تبليغاتX
Am system
با سلام به وبلاگ خبري - اجتماعي گروه ما خوش آمديد

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


بخش اخباره گروه ما
وبلاگ ویژه دکتر علی شریعتی
بخش ویژه گروه Am-System
اندیشکده اعتلای فرهتگی
عاشق ترین
هوادارانه تیم محبوب میلان
عشق حاصل از ایمان
یک میزان سکوت
وبلاگ علمی و دانشجویی
اف _ سی _ رئال مادرید و ...
معلم کمالی
ساغی مجنون
فن آوری در خدمت فرهنگ
اتحادیه و طرحی برای آریایی ها
حرف آخر ...
ملی و مذهبی ها ...
نهضت آزادی ایران
آزادی برای اکبر گنجی
خسرو ناقد ...؟
خواب و خوابگزاری در فرهنگ اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی رسا
پارس رزم - اولین سایت رزمی تخصصی ایران
کارنامه 2005 ايران در حقوق بشر
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
کلک خیال انگیز
سيب سبز
باشگاه اندیشه
فرهنگ نام و نام گزینی
:. پرده پندار .:
لینکستان 118


 
 
 دین و دینداری در زمانه ما و ...
 

 

وقتی کار دین به آنجا می‌کشد که پلید ترین مردم از لحاظ زندگی فردی و اجتماعی با حربه‌ی دین در برابر مصلحین می‌ایستند و معاویه وار در مقابل علی‌های زمان ، قرآن را برای شوراندن عوام بر سر نیزه می‌کنند دیگر از جوانان نورس که از این دین مآبان شیطان صفت جز زشتی و نادرستی و نابکاری و خرابکاری چیزی ندیده‌اند چگونه می‌توان توقع داشت که به راه دین بیایند؟
هر چه انحرافات دینی جوانان بیشتر باشد عطش آن‌ها برای رسیدن به جوهر واقعی دین فراوانتر خواهد شد و این شب تیره را روز بسیار درخشانی در پی خواهد بود.
به آنکه گمان کرده با خواند نماز جماعت و عبادت و مستحبیات و شکیات، نگهبانان بهشت بی‌تابانه چشم انتظار اویند و تا پایش را در عرصه‌ی حساب بگذارد شربت گوارای کوثر به کامش خواهند ریخت باید گفت؛ زهی تصور باطل،زهی خیال محال!
احمد آرام. مقدمه‌ی مترجم بر کتاب وعده الحق. نوشته طه حسین

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 از تخت خسرو تا بیت عزیزان دلمان ...!

            " برای شروع از یک موضوع کوتاه اما عمیق استفاده می بریم ! "

این روزها خیلی زیاد به گوش و چشممان میرسد که مسئولان درجه یک نظام و حتی رهبری - خیلی علاقه نشان می دهند به شاعران و اهل شعر . این موضوع میتواند یک پنجره باشد برای ورود به بازار هم دلی و هم فکری و دمکراسی - اما سئوالی بزرگ اینجا پیش می آید که چرا این آقایون و بزرگان مملکت - برای یکبار هم درسال با مخالفان و یا سیاسیون مختلف با افکار مختلف دیداری به عمل نمی آورند و درجلوی دوربینهای همیشه آماده رسانه ملی !! مراسمی برگزار نمیگردد و...

آیا دراین اوضاع نابسامان مدیریتی که اهل مدیریت خیلی سعی دارند فضارا آرام جلوه دهند - بررسی حال و اوضاع شعر و بعضا موسیقی چه مشکلی را از دوش مسئولین و مردم بر میدارد ؟

یا زمانی که با بعضی از بظاهر جوانان و دانشجویان و خانواده شهدا و نظامیون و یا اساتید دانشگاهها مراسمهایی تشکیل می شود و گفتمانی میشود آیا این جلسات واقعا بدرد بخور و مفید است ؟

شاید انسان حال و اوضاع را با زمان عبدالله شاه و جعفر قلی میرزا و داریوش و کوروش اشتباه بگیرد ! و بیاد آن دوران بیافتد که ملازمین و همراهان و چاپلوسان و ... همه و همه بنوعی برای پاچه خواری خدمت عزیزان رسیده اند و نه برای حل مشکلات و بیان مسائل ضروری و حقیقی جامعه !!؟

آیا مسائلی که در این سمینارها مطرح می گردد واقعا حرف دل اکثر اقشار جامعه است !؟ یا ...

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 یک تهمت زشت !
چند وقت پیش در یکی از این سایتهای قرآنی الهی اخلاقی دینی مذهبی معرفتی (البته جای تعجب نیست چرا که در روزگار بی اعتباری کلمات پراعتبار زندگی می کنیم)روایتی دیدم که از گستاخی و بی ادبی و جسارت هیچ کم نگذاشته بود. در آن زنازادگی عمر خلیفه دوم مسلمین,(نه. اشتباه نکردید. این فحش ناموسی نیست,بیان یک حقیقت کاملا علمی است!) توجیه تئوریک شده است:

“از محمد بن شهر آشوب و غير او (!)روايت شده است : صهاک کنيز حبشی يکی بزرگان قريش بود و برای مولايش شترچرانی می کرد. پس نفيل با او مواقعه نمود و خطاب را به دنيا آورد. هنگامی که خطاب به سن بلوغ رسيد، به مادرش صهاک علاقمند شدو با او زنا کرد. پس صهاک از اين مواقعه دختری را به دنيا آورد و از ترس مولايش آن دختر را در پارچه ای پيچيد و در سر راه قرار داد، هاشم بن مغيره آن دختر را ديد که در پارچه پيچيده شده است. او را برداشت و پرورش داد و نامش را ( حنتمه ) گذاشت. هنگامی که حنتمه به سن بلوغ رسيد روزی خطاب يعنی پدر حنتمه، او را ديد و به او هم علاقه پيدا کرد و دخترش را از هاشم بن مغيره خواستگاری کرد و با او ازدواج کرد . از اين ازدواج پربرکت يعنی زنای خطاب با حنتمه که هم دخترش بود و هم خواهرش – عمربن خطاب – متولد شد. بنابراين خطاب پدر و دايی و پدربزرگ عمر است و حنتمه هم مادر و خواهر و عمه ی عمر می باشد!
به امام صادق ( عليه السلام ) در اين باره شعری منسوب است:
من جده خاله و والده
و امه اخته و عمته
اجدر ان يبغض الوصی
و ان ينکر يوم الغدير بيعته
ترجمه: کسی که پدر بزرگش ، دايی و پدرش باشد، و مادرش هم خواهر و عمه اش باشد، سزاوارتر است به اين که کينه ی وصی ( امام علی عليه السلام) را داشته باشد و بيعتش در روز غدير را انکار کند!!”

چقدر بد , زشت و زننده! این روایت مجعول کار کسی نیست جز ملا محمد باقر مجلسی,ملای مشهور دوره صفویه, در یکی از جلدهای بحارالانوار.ببینید برای به لجن کشیدن عمر خطاب چه روایت شرم آور و زشتی درست شده وجالب تر از همه انتهایش هم حرف صادق بیچاره ضمیمه شده است! این مجلسی هر جا کم می آورد یا می خواهد بگوید حرفش خیلی درست است دیوار کوتاهتر از صادق گیر نمی آورد و فوری یک چیزی جعل می کند و به نام صادق می زند. تعداد حدیث هایی که از صادق بیان شده در بحار الانوار و حلیه المتقین ببینید. اگر صادق 24 ساعت شبانه روز هم یکضرب حدیث می گفته باز انقدر نمیشده! جالب اینجا است که برای این حدیث صادق شاعر هم شده است. غالیان شیعه و در راس آنها مجلسی در راه خدمت به اهل بیت (تازگی ها اسمش خدمت شده!)مطابق معمول از هیچ کاری ابا ندارند. در این راه تهمت می زنند,به لجن می کشند,دروغ می گویند,جعل می کنند,تهمت ناموسی می زنند و آن هم به که؟ به بزرگترین چهره های اسلام. به عمر خطاب. چهره ی درخشان عدالت تاریخ . آنوقت برای اثبات تهمت کثیفشان یک حرف از جعفر صادق,آن مرد بزرگ, جعل می کنند( او که دستش از دنیا کوتاه ست ما هم که متولیان رسمی دین. پس هر غلطی خواستیم بکنیم) که او گفته: پدربزرگ و دایی و پدر عمر یکی بوده و مادرش هم خواهر و عمه اش است! تهمت جنسی از امام ششم به خلیفه دوم مسلمین! بی شرفی را ببین که با بی شعوری مخلوط شده و نمک بی عقلی را هم روی آن پاشیده اند! از مجلسی که در بحارالانوارش هرجا اسم عمر می آید در پرانتز لعنت الله علیه می گذارد این مدل فحاشی ها بعید نیست .بعید آن است که عده ای این قبیل حرف ها را میشنوند و باور می کنند!

جالب اینجا است که کسی هم که این روایت را در سایتش آورده متوجه غیرقابل باور شدن آن شده یک توضیحی پایینش نوشته و سعی کرده آن را توجیه کند. آمده ابرو را درست کند زده چشم را هم کور کرده است.اول گفته است:” “اهل سنت هم می دانند که عمر زنازاده است ولی اعتقاد دارند بعدا آدم خوبی شده! “. چقدر زشت. چقدر بی شرمانه. یکی از این سنی ها را نشان ما هم بدهید. مثل این است که استغفرالله بگوییم صادق زنازاده است اما بعدا آدم خوب شده! جرات داریم این را جلوی یکی از شیعیان بگوییم تا شکممان را سفره کند. آن وقت طرف برای اثبات حرف خودش از اهل سنت هم مایه می گذارد که بله اگر به یکی از اهل سنت بگویید عمر زنازاده است تصدیق که میکند هیچ یک ماچتان هم می کند!.دروغگویی همچنان ادامه دارد. میگوید:”این روایت از محمد بن شهر آشوب است که از معروفترین تاریخدانان و راویان اهل سنت است پس ما این مطلب را از یکی از دانشمندان و علمای معتبر و متعصب اهل سنت نقل کرده ایم واهل سنت همه این مطالب را قبول دارند.” دروغ به این بزرگی در روز روشن؟ از کی تا حالا ابن شهر آشوب سنی شده که ما خبر نداریم؟ ابن شهر آشوب شیعه برای اینکه مهر تایید شود برای این روایت مجعول به لحظه ای از یک مورخ و عالم شیعی به یک عالم معتبر و آن هم متعصب! سنی نقل مکان می کند. خوب با هم جور شدند. راوی که مجلسی باشد مقلد هم این آقا می شود که حتی از ساده ترین مسائل تاریخی هم سردر نمی آورد و در عین حال می خواهد کار فرهنگی هم بکند و به بهشت هم برود! زهی خیال باطل

راست گفت دکتر شریعتی:
                “ برای از بین بردن یک فکر و یک مکتب, خوب به آن حمله نکنید, بد از آن دفاع کنید! ”

------------------- 

به نقل از بازگشت

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 دروغ با سس فحش !
به نفل از بازگشت :

این روزها فحش خور‌مان ملس شده است!‌همه چیز هم زیر سر این مطلب آخر است که درباره آن نامه کذایی نوشتم. من نمی‌فهمم این دوستان عزیز ما چرا نمی‌خواهند چیز به این واضحی و روشنی را بپذیرند. نامه از 100 کیلومتری داد می‌زند که جعلی است. تو رو خدا یک کم انصاف بدهید. کاش دوستان پان ایرانیست ما همانقدر که از حمله اعراب می‌دانستند( وچقدر کم،غلط و دروغ!)، از اوضاع و احوال ایران قبل از حمله اعراب خبر داشتند تا اینگونه این قضاوت‌های بدون هیچ بار علمی را نمی‌کردند. اینها فکر می‌کنند( و البته فکرشان را به بقیه هم قالب می‌کنند) که بله قبل از حمله اعراب اوضاع کشور گل و بلبلی بوده، همه در کمال آرامش و غرق ناز و نعمت مشغول زندگی بودند( یک چیزی از زمان کوروش خوانده‌اند، با زمان ساسانیان قاطی کرده‌اند حاصلش شده معجونی که میبینید!) بعد اعراب آمدند همه را کشتند. آخر کدام عقل سلیمی قبول می‌کند که ده هزار عرب بیایند با کشت و کشتار یک تنه تمام ایران را بگیرند!! مگر می‌شود؟ چنگیز با 300 هزار مرد جنگجوی مغول( با آن کشت و کشتار عظیم) نتوانست نصف ایران را بگیرد آنوقت چطور یک سعد ابی‌وقاص با سپاهش راه می‌افتد و تمام ایران را نه تنها از نظر سیاسی که از نظر مذهبی و دینی مطیع خود میکند؟ من قبول دارم که بعضی اعراب کار را در قساوت به اوج خود رساندند و از خون آسیاب گرداندند اما کسانی که تاریخ خوانده‌اند آنها را جز استثنا به حساب می‌آورند.کار بعضی از اعراب به هیچ‌وجه توجیه بردار نیست. کشت و کشتار، کشت و کشتار است و محکوم. اما اینکه بگوییم اعراب با بکش بکش توانسته‌اند دین ایرانیان را عوض کنند، پیش از آنکه عقلی به نظر آید، نه تنها مضحک تلقی می‌شود که یک توهین کثیف به ایرانیان با آن سابقه فرهنگ و تمدن به حساب می‌آید. اینکه ایرانیان از ترس جزیه(آن هم چه جزیه‌ای؟ 4 درهم در سال!) مسلمان شدند جز یک اتهام بی‌شرمانه چه چیز تلقی می‌شود؟ متاسفم از ایراندوست‌هایی که حتی نمی‌توانند حساب عرب را از اسلام جدا کنند. این‌ها نشان دادند که حتی به آن‌چیزی که شعارش را می‌دهند اعتقاد ندارند. فردوسی چه زیبا و غرور آفرین حساب اسلام را از عرب جدا می‌کند. به ایرانی بودنم افتخار می‌کنم اما ایرانیتی که فردوسی شیعه مذهب مظهرش است.

                                                                  *************

اینجانب هم امیدوارم که آندسته از وطن پرستان موقتی - دست از این کنایه ها و اراجیف یافیهای خود بردارند و منصفانه و عالمانه بنگرند ! 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 راه اندازی مرکز آموزش صحیح مداحی و مرثیه خوانی در کشور !

 

خدایشان بیامرزد آن بزرگ مردان و روشنفکران معاصر سیاسی را که اندک زمانی - هرچند کوتاه هم که شده بود دست مفت خوران و ارازل و اوباش مذهبی را کوتاه کردند و یک روزنه ای برای قلوب بیدار و مطمئن در آن تاریکی وحشتناک گشودند !

شاید ایجاد چنین مرکزی به نوعی مفیده فایده و جالب توجه باشد - اما آیا اصلا اصل و اساس این تشکیلات بظاهر مذهبی و دینی مشروعیت دارد یا نه ؟

آیا این آقایون که خودرا فعالان دینی و مذهبی می نامند - اندک سواد و فکر ایدئولوژیکی و دینی را دارا هستند یا نه ؟

این موضوع به نقل از روزنامه جام جم مورخ 9 آبان 1384 می باشد و در این مطلب بیان گردیده که قرار است یا لااقل صحبتهایی شده که هنرستانی برای دانش آموزان علاقه مند تاسیس گردد تا در آن مداحی و مرثیه خوانی تدریس گردد !!!!!؟

آن هم با شیوه قرن 21 امی و همچنین با بهره گیری از اساتید موسیقی و مداحی ! این مطلب را امیر حسین مدرس بیان نموده - مجری - خواننده و اینک مداح اهل بیت ! نمیدانم اگر ایشان استعدادی در فوتبال یا مسائل سیاسی هم داشتند دیگر جورشان حسابی جور بود . خب خدا بخیر بگذراند ان شاا..

اینهم یکی از عجایب خلقت است دیگر - فقط نمیدانم آیا عزیزانی که قرار است محصل این گونه مجموعه ها در آینده گردند از چه نوع مدارکی و یا امکانات رفاهی و یا حتی معافیت از خدمت اجباری سربازی و ... برخوردار میگردند !؟

بجای آنکه روزبروز پای عناصر روشنفکری دینی و ملی به عرصه های مدیریتی باز گردد - متاسفانه عناصر ...مذهبی را هی نمایان می بینیم و انگار نه انگار که چیزی حدود 30 سال پیش - جنگ و جدال در این مملکت برسر مسائل مذهبی و ایدئولوژیکی بوده است ! خدا رحم کند

               

2 نوشته شده در    توسط A-M  |