| چند وقت پیش در یکی از این سایتهای قرآنی الهی اخلاقی دینی مذهبی معرفتی (البته جای تعجب نیست چرا که در روزگار بی اعتباری کلمات پراعتبار زندگی می کنیم)روایتی دیدم که از گستاخی و بی ادبی و جسارت هیچ کم نگذاشته بود. در آن زنازادگی عمر خلیفه دوم مسلمین,(نه. اشتباه نکردید. این فحش ناموسی نیست,بیان یک حقیقت کاملا علمی است!) توجیه تئوریک شده است:
“از محمد بن شهر آشوب و غير او (!)روايت شده است : صهاک کنيز حبشی يکی بزرگان قريش بود و برای مولايش شترچرانی می کرد. پس نفيل با او مواقعه نمود و خطاب را به دنيا آورد. هنگامی که خطاب به سن بلوغ رسيد، به مادرش صهاک علاقمند شدو با او زنا کرد. پس صهاک از اين مواقعه دختری را به دنيا آورد و از ترس مولايش آن دختر را در پارچه ای پيچيد و در سر راه قرار داد، هاشم بن مغيره آن دختر را ديد که در پارچه پيچيده شده است. او را برداشت و پرورش داد و نامش را ( حنتمه ) گذاشت. هنگامی که حنتمه به سن بلوغ رسيد روزی خطاب يعنی پدر حنتمه، او را ديد و به او هم علاقه پيدا کرد و دخترش را از هاشم بن مغيره خواستگاری کرد و با او ازدواج کرد . از اين ازدواج پربرکت يعنی زنای خطاب با حنتمه که هم دخترش بود و هم خواهرش – عمربن خطاب – متولد شد. بنابراين خطاب پدر و دايی و پدربزرگ عمر است و حنتمه هم مادر و خواهر و عمه ی عمر می باشد! به امام صادق ( عليه السلام ) در اين باره شعری منسوب است: من جده خاله و والده و امه اخته و عمته اجدر ان يبغض الوصی و ان ينکر يوم الغدير بيعته ترجمه: کسی که پدر بزرگش ، دايی و پدرش باشد، و مادرش هم خواهر و عمه اش باشد، سزاوارتر است به اين که کينه ی وصی ( امام علی عليه السلام) را داشته باشد و بيعتش در روز غدير را انکار کند!!”
چقدر بد , زشت و زننده! این روایت مجعول کار کسی نیست جز ملا محمد باقر مجلسی,ملای مشهور دوره صفویه, در یکی از جلدهای بحارالانوار.ببینید برای به لجن کشیدن عمر خطاب چه روایت شرم آور و زشتی درست شده وجالب تر از همه انتهایش هم حرف صادق بیچاره ضمیمه شده است! این مجلسی هر جا کم می آورد یا می خواهد بگوید حرفش خیلی درست است دیوار کوتاهتر از صادق گیر نمی آورد و فوری یک چیزی جعل می کند و به نام صادق می زند. تعداد حدیث هایی که از صادق بیان شده در بحار الانوار و حلیه المتقین ببینید. اگر صادق 24 ساعت شبانه روز هم یکضرب حدیث می گفته باز انقدر نمیشده! جالب اینجا است که برای این حدیث صادق شاعر هم شده است. غالیان شیعه و در راس آنها مجلسی در راه خدمت به اهل بیت (تازگی ها اسمش خدمت شده!)مطابق معمول از هیچ کاری ابا ندارند. در این راه تهمت می زنند,به لجن می کشند,دروغ می گویند,جعل می کنند,تهمت ناموسی می زنند و آن هم به که؟ به بزرگترین چهره های اسلام. به عمر خطاب. چهره ی درخشان عدالت تاریخ . آنوقت برای اثبات تهمت کثیفشان یک حرف از جعفر صادق,آن مرد بزرگ, جعل می کنند( او که دستش از دنیا کوتاه ست ما هم که متولیان رسمی دین. پس هر غلطی خواستیم بکنیم) که او گفته: پدربزرگ و دایی و پدر عمر یکی بوده و مادرش هم خواهر و عمه اش است! تهمت جنسی از امام ششم به خلیفه دوم مسلمین! بی شرفی را ببین که با بی شعوری مخلوط شده و نمک بی عقلی را هم روی آن پاشیده اند! از مجلسی که در بحارالانوارش هرجا اسم عمر می آید در پرانتز لعنت الله علیه می گذارد این مدل فحاشی ها بعید نیست .بعید آن است که عده ای این قبیل حرف ها را میشنوند و باور می کنند!
جالب اینجا است که کسی هم که این روایت را در سایتش آورده متوجه غیرقابل باور شدن آن شده یک توضیحی پایینش نوشته و سعی کرده آن را توجیه کند. آمده ابرو را درست کند زده چشم را هم کور کرده است.اول گفته است:” “اهل سنت هم می دانند که عمر زنازاده است ولی اعتقاد دارند بعدا آدم خوبی شده! “. چقدر زشت. چقدر بی شرمانه. یکی از این سنی ها را نشان ما هم بدهید. مثل این است که استغفرالله بگوییم صادق زنازاده است اما بعدا آدم خوب شده! جرات داریم این را جلوی یکی از شیعیان بگوییم تا شکممان را سفره کند. آن وقت طرف برای اثبات حرف خودش از اهل سنت هم مایه می گذارد که بله اگر به یکی از اهل سنت بگویید عمر زنازاده است تصدیق که میکند هیچ یک ماچتان هم می کند!.دروغگویی همچنان ادامه دارد. میگوید:”این روایت از محمد بن شهر آشوب است که از معروفترین تاریخدانان و راویان اهل سنت است پس ما این مطلب را از یکی از دانشمندان و علمای معتبر و متعصب اهل سنت نقل کرده ایم واهل سنت همه این مطالب را قبول دارند.” دروغ به این بزرگی در روز روشن؟ از کی تا حالا ابن شهر آشوب سنی شده که ما خبر نداریم؟ ابن شهر آشوب شیعه برای اینکه مهر تایید شود برای این روایت مجعول به لحظه ای از یک مورخ و عالم شیعی به یک عالم معتبر و آن هم متعصب! سنی نقل مکان می کند. خوب با هم جور شدند. راوی که مجلسی باشد مقلد هم این آقا می شود که حتی از ساده ترین مسائل تاریخی هم سردر نمی آورد و در عین حال می خواهد کار فرهنگی هم بکند و به بهشت هم برود! زهی خیال باطل
راست گفت دکتر شریعتی: “ برای از بین بردن یک فکر و یک مکتب, خوب به آن حمله نکنید, بد از آن دفاع کنید! ”
-------------------
به نقل از بازگشت |