطبوعات چه در خدمت سیاست و چه در خدمت دشمنان سیاست این مملکت باشند !؟!! جایگاهی رفیع دارند چه رسد به اینکه واقعا جایگاه رسانه و نشریه و مثلا روزنامه ای یک جایگاه حقیقی و درست و روشنگر باشد .
مثلا چند هفته پیش در اکثر مقالات و روزنامه و نشریات صحبت برسره مجازات ودستگیریه شماری از وبلاگ نویسان بود که من را به فکر فرو برد ! که چرا اصلا باید شماری بنویسند و شماری جمع کنند !؟!؟
چرا باید مسئولین سردمدار فرهنگ و سیاست این مملکت از بازخورد رفتارشان بهراسند و مجبور به اعمال چنین اقداماتی باشند ؟ شاید مسئله اندکی به بحثمان ربط داشته باشد و آن هم همان عدم روشنگریست !!!!!!!!!!!
التبه باید به حق اندیشید و نقش ویران کننده آن دسته از گروهها و افرادی که هدف و سعیشان نابودی چارت حکومتی و ایجاد جوی نابهنجار از این اوضاع مساعد است را نادیده گرفت اما آیا همه اینچنین اند و همه قصد نابودی و از بین بردن افکار عمومی را دارند ؟ مثلا اینجانب آیا با نوشتن این قاله آیا قصد آشوب و ایجاد جوی شانتاج گونه را دارم !!!؟؟؟؟ یا فرضا وابسته به جناح یا گروه و یا سازمانی را دارم ؟
متاسفانه روند سامان سازی از زیر پایه و بنا خراب است و اصلا فرق بین دوست و دشمن معلوم نیست ؟ چون سیاست ما روراست نیست و هذفش بعذ از بیست و چند سال همچنان نا معلوم است !!؟
اینچنین که نمیشود حکومت کرد و سعی بر آرام سازی جو عمومی داشت . اصلا چرا باید این احساس بوجود آید و چرا باید آنقدر مشکل باشد که هرکس به خود اجازه دهد تا انتقاد کند آن هم بادلیل !؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! و گاها با مدارک !
اما بازهم میگویم - نامردمان زیادند و هدفشان نه تنها ایجاد جوی آرام و اصلاح گونه نیست بلکه قصدشان برهم ریزی سیستم ناقص و خدادادی مملکت است و تا سروصدایی میشود با اهداف و تسکیلاتی می آیند و دوباره با نقابهای مختلف و نگرش مختلف بنوعی شروع بهایجاد هرج و مرج و پراکندگی افکار میکنند و ...
این مسئله باعث میشود تا حرفها و صحبتهای اساسی و مهم لابلای همین اراجیف و چرندیات گم شده و آن دسته از بیخردان و ناآگاهان همه را با یک دید و همه چی را ا یک هدف از بین برند و دیگر فرق بین درست و غلط معلوم نشود .
صد البته آن کسانی که باید بفهمند - میفهمن و آن کسانی که باید پی به عمق مسائل ببرند میبرند ولی در این میان این افکار عمومی و اشخاص کم اطلاع هستند که رنج میبرند و سردرگم باقی میمانند .
در پایان از درگاه یزدان بلند مرتبه آرزومندم تا روزی فرارسد که فرق بین نفرت و کینه و نقاب و تزویر و ریا و از همه مهم تر نفاق معلوم گردد و دیگر چهره پست و کثیف آن خیانت کاران و نامردان به مردم و میهن روزی آشکار و نهان گردد تا دیگر جای حوبی بابدی وجایگاه انسان سازی و انسان محوری با صاحبان زرو - زورو - تزویر تعویض نگردد . ان شاا...
سید بهنام . ع
خدایارو نگهدارتان باد
|