تبليغاتX
Am system
با سلام به وبلاگ خبري - اجتماعي گروه ما خوش آمديد

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


بخش اخباره گروه ما
وبلاگ ویژه دکتر علی شریعتی
بخش ویژه گروه Am-System
اندیشکده اعتلای فرهتگی
عاشق ترین
هوادارانه تیم محبوب میلان
عشق حاصل از ایمان
یک میزان سکوت
وبلاگ علمی و دانشجویی
اف _ سی _ رئال مادرید و ...
معلم کمالی
ساغی مجنون
فن آوری در خدمت فرهنگ
اتحادیه و طرحی برای آریایی ها
حرف آخر ...
ملی و مذهبی ها ...
نهضت آزادی ایران
آزادی برای اکبر گنجی
خسرو ناقد ...؟
خواب و خوابگزاری در فرهنگ اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی رسا
پارس رزم - اولین سایت رزمی تخصصی ایران
کارنامه 2005 ايران در حقوق بشر
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
کلک خیال انگیز
سيب سبز
باشگاه اندیشه
فرهنگ نام و نام گزینی
:. پرده پندار .:
لینکستان 118


 
 
 عیدتان مبارکباد " گروه : ای - ام - سیستم"

عيد غدير بر ما تسليت باد ( اینم یک نقد اجتماعی )

سخنان دکتر علی شریعتی درباره‌ی غدیر

 

 ما يک ملت « دوستدار علی » هستيم نه « شيعه علی »! چرا که شيعه علی - همچنان که گفتيم - علی وار بودن .علی وار انديشيدن . علی وار احساس کردن . در برابر جامعه علی وار مسوليت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق علی وار زيستن .علی وار پرستيدن و علی وار خدمت کردن است.

مارقین: کسانی که در اثر اشتباه ,کج فهمی , تعصب ,غرض شخصی و خود خواهی ... از راه دین خارج می شوند و با حق به دشمنی آغاز می کنند. آلت فعل دشمن می شوند و مزدور بی مزد و مغرض بی غرض اند از مسیر حقیقت کنار می روند در عین حال خیال می کنند که در جبهه حق اند و درست فکر می کنند و درست عمل می کنند.

ناکثین : تمام دوستان و همرزمان و هم ایمانان نیمه راهی هستند که درو سط راه از پشت خنجر می زنند...." علی يک درس بزرگ و شگفت ديگر نيز بما می دهد : و اين درس غير از درسی است که مثلا علی کار توليدی می کند کار اقتصادی می کند ...

. درس ديگری است که ورای اينها که علی به ما آموخته است و آم اين که : « در برابر دشمن در برابر مخالف و در برابر جبهه ای که روياروی انسان ايستاده است بايد چگونه رفتار کرد.» 

>> علی (ع) و عید غدیر خم - به نقل از کلک خیال انگیز <<

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 بی بی سی هم رفت ...!

برخی سرویس دهندگان بی بی سی فارسی را فیلتر کردند

28 دى 1384 - آی تی ايران - برخی سرويس دهندگان اينترنت در ايران دسترسی به سايت فارسی بی بی سی را مسدود کرده ا ند.

اين برای نخستين بار است که سايت بی بی سی در ايران مورد فيلتر قرار می گيرد اما ظاهرا این فیلترینگ توسط تمام خدمات دهندگان اینترنتی یکسان صورت نگرفته و برخی شرکت ها بی بی سی فارسی را مسدود نکرده اند.

هنوز مشخص نيست که سايت بی بی سی فارسی به چه دليل و توسط چه نهادی فيلتر شده است اما ظاهرا سایت خبری بی بی سی انگلیسی فیلتر نشده است.

بی بی سی فارسی از جمله سايت های پربیننده فارسی بود و بسیاری از سایت ها و روزنامه های ایران از مطالب آن استفاده می کردند.
  
 
در اینباره  :
 
 
 
2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 363 نفر - برای چه ؟ برای که ؟

اینروزها اخباره حج و حاجی بسیار شنیدنی است - علل خصوص زمانی این قضیه جالب و هیجان انگیز تر می شود که از همین تلویزیون خودمان می شنویم و (البته نمی بینیم !) - برای ادای مراسم کاملا انحرافی و بی فلسفه و مضحک رمی جمرات تا بدین روز چیزی حدود سیصدو شصت و خورده ایی انسان زیره دست و پا افتاده و مرده اند !

شاید این مساله بسیار جالب و مضحک - خنده دار باشد اما حقیقتی است غیر قابل انکار . متاسفانه هرسال شاهد یک چنین پیشامدی هستیم گرچه مسئولین امر و سیستم انتظامات دولت عربستان در اینباره اندیشه هایی را کرده است - اما این مراسم خنده دار و بی بنیاد ! هر سال جان صدها انسان را می گیرد و هیچ نهاد و سازمان و گروه و ... ای مسئولیت یک چنین مراسم بی هدف و بی بنیانرا قبول نمی نماید و هرگز پای جلو نمی نهند و از این مراسم بی اهمیت جلو گیری نمی کنند .

خب شکر خدا تا اینجا حتی یکنفر هم از حجاج ایرانی دچاره این حادثه وحشتناک نشده است وهمین دلیل کافی است تا عزیزان دلمان بی خیال قضایا شوند .

منتها ظرف کمتر از 24 ساعت خبر می رسد که تقریبا 6 زائر ایرانی هم اثیر و گرفتاره این قتل عام با کلاس شده اند و از بین هم رفته اند ! البته این قضایا هنوز ادامه خواهد داشت چون گویا عده ای هم از ایرانیها ناپدید گشته اند ؟!؟

به هر حال نشد که امسال کشورمان رکوردی بزند و کشته ندهد ! حیف .

همه این مسائل و قضایا یک طرف و این بی خیالی و سکوت دایه داران دین و ... هم طرفی دیگر . گویا قرار نیست این ماجراهای پوچ و بی معنی یک روز بالاخره پرونده اش بسته گردد ! واقعا چرا ؟

چرا یک اندیشمند و کارشناس دینی (که البته مورد تایید همین آقایان هم باشد !) آستین بالا نمی زند و از این مراسم خنده دار و ... جلوگیری نمی کند ؟(خب البته اگر دیگران حرفی بزنند - بزرگترین و شدیدترین گناهان کبیره را مرتکب شده اند - پس لاجرم باید از همین نوره چشمان مسلمین و ... انتظاره یک چنین اقدامی را داشت ! نه ؟ )

مگر در این قضیه هم رمزو رازی نهفته است که اهل فن فقط باید بدانند و بس !؟! مگر باسنگ به سره این و آن زدن هم درآمد زایی دارد که آقایان اندیشمند و متفکر و متعلم و متعهد و ... ملت را با این خرافات و اراجیف سره کار گذاشته اند ؟

تاکی باید نظاره گر و شاهد یک چنین مراسم و تشکیلات زائد و مضحک در امور دینی باشیم ؟ تا کی ؟ آیا اینهم مایه افتخار است ؟

فقط خدا می داند که با این حرکات - می خواهند چه چیز را اثبات کنند !

همان خدا هم رحم کند ان شاا..

                  

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 دکتر شریعتی و سینمای قیصری !

کی کجا چی گفته ؟ این نام یکی از ستونهای تماشا - از ضمایم روزنامه جام جم می باشد ( تماشا ) که بتازگی عزیزان لطف فرموده اند و گوشه چشمی به یکی از روشنفکران بنام معاصر مملکت هم کرده اند ! معلم شهید دکتر علی شریعتی را عرض می کنم . گویا از قضا کاره دنیا برعکس شده و امروز نظر نویسندگان و منتقدان سینمایی نسبت به شخصیت این متفکر مردمی عوض شده و رنگی جدید بخود گرفته است !

اینکه می بینیم در این ستون - آن هم بی سرو صدا نام یکی از بزرگان عرصه مبارزه و تفکر را می برند و گویی بنوعی درحال حمایت و یا یک نوع تجلیل و یادآوری روزهای گذشته را می کنند - امری کاملا سئوال برانگیز است ! آنهم از کی ؟ دکتر شریعتی !

خب - مثل اینکه معلم شهید هرچه قدر در دوران حیاتش از این حوزه نالیدند و یا نوشتند و ... کارگر نیافتاده است و امروز بعضی از بظاهر نویسندگان ویا روزنامه نگاران هم بی خیال معامله نیستند !

مطلبی را خواندم که قبل از خواندنش تمام خاطرات نسبتا گذشته را بنوعی زنده کرد - دکتر شریعتی و سینماگری ! آن هم با این سر تیتر(عنوان) : " دکتر شریعتی هم منتقد سینما بودند "

این قضیه بسیار جالب بود و تا حدودی حساس - اما بالاخره شروع به خواندنش کردم (خدا رحم کند ! باز چه شده - دوباره دوستان یاد یاران کردند ! )

این مطالب با اینکه بسیار کوتاه و عجیب بود - اما بیان کننده یک نکته بسیار جالب بود و آن هم منتقد بودن دکتر از سینمای آن زمان بود . خب تا اینجا درست - در یکی از کتابهایشان که متاسفانه نامش را بخاطر ندارم - دقیقا خواندم که دکتر شریعتی از وضع نشریات و روزنامه ها و علل خصوص سینما و تلویزیون و موزیکهای آن دوره بسیار شاکی بود و این حرکات و رفتارها را کاملا به ضرر مردم آن زمان می دانست . اینکه در این زمانه حساس و پر مخاطره - می آیند و مجلات زن روز را در دورافتاده ترین شهرها و روستاهای حتی مرزی کشور می فروشند و یا الگو قرار دادن گوگوش و ... را برای زنان و دختران آن زمان و یا بوجود آمدن یک فضای بورژوایی و یا اثرات بد و مخرب موسیقیهای کاملا غربی و بی محتوا و ... را یکی از بزرگترین مشکلات آن زمان می دانستند هیچ تردید ندارم .

حتی یادم هست که وی می گفتند : خدا رحم کند - هیچ چیز بدتر و کثیف تر و زشت تر از آن نیست که در یک شهر کوچک و یا یک روستا که مردمانش تا بحال یک اتومبیل هم ندیده اند و یا کوچکترین ذهنیتی درباره این مطالب ندارند - بیایند و مجله زن روز پخش کنند و عکسهای جذاب فلان دختر ... را روی جلد آن برای این بد بختها نمایش دهند !

این نقد نه تنها نقدی شمرده و اصولی و مهم بشمار می رفت بلکه نه تنها دکتر شریعتی - حتی یک دغدغه مهم و بزرگ فرهنگی آن زمانه بود و بسیاری از صاحب نظران و فعالان این حوزه ها هم یک چنین نظراتی داشتند .

اما یا بنده درست نمی دانم و یا این قضیه یک جورایی بوی ناجور می دهد !

هرچه قدر به عقل خود رجوع کردم و در سرویس محترم گوگل سرچ نمودم - چیزی در اینمورد که دکتر شریعتی یکی از منتقدان و یا بهتر بگویم " طرفداران و صاحب نظران !" این فیلم (قیصر) بوده است را نیافتم !

بنده فکر نمی کنم که شخصیتی همچون معلم شهید دکتر شریعتی -آن هم در آن دوران پر مخاطره و حساس سیاسی و اجتماعی و آن هم با آن نظرات و عقاید روشنفکری و ... بیایند و مثلا درمورد این فیلم کاملا مضحک و روحوزی نظراتی را بیان نمایند و یا بهتر بگویم یکی از دست اندر کاران این اثر کاملا هنری و بی بدیل گردند !

عجبا ! هر دم از این ....

نمی دانم که این مطالب صحت دارد و یا حتی یک شاهد و یا یک دلیل یا مدرکی - اما با همه این اوصاف می خواهم بدانم که چه شده است این روزنامه محترم جام جم گذرش بر کوچه تاریخ معاصر این مملکت افتاده ؟ آن هم از نوع خطرناک سیاسی اش !؟ واقعا این مطالب و یا نحوه بیان آنها چه سودی برای این عزیزان دارد ! اینکه مثلا دکتر شریعتی منتقد سینما بودند ! ویا یکی از ویرایش گران فیلم قیصر ! (عجب فیلمی)

خدا رحم کند - این انقلاب فرهنگی دارد دوباره دست بکار می شود !

یکی از دوستان هم برای این موضوع چنین فرموده است : این روزها در یکی دوتا از مجلات و سایتها سینمایی خوانده ام که گویا قرار است با هزار مشکل ومسئله - یکی از کارگردانهای سینما قسمت دوم این فیلم را بسازد ! اتفاقا این موضوع بسیار گل کرده بود و گویا مسئولین امر هم زیاد موافق این قضیه نبوده اند . حالا اینها می خواهند با یک چنین مطالب و شایعه پراکنی هایی - این فیلم بنجل و دست چندمی را مهم و آن هم ضروری جلوه دهند و از این جور حرف ها ! حالا هم چه دیواری کوتاه تر از دکتر شریعتی ! هان ؟ با یک تیر چند هدف را دنبال می کنند !؟!

اینهم یه نوعش بود - اما از دوستان و صاحب عقیده ها خواهش می کنم تا اینجانب را کمک نموده و نسبت به روشن شدن این قضیه - بنده و برخی ازدوستان دیگر را یاری فرمایند . اگر صحت و استدلالی برای این مسئله وجود نداشته باشد - باید از این آقایان شکایت هم کرد ! گرچه تا آنجا که در این چند خط نوشته شده بود - گویا دکتر شریعتی را در تاریکی به بالای یک ساختمان انتقال داده اند و کسی هم متوجه ایشان نشده است و حتما شاهدی هم وجود خارجی ندارد ؟!

چه کسی مسئول این تحریفات و شایعات است ؟ کدام احمقی می تواند اینچنین و بدین راحتی هرچه دلش می خواهد بگوید و هرچه می خواهد بنویسد ؟!

تمام این قضایا بنده را بیاد این ضرب المثل معروف می اندازد :

مارا به خیر تو امید نیست - شر مرسان !

به هر شکل نظر شما عزیزان را به متن دقیق این مطالب مندرجه در این روزنامه جلب می کنم :

روزنامه جام جم - ضمیمه تماشا - 17 دی 1384

  دکتر شریعتی هم منتقد سینما بود

بازخوانی و دوباره خوانی گذشته ها خیلی چیزها را روشن می کند. برای تایید این جمله میشود جمله معروف (( گذشته چراغ راه آینده است )) را گفت . این مساله در مورد سینمای گذشته هم صدق می کند . دوباره دیدن و بازخوانی فیلمهای گذشته و اتفاقات حاشیه ای شان کار بی ثمری نیست . هربار نکته های بیشتری درباره آنها روشن می شود . مثلا چاپ یک مصاحبه قدیمی با عباس شباویز تهیه کننده فیلم قیصر معلوم می کند که دکتر علی شریعتی یکی از اولین تماشاچیان این فیلم بوده و حتی با خواندن فیلمنامه قبل از تولید به نوعی در ساخت آن مشارکت داشته است !

" فیلم که مونتاژ شد 2 تا نمایش خصوصی دادم . یکی در سالن کوچک بالای سینما مولن روژ بود که دکتر شریعتی را هم دعوت کرده بودم . کسی آنجا اورا نمی شناخت ! من موقع تاریکی سالن دکتر را آوردم و فیلم را دید . در حقیقت بدون اینکه کیمیایی بداند - سناریوی قیصر را هم داده بودم و او خوانده بود . نظرش این بود که اگر این فیلم درست ساخته شود تنها فیلمی است که به درست ساخته شده . تنها فیلمی است که به سیستم نه گفته است ! . بعد هم که فیلم را دید خیلی خوشش آمد ! البته ترتیبی هم داده شد که مسعود کیمیایی و دکتر شریعتی با هم ملاقات داشته باشند - ولی کیمیایی سر ملاقات نرفت که نمی دانم چرا !! "

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 اصل خداترسي و ترس‌ناپذيري از غيرخدا
اگر عظمت الهي در دل آدمي جلوه كند، انسان به معرفتي مي‌رسد كه به صورت خداترسي و ترس‌ناپذيري از غيرخدا جلوه مي‌كند، از اين رو جز در برابر خدا سر تسليم فرود نمي‌آيد و در ناملايمات و ملايمات، و در سختيها و راحتيها استوار و شكرگزار خواهد بود. در مكتب امام حسين(ع) بالاترين معرفت دريافت عظمت حق و خداترسي است. چنانكه امام حسين(ع) از پدرش روايت كرده است:

«حسبك من العلم ان تخشي الله».[7]

از دانش تو را همان بس كه از عظمت خدا بترسي.

سر خم كردن در برابر غيرخدا و تن‌دادن به پستيها از آنجاست كه: عظمت الهي ادراك نشده است و اگر آدمي بپذيرد كه همه چيز از اوست و جز او هيچ قدرتي وجود ندارد، ديگر تسليم امر باطلي نمي‌شود.

امام حسين(ع) خود برترين نمونة اين منطق است. چنانكه وقتي حربن يزيد رياحي راه وي را به سوي كوفه سد كرد و او را از كشته‌شدن بيم داد، شأن خود را اين گونه بيان فرمود:

ليس شذني شأن من يخاف الموت ما اهون الموت علي سبيل نيل العز و احياء الحق.

يعني شأن من شأن كس نيست كه از مرگ بهراسد. چقدر مرگ در راه رسيدن به عزت و احياي حق سبك و راحت است.

مواضع امام حسين(ع) در قيام شكوهمندش گوياي اين حقيقت است. چنانكه وقتي عبدالله بن جعفر پسر عموي حضرت، وي را از حركت به سوي عراق نهي نموده و از ايشان مي‌خواهند كه از اين سفر منصرف گردند و امان نامه‌اي را براي وي ارسال مي‌دارند، لكن امام در جواب نامه و امان نامة پسر عمو، چنين پاسخ مي دهند، كه اين گواه روشن و صادق بر منطق خداترسي و ترس‌ناپذيري از غيرخداست:

«اما بعد فانه لم يشاقق الله و رسوله من دعا الي الله وعمل صالحا و قال انني من المسلمين و قد دعوت الي الامان و البر والصله، فخير الامان، أمان الله…»[8]

«اما بعد، آن كه به سوي خداي عزوجل دعوت نمايد عمل صالح انجام دهد و گويد من از تسليم شدگانم، با خدا و رسولش مخالفت نكرده است و اينكه به من وعدة امان و نيكي و پاداش داده‌اي، پس بدان كه بهترين امان، امان خداست و آن كه در دنيا از خدا نمي‌ترسد هرگز در قيامت امان نيابد، از خداوند مي‌خواهم ترسي از خود در دنيا عنايت فرمايد كه موجب امان ما در روز قيامت گردد…»

بنابراين چون خداترسي در وجود آدمي جاي گيرد، ترس از غيرخدا بي‌معنا مي‌شود و خداترسي حريمي است كه حافظ حرمت آدمي و موجب استقامت و شكست‌ناپذيري در انسان مي‌گردد، راه كمال به سوي حق، با خداترسي و ترس‌ناپذيري هموار مي‌شود و حسين(ع) اين راه را چنان تصوير نموده است كه هركس بتواند ببيند و هر عدالتخواه و آزاده‌اي آن را سير كند.

--------------------

به نقل از عاشورا  >  ashoura.com

                                                         

 

                                                      

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 یهود و صهیونیزم دو واژه متفاوت
اخبار روز ایران و جهان همواره با یکسری موضوعات بظاهر تکراری و مشابه - بارها به گوش و چشممان می خورد و شاید هم بی تفاوت از کنارشان بگذریم و ...

اما صهیونیزم و رژیم اشغالگر قدس که خود به تنهایی یک بخش مهم این اخبار را شامل می شود یک رویکرد متفاوتی با این قضایا دارد . شاید این مباحث برای خیلیها تکراری و یا غیر ضرروری جلوه کند - اما این مباحث روز جهان - امروزه بلای جان همین اجتماع عظیم گشته و روزبروز هم پیچیده تر و مشکل تر از سابق می گردد . قصد موشکافی و یا تفصیر را نداریم - اما یک وب سایت جدید را شناختیم و امیدواریم که مورد توجه عزیزان هم واقع گردد .

این سایت یک نگاه اصولی و علمی نسبت به همین قضایا دارد و درکل می تواند نقش یک پایگاه مهم و ضروری را ایفا کند . مباحث اولیه این سایت بسیار جالب و اصولی است که امیدواریم درآینده نزدیک هم این روند همچنان پابرجا باشد . نام این وب سایت یهود (سایت علمی پژوهشی) می باشد و تقریبا بتازگی هم شروع بکار نموده .

یکی از بخشهای مورد توجه آن هم میتواند قسمت آموزش زبان عبری آن باشد که شاید نمونه اش بسیار کم باشد . به هر شکل گمان می رود رسالت این مجموعه (یهود) یک الگوی مناسب باشد و لااقل جدای از مرزها و سیاست بازیها و نگرشهای گوناگون و ... مبانی اصولی خود را مطرح نموده است .

مروری بر این سایت را به همه علاقه مندان (دشمنان راستین قوم صهیونیزم و قدرت و ثروت مداری ) پیشنهاد می کنیم .

http://www.yahood.net

 

 

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 چند سخن از چندجا !

" هرچه میخواهیم ساکت باشیم و حرف نزنیم نمی شود "

> سخن اول  :

اندر حکایت کسانیکه برای رسیدن به مقام و ...! هرچه دل تنگشان می خواهد می گویند و انگار نه انگار که ...


پرهیز از وعده زود هنگام ( درسی از امام جواد (ع) )

وعده های بی سرانجام از آفتهای مدیریت دیروز و امروز کشور مااست . مصاحبه های زودهنگام و بی مورد که در خوش بینانه ترین تحلیل مسابقه برای دادن اخبار خوشایند به جامعه محسوب می شود - دارای پیامدهای سوء بسیاری است که بی اعتماد کردن افکار عمومی به مدیریت کلان کشور نخستین آنهااست .
واقعیتهای موجود مشکلات فراوانی رادربرابر مدیران و تصمیم های آنان می گذارد . پیش بینیها همیشه و لزوما کامل و درست نیست . حوادث نامنتظره و ضرورتهای مهم تر کم نیست - ضرورتهایی که همه ما را ناچار به کنار نهادن برنامه های قطعی می کند .
درکنار همه اینها رقابت ها و دشمنی ها - ایجاد رانتهای اطلاعاتی و زمینه های فساد اداری را نیز نباید نادیده گرفت و این همه باعث می شود تا مدیران خردمند و آینده نگر از شتاب در وعده های زودهنگام اجتناب کنند .امام جواد علیه السلام که امروز همه ما در سوگ او نشسته ایم - دریایی از ناگفته هارا در حدیثی کوتاه چنین در اختیارما نهاده است : " اعلام کارها پیش از آنکه پایه های آن را مستحکم کنید ( یا پیش از آنکه تا اندازه ای جلو رفته و استحکام درونی یابد - بنابر دو قرائتی که از این حدیث ممکن است ) مایه تباهی و فساد آن است " .
فراگیری همین یک درس پربرکت و عمل به آن از نهمین پیشوای بزرگ اسلام را می توان کمترین بهره امروز قرار داد که : ( اظهارالشی قبل ان یستحکم مفسده له  )
دکتر محسن اسماعیلی

> سخن دوم  :

مصدق و رهبر فعلی جمهوری اسلامی !

                      

کاری نداریم مصدق چه ها کرد و چه نقشهایی در تاریخ سیاست این مملکت داشت و چه دردها برای آزادی و حریت جامعه ایرانی کشید و ...
آیا حذف نام بسیاری از بزرگ مردان تاریخ معاصر این مملکت از کتب تاریخی برای محصلان (کم کم و با برنامه !) و یا لگد مال کردن وجهه افراد - آن هم زمانیکه هیچ مقام و نماینده ایی نداشته باشند و خودشان هم دست از دنیا کوتاه تر شاهد اینچنین دردها و ... باشند - آیا درست و از روی فهم و به قول معروف دمکراسی پسند است ؟؟!
آیا این مسائل مطرح شده واقعا ارزش درگیریها و لجاجتها را دارد !؟
چرا ؟ واقعا چرا ؟

بعنوان مثال:  مصدق و مصدق ها چه بدی در حق این آقایان کرده اند که باید چندین سال پس از مرگشان - اینچنین دچار لطف و عنایت عزیزان شوند ! چرا حتی سالروز مرگ و شهادت بسیاری از این مردان باید در سانسور خبری و رسانه ایی روبرو گردد و یا حتی از رفتن بسیاری از مردم و اهل فکر به مراسم سالگرد این افراد رسما جلوگیری می شود !؟! این همه دمکراسی را واقعا چه کنیم ؟
چرا مثلا ما در همین مجلسمان - این همه دمکراسی و این همه حق جو  و محقق انسانیت داریم !؟؟ واقعا چرا ؟ به نظر اینجانب دولت شریفمان باید بجای صادرات نفت - دست به صادرات دمکراسی بزند ( که البته با بیانات رئیس جمهور محترم کشور - درباره به نقد گذاشتن دولتها و ملتها برای به مذاکره گذاشتن حقوق بشر و پایه شدن ایران برای اینکار ! ) عملا دولت دارد درکنار غنی سازی اورانیوم - دمکراسی را هم غنی می فرماید و چند وقت دیگر قرار است صادراتش را هم شروع کند !
از عزیزان مسئول و حاکم بر کشور خواهش می کنیم - دست از سر محققان و متفکران و اندیشمندان لااقل معاصر کشورمان بر دارند و به همین مسئله هولوکاست خودشان بپردازند ! خواهش می کنیم !

از بیانات رهبر معظم و خیراندیش انقلاب : " آن دمکراسی ! " 3/3/84

ایشان می فرمایند : آزادی و دمکراسی ای که انقلاب به ما داد حتی در دوران مصدق هم که دوران ننسبتا آزاد و به قول خودشان دمکراسی بود - به هیچ وجه نبود !
دکتر مصدق مجلس شورای آن روز را منحل کرد - یعنی چیزی که به حسب ظاهر نماد دمکراسی بود که البته در آن دمکراسی هم نبود ! - و گفت : من اختیارات می خواهم - اختیارات را گرفت . اول شش ماه و بعد شش ماه دیگر - در دوسال حکومت خودش یک سال یا بیشتر با اختیارات مطلق زمامداری کرد . خودش قانون وضع می کرد و خودش هم امضاء و در پایان هم خودش هم اجرا می نمود !
این کجا با نظام جمهوری اسلامی قابل مقایسه است که یک روز در این 26 سال نشد که مجلس شورای اسلامی  و نمایندگان مردم نداشته باشد ؟

منبع : روزنامه جام جم ش 1621 (صفحه سیاسی)- مورخ  یکشنبه 11 دی 1384

 

> سخن سوم  :

دوندگان زن ایرانی با پوشش اسلامی ! در قطر

                    

این پوشش زنها هم بدبختی شده - متاسفانه هرچه قدر جلوتر می رویم با مشکلات و چالشهای بیشتری هم روبرو می شویم - پوشش دختران و بانوان ایرانی هنوز بحثهارا در پشت سر خود دارد و انگار کسی هم قصد ندارد تا این مباحث بعضا فلسفی را حل و فصل کند !
تا کی بگوییم این بد است و آن خوب !؟ بالاخره حجاب چیست ؟ اگر حجاب مشخص است پس چرا برای اجرایش ده ها و شاید صدها حرف و حدیث را باید تحمل نماییم ؟
اگر امروزه هنوز مشکل 100 سال پیش را داریم - پس تابحال عزیزان دلمان چه کرده اند ؟ تا کی باید منتظر بود و لب به سخن نگشود ؟ اگر این مسائل همچنان ادامه داشته باشد - در آینده ای نزدیک باید منتظر باشیم تا بدترین و زشت ترین تهمتها و لجبازیها و ندانم کاریهای کوچک و بزرگ را در قبال شریعت پاک اسلام و دینداری را نظاره گر باشیم . این مهم باید هرچه زودتر طرح گردد و ریشه ای نقد و ویرایش شود .
گرچه با بیان ریشه ای این قضیه و خیلی از این قبیل مسائل - دست خیلیها رو گشته و خیلی از گره هایی که نباید باز گردند - ناچارا باز می گردد !
خب البته انتظاری هم نباید داشت - بعنوان مثال : همین خانم هاشمی رفسنجانی چه تزها و مسائلی را که مطرح نکرد !؟! چه مشکلاتی را که ایجاد نکرد و هوز هم که می بینیم - شاهد یکسری از اقدامات وی در زمینه ورزشهای بانوان هستیم - ای کاش این بظاهر مسلمانان اندکی خرد اسلامی هم داشتند !
 ورزش بانوان هم شده است مضحکه عام و خاص ! کارمان بجایی رسیده که برخی از عربهای ... هم برایمان عو عو می کند و با انگشتهایشان مارا مورد لطف خویش قرار می دهند .
دوستی می گفت : مگر برای مردهامان چه کرده اند که برای زنهامان باید بکنند !؟! این زنها در عمل از کدام منطق و فکر و سلیقه - تغذیه می گردند ؟
به هر حال توجه به این نکته کاملا ضروری است و واجب - بنده اصلا کاری با این ماجراها ندارم و در کل با نگاه مثبت اندیش هم این سئوال را طرح می کنم : مگر این مثلا لباسهای استرج (که البته گویا عملا هم باید اینچنین باشد ) چه تفاوتی را با عدم پوشش آنها ایجاد می کند ؟ آیا زنان ما باید بدون فکر و برنامه و صرفا برای بستن دهن غربیها که می گویند در ایران زنان آزاد نیستند ! و ... تن به این حرکتها داد و یا دولت باید بسیار بی تفاوت به این مسئله نگاه کند !
آیا الان زنان ما آزاد شدند ؟! آیا آن زنان بظاهر ورزشکار غربی که مثلا برای پوشش لباس یکی از ورزشها (تنیس) باید 75% عریان گردند و آن وقت شروع به فعالیت کنند - آزاد هستند ! (که البته پوشش مردان آن هم در مسابقات حرفه ایی نظیر بسگتبال و والیبال و تنیس و ... بسیار کامل تر از زنانشان است !)
گاهی یک دیوانه سنگی درون چاه می اندازد که صدتا عاقل هم نمی توانند درش بیاورند ! فکر میکنم با این کار مسئولان امر قصد فرهنگ سازی و دعوت جوامع دیگر  برای اینگونه پوششها را داشته اند !؟! که گویا چندان با آنها هم متفاوت نیست !

 


> سخن چهارم  :

                                     

بسیج تمام قوا و حزبها - برای حمایت از دولت و مجلس جدید - اینهم برای خودش سیاسیتی است ! تا دیروز همه بجان هم می افتادند و امروز از دهان مبارک آقای جنتی می شنویم که ای مسئولین و ای منتقدان و ای تشکلهای گوناگون مخالف و موافق ( که گویا فرقی هم نمی کند ! ) باید همه تان از دولت و نهاد حکومتی جدید پاسداری کنید و زمان دهید تا دولت به شعارهایش عمل نماید و شرمنده عزیزان نشود !
امروز مملکت در یک نقطه حساس زمانی قرار دارد و چنین و چنان ...!
یک سئوال : بنظر همین آقای جنتی - آیا این امر امکان پذیر است ؟ آیا واقعا این مسائل مطرح شده نتیجه ای هم دربرخواهد داشت !
چرا وقتتان را بیهوده ازدست می دهید ؟ اگر قرار به تحقق چنین مسائلی بود - که دیگر این همه مشکل نداشتیم ! (البته اگر کسی هم بفکر انجام کار باشد !)
در ضمن - آیا شما بفکر این رئیس جمهور و یا تیم اجرایی هستید و یا بفکر مردم ؟ نمی دانم شاید هم بقای حکومت بیش از هر چیز مهم باشد ! ( به هر شکل دلسوزان نظام را هم شناختیم !)
به هر حال اگر حکومتی نباشد - آنوقت حزبها و گروه ها و تندروها و کند روها - سرمایه دارها و مسئولین کوچک و بزرگ برای چه چیز خودرا فدا کنند و یا صبر پیشه نمایند و چشم محترمشانرا برروی کورس مسابقات بخور... و بچاپ ... و ... ببندند !؟!
از کی تابحال شما نکته سنج شدید ؟


> سخن پنجم  :

جنجال از نوع احمدی نژاد !

این قضایای حکومت صهیونیستی و هولوکاست و ... دیگر شورش را در آورده - ما که سواد تاریخی و فلسفیمان قد نمی دهد - ولی خواهش می کنیم از دوستان هرکس که مبانی اصولی این مباحث را بیاد دارد و یا می شناسد - محبتی کند و مارا هم بی نصیب ننماید !
شاید همانطور که نور الهام الهی بدوره سر و هیکل جناب آقای احمدی نژاد روشن گشته و ایشانرا از مابقی متمایز ساخته ! قبل تر ها نصیب این یهودیهای بی خانمان و علل خصوص این صهیونیستهای تندرو و خشن زمان هیتلر هم شده باشد و یک طوافی هم بدوره سر این عزیزان کرده است ؟ ( بالاخره این دوستان هم یه جورایی دارن بشکلی کاملا مرموزانه و حرفه ایی - یک ایدئولوژی جدید که به شکر خدا هیچ مخالفی هم نباید داشته باشد را ترویج می کنند دیگر ! شاید هم اثر همان نورها باشد ؟! به هر شکل عاقلان دانند ... )  .

> سخن آخر  :

" استاد خاتمی - این بزرگ مرد جبهه اصلاحات ! "


خب - اینم از آقای خاتمی و این همه سرو صدا که در یکی از پایگاههای خبری خواندم : " گویی سروصدای خاتمی از رئیس جمور هم این روزها بیشتر شده است ! "

اصلاحاتی که آقای خاتمی همه چیزش را از آن دارد و همه شعارها و معیارهایش بر همان اساس و پایه ها بنا گردیده است - اینروزها طرفداران بیشماری را بخود جلب کرده . شاید این آتش زیره خاکستر بنوعی یادآور روزهایی است که این جماعت قبل از ورودش ( خاتمی ) جشن می گرفتند و بعد از خروجش عزا !
شاید هم یادآور ضعف و پوسیدگی فکری و ایدئولوژیکی مبانی اساسی نظام حاکم باشد ؟!؟ - یعنی همان خاطرات کوی دانشگاه ( که همه را سره کار گذاشتند) و یک سلسله از مذاکرات و مناقشات سیاسی و اجتماعی که بنوعی با پیامدهایی همراه گشته بود .
ولی بنده یک چیزرا می دانم و آن هم بازی و پازل سیاسی است !
مامان بزرگم وقتی بچه بودم - همواره به من گوش زد می کرد که فلانی - مواظب باش گول این آدم بدارو نخوری ! مواظب باش خره ملا نشی ! مواظب باش نوکر بی جیره و مواجب و یا حتی با جیره و مواجب این و آن نشی ! و صدها مواظب باش دیگر ! .
تاریخ و مدیریت زمان اثبات کرده است که هر عاملی و هر رخداد اجتماعی و سیاسی قبل از وقوع و بعد از وقوعشان یکسری امواج کوچک و بزرگ را باخود به ارمغان می آورند . یا خوب و یا بد و ...
اگر امروز یک رویداد اتفاق افتاد - بدان که قرار است فردایی وابسته به همان واقعه را پشت سر بگذاری ! این کلام حکیمانه هم به نقل از الکساندر مامان جون بیان شده !
آقای خاتمی هم از این قاعده خارج نمی باشد و حول همین محور می چرخد - خوب یا بد باید اینرا بدانیم که آنچه که در جامعه می گذرد و واقع می شود - با آنچه که در کاخها و تالارها و ... حاکمان می گذرد بسیار متفاوت است .
جامعه باید اینرا بپذیرد که هیچ گاه نباید وقایع را ساده لوحانه و بی منطق و تنها از روی استنادهای موجود در خودش و ... باور کند و بپذیرد !
اگر امروز دعوایی می شود - اگر جنبشی بوجود می آید و اگر آزادیهایی داده می شود و یک پوست اندازی بزرگ در سطح مدیریت کشور حاصل می گردد - این بدان معنا نیست که دستگاه حاکم و یا مدیریت صرفا برای رفع حاجت و ... این امر را تحقق بخشیده است - پس این رئیس جمهور با بعدی رابطه کاملا مستقیم دارد و علل خصوص در نظامهای حاکم همچون کشور ما این قضیه کاملا مشهود و بارز است .
پس جان هرکسی که دوست دارید اینقدر نگویید : هاشمی بد بود ! - خامی خوب !! - این آقا اینجوری و آن یکی ... (قابل توجه خودمان !)
در کل نظام یک فرصت چند ساله دارد تا نظرهارا بخود جلب کند - بنا به شرایط و رویدادهای موجود امکان دارد این فرصتها کم و زیاد هم شود - بنابر این نظام حاکم در ایران برای فرار از این منجلاب موروثی و لجنزار تاریخی - نیازمند نیرو و زمان بسیار بیشتری است تا خود را بنوعی در عرصه جهانی مدیریت کند و از حملات و آسیبها و نظارتها و سیاستها و ... نظامهای امپریالیستی و بعضا سرمایه داری غرب خلاص سازد و آزادی و حریت واقعی را برای خود و جامعه رقم زند ! (این بدان معنا نیست که این آزدی با آزادی عمل مساوی باشد با اصل آزادی عمل و آزادی بیان و عقیده و ... نظام قدرت و نفوذ خودرا میخواهد برای خودش - معلوم نیست در آینده و حتی حال - این آزادیهای قرضی عملا به نفع مردم و ایرانی جماعت باشد یا نه !؟! )
حال افرادی که به مدیریت می رسند اولین خواسته نظام که همین امر باشد را باید تحقق بخشند - آنگاه اگر هم فرصتی باقی ماند ! به مسائل جزعی تری هم رسیدگی نمایند .
نیازهای زمانی و شررایط جامعه در سالهای گوناگون کاملا متفاوت است - همه این برنامه ها ناچارا باید در همین خط مشی ها سیر کنند . ( اگر این رهایی صورت نگیرد - بازهم یک انقلاب دیگر - یک توطئه دیگر - یک کودتای دیگر و ... آن هم بدست قدرتمندان و به ضرر رژییم حاکم و برای بست و ادامه سلطه بیگانه با لباسی جدید و متفاوت ! )

آقای خاتمی هم یک بنده خدا - تابع قوانین حکومتی ( نه یک فرشته نجات و نه یک زورو ! ) کسی که باید بر طبق قوانین جامعه و مدیریت کلان و ... تحت شرایط زمانی خودش نیازهای دولت و حکومت و غرب را بنوعی برآورده کند !
این قضیه در زمان هاشمی فرق می کرد و همچنین در شرایط فعلی البته منظور نحوه اجرا است نه ..! . حال مقصود بنده از طرح چنین مسائلی نه برای ابراز وجود بوده است و نه پند و اندرز ! نه می خواستم نظام را یک سیستم مدافع آزادی و در صدد نجات ایرانیان و ... معرفی کنم و نه آقای خاتمی را تنها یک بازیچه سیاسی ( که البته شاید هم در عمل اینچین باشد ! ) و نه هر چیز دیگری ...!
چه کنم - امیدورام منظورم را درست منتقل کرده باشم .

با دردکشان هرکه درافتاد برافتاد

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 با شما .. (2)
 

 

" شهادت استاد دانشگاه در محوطه وزارت علوم "

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 عیدتان مبارک
 

 

" تولد حضرت مسیح و سال جدید میلادی بر همه عزیزان مبارکباد "

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M 
 
 این عالیجناب واقعا سرخ پوش !
وقتی بیشتر فکر می کنم - بیشتر درمی یابم که چقدر انسانها راحت می توانند در لابلای امور روزمره و مصلحتها و قدرتها و ... خودشان و حقیقت درونیشانرا کتمان کنند و یا از فرمول چندگانگی تاریخی بهره ببرند !

جناب اقای رفسنجانی هم به عقیده دوستان - یکی از این عزیز دلها هستند که مرتبا در هفته چندین و چند خبر از ایشان و خانواده محترمشان - در رسانه های گوناگون می شنوید . شاید زمان آن رسیده باشد تا حاکمان نظام - عقاید خودرا مطرح کنند و مردم بی چاره را از این همه سردرگمی آزاد و راحت بفرمایند - گرچه بگفته یکی از دوستانم : " فلانی - اگر قرار بود این آب گل آلود روزی آرام و صاف گردد و اگر قرار بود این هم همه و دغدغه های پوچ و دست و پا زدنهای مختلف - روزی هموار گردد و ... که دیگر نمی توان مملکت اداره کرد ! "

به هر شکل روزی باید فرارسد و جایگاه بسیاری از افراد - در این نظام باری به هر جهت و ... معلوم و آشکار گردد ! ما هم امیدواریم .

مشتی نمونه خروار - وبلاگی برای بستر سازی یک عقیده و یک تفاهم سازی دروغین ! یکی از پایگاههایی که می خواهد به شکلی استادانه نقش این عالم ربانی - تاجر جهانی - فیلسوف زندانی - رند درباری (ببخشید روحانی) و ... را به شکلی هرچه مفیدتر و مثبت تر به جامعه نشان دهد و گامی هرچند کوچک در عرصه انزوای حق و حقیقت بردارد !

                         

اینم یه جورشه دیگه !

برو به وبلاگ عالی جناب سرخ پوش ! (کلیک کنید)

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 يلدا، شبي گرامي نزد ايرانيان

يلدا واژه‌اي سرياني است كه به زبان تازي به معناي تولد و ميلاد و به زبان پارسي به معناي زايش است و اين آخرين شب پاييز و نخستين شب زمستان است.

به گزارش بخش ايرانشناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ايرانيان پيش از آيين پاك زرتشت بزرگ،‌ داراي كيش ميترايي بوده‌اند و مهر يا ميترا را خداي خورشيد و آفريدگار گيتي و هستي مي‌دانستند و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ، پادشاه پيشدادي مي‌دانند.

به همين دليل اين شب اگر چه از ديدگاه ستاره شناسان مبارك نيست، اما نزد ايرانيان گرامي است و براي دوري از نامباركي آن را با جشن و سرور همراه مي‌كنند. از آنجايي كه ايرانيان شب و تاريكي را نماد اهريمن و روز و روشنايي را نشان اهورا مزدا مي‌دانستند، همه كارها براي پيروزي اهورا مزدا بر اهريمن انجام مي‌گرفته است.

چون پس از شب يلدا روزها كم‌كم بلند و شب‌ها كم‌كم كوتاه مي‌شوند آن را چيرگي روشنايي بر تاريكي و تباهي و پيروزي اهورا مزدا بر اهريمن به شمار مي‌آورند. چنين است كه ايرانيان هنوز اين شب را به جشن و شادماني برگزار مي‌كنند. بدين ترتيب كه خانواده‌ها، بستگان و دوستان به دور كرسي يا كنار بخاري گردهم مي‌آيند و رسم بر اين است كه براي شام خورشت فسنجان مي‌پزند و با شيريني و ميوه‌هاي گوناگون به ويژه آجيل به نام مشكل‌گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو، هندوانه و خربزه از يكديگر پذيرايي مي‌كنند.

در اين شب بزرگترها همراه با گفت‌وگو، براي كوچكترها داستان‌هاي شيرين مي‌گويند و از سده‌هاي پيش گرفتن فال با ديوان حافظ نيز بر اين رسم افزوده شده است.

از آنجا كه واژه يلدا به پارسي يعني زايش و طبق آنچه در تاريخ و فرهنگ آمده، در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است كه در دنياي آيين مسيح آن را با ميلاد مسيح برابر كرده‌اند و در سده چهار ميلادي آن را هنگام زايش عيسي مسيح قرار دادند. برخي بر اين باورند كه واژه يلدا نام يكي از چاكران حضرت عيسي بوده است. چنانكه سنايي گفته است:

«به صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي كه از يك چاكري عيسي چنان معروف شد يلدا»

البته اين باور خواستگاه يا بن تاريخي ندارد، ولي آنچه آشكار است اين است كه ميتراييسم به وسيله لژيون‌هاي رومي از راه آسياي كوچك «تركيه كنوني» در اروپا گسترش پيدا كرد و چند سده نيز آيين رسمي امپراطوري روم بود و مهرابه‌هاي فراواني كه پرستشگاه مهربان بود، در اروپا ساخته شد تا آنكه كنستانتين امپراطور روم كه به پدر كليسا مشهور است، در آغاز سده چهارم ميلادي آيين مهري را شكست و آيين مسيح را جانشين ميترائيسم كرد و براي جلوگيري از برگزاري جشن آيين مهري، اظهار داشت به اين بهانه كه مسيحيان عيسي را مظهر نور مي‌دانند، شب يلدا را كه با زايش حضرت عيسي برابر و به نام ميلاد مسيح جشن بگيرند.

به هر روي با اين كه طرفداران آئين مهري «ميتراييسم» شكست خوردند، ولي آئين مسيح نتوانست از نفوذ ميترائيسم بر كنار بماند. چنانكه باور داشتن به رستاخيز، پل صراط، استفاده از ناقوس در كليساها، نشانه صليب، غسل تعميد و آرايش درخت كاج در كريسمس كه همان سرو آريايي است و كل اسقف‌ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن كريسمس با شب يلدا در ديانت مسيح راه پيدا كرد.

خبرگزاري دانشجويان ايران - يزد

و اما در این میان اهالی محترم برره ! که از خودشان بمناسبت این شب بیاد ماندنی ! یک ویژه برنامه ایی در وکردن که شاید جالب توجه باشد . مشکل از اینجا آغاز می شود که گاه گاهی برای باقی ماندن و بقا باید بقول خودشان ( پاچه خواری هم کرد ! ) - بیان برخی از مشکلات و ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی و از همه مهمتر فرهنگی - یکی از بزرگترین مسائلی است که مهران مدیری (کارگردان) - توانسته است بخوبی و با زبان بظاهر طنز از آن دم زند و بازگو کننده باشد .

پاچه‌خواري بگوري و اهالي «برره» از ضرغامي !

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 اندیشه
        
 
 
        " جامعه هنگامى به فرزانگى مى رسد كه خواندن، كار روزانه‌اش باشد. "
 
2 نوشته شده در    توسط A-M  |