تبليغاتX
Am system
با سلام به وبلاگ خبري - اجتماعي گروه ما خوش آمديد

خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383


بخش اخباره گروه ما
وبلاگ ویژه دکتر علی شریعتی
بخش ویژه گروه Am-System
اندیشکده اعتلای فرهتگی
عاشق ترین
هوادارانه تیم محبوب میلان
عشق حاصل از ایمان
یک میزان سکوت
وبلاگ علمی و دانشجویی
اف _ سی _ رئال مادرید و ...
معلم کمالی
ساغی مجنون
فن آوری در خدمت فرهنگ
اتحادیه و طرحی برای آریایی ها
حرف آخر ...
ملی و مذهبی ها ...
نهضت آزادی ایران
آزادی برای اکبر گنجی
خسرو ناقد ...؟
خواب و خوابگزاری در فرهنگ اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی رسا
پارس رزم - اولین سایت رزمی تخصصی ایران
کارنامه 2005 ايران در حقوق بشر
چشم انداز روابط ايران و آمريکا در دور دوم رياست جمهوری بوش
کلک خیال انگیز
سيب سبز
باشگاه اندیشه
فرهنگ نام و نام گزینی
:. پرده پندار .:
لینکستان 118


 
 
 اطلاعیه

 

با عرض سلام خدمت همه دوستان و همراهان گرامی

 

کوتاه و مختصر خدمتتان عرض کنم که بالاخره مجموعه وبلاگ متعلق به شخصیت معلم شهید « دکتر شریعتی » ، تبدیل به یک پایگاه شد و با هدفی متعالی تر و با انگیزه ایی گسترده تر – آماده فعالیت گشت . این وب سایت که در ابتدا قرار بود با همت جمعی از دوستان و رفقای اینجانب مدیریت و اجرا گردد ، با مشکلات فراوان روبرو گشت و پس از مدتها ، اینجانب برآن شدم تا این مسیر را دنبال کنم و برای اولین بار سعی در ایجاد بهترین و گسترده ترین و منسجم ترین وب سایت پیرامون این شخصیت مبارز و انقلابی کشورمان کنم و این مهم را تحقق بخشم .

گرچه بسیار قبل تر این حرکت توسط جمع بیشماری – کم و بیش انجام گشته است ، اما در مجموع تلاش هیچ کدام از آنها در حد انتظار ظاهر نشده و همچنین هیچ کدام از آن پایگاه ها  بصورت تخصصی و یا لااقل کامل و جامع ، عرضه نگشته اند . به هر شکل اینجانب وظیفه خود دانستم تا در این مسیر قدمی بردارم و یک حرکت نوین را صورت بخشم و با مشکلات فراوان پیش رویم ، این امر را تحقق بخشم که شاید روزی پایگاهی گردد برای دوستداران و مخاطبین خاص خودش ( علل خصوص نسلهای آینده ...) .

نظر به اینکه این اقدام نیازمند زمان و فرصت زیادی است و همچنین اینجانب نیز علاقه ایی به کوتاهی در این امر ندارم ، لاجرم زمان شروع بکار این سایت معلوم نمی باشد و مطمئنا اگر در این مسیر دوستانی را بیابم که کمک حالم گردند و همفکری نمایند  و گامی در این راه بردارند ، صمیمانه دست یاری بسویشان دراز خواهم نمود و پذیرایشان خواهم گشت .

در پایان مایل هستم تا از نظرات و پیشنهادات و همفکریهای تمام دوستان در این مجموعه استفاده کنم و در بکار گیری آنها کوشا باشم  .

 

منتظرتان هستم   -  خدانگهدار                   ع . م       21/1/85

 

آدرس وب سایت  :   w w w . A l i s h a r i a t i . n e t

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 مرحوم دکتر محمد مصدق در یک نگاه ...

« دکترمصدق در یک نگاه ...! »

 
اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است كه به وطن شده است باید از كسی كه اول آن پیشنهاد را نمود تشكر كرد وآن كس شهید راه وطن دكتر حسین فاطمی است كه روزی در خانه جناب آقای نریمان پیشنهاد خود را داد و عمده نمایندگان جبهه ملی حاضر در جلسه آن را به اتفاق آرا تصویب نمودند.رحمه الله علیه كه در طول مدت همكاری با اینجانب حتی یك ترك اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد
دکتر محمد مصدق
 
 

Dr.Mossadeq

نویسنده: صالح

دكتر محمد مصدق، یكى از سرشناس ترین رجال سیاسى تاریخ معاصر ایران كه به عنوان نماینده مجلس و نخست وزیر نقش برجسته اى در ملى كردن نفت ایران ایفا كرد، روز ۱۴ اسفند هزار و سیصد و چهل و پنج در تبعیدگاه خود در احمدآباد ساوجبلاغ درگذشت

وى در بهار سال ۱۲۶۱ هجرى شمسى در تهران به دنیا آمده بود. پدرش میرزا هدایت الله وزیردفتر (از رجال عهد ناصرالدین شاه) و مادرش خانم نجم السلطنه (نوه عباس میرزا) بود. محمد ده ساله بود كه پدرش درگذشت و ناصرالدین شاه به او لقب «مصدق السلطنه» داد. خانم نجم السلطنه مدتى بعد با میرزا فضل الله خان وكیل الممالك (منشى باشى مظفرالدین میرزا، ولیعهد وقت) ازدواج كرد و همراه محمد به تبریز رفت.

محمد تحصیلات مقدماتى را در تبریز گذراند و پس از بر تخت نشستن مظفرالدین شاه، همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرخوانده اش كه حالا منشى مخصوص شاه بود فرمان استیفاى خراسان را براى او گرفت. مصدق السلطنه با وجود سن و تجربه كم، چنان تسلط و آداب دانى به عنوان مستوفى خراسان از خود نشان داد كه جاى خود را در دل بسیارى از رجال سیاسى وقت باز كرد. او پس از انقلاب مشروطه در نخستین دوره مجلس شوراى ملى به نمایندگى طبقه اعیان اصفهان انتخاب شد اما اعتبارنامه اش از آنجا كه سن او هنوز به سى سال نرسیده بود، رد شد.

در دوران قاجار
محمدخان مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ براى تحصیل به فرانسه و سپس سوئیس رفت و دكتراى حقوق گرفت. او در سال هاى جنگ جهانى اول به ایران بازگشت و به خدمت وزارت مالیه وارد شد. مصدق چند سالى به عنوان عضو كمیسیون تطبیق حواله جات و معاون وزیر مالیه مشغول به كار بود و سپس بار دیگر به اروپا رفت.

او خود در خاطراتش نوشته است: «در آنجا بودم كه قرارداد ۹ اوت ۱۹۱۹ معروف به قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلستان منعقد گردید كه باز تصمیم گرفتم در سوئیس اقامت كنم و به كار تجارت بپردازم. مقدار قلیلى هم كالا كه در ایران كمیاب شده بود خریده به ایران فرستاده و بعد چنین صلاح دیدم كه با پسر و دختر بزرگم كه ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه كارهایم از ایران مهاجرت نمایم.» («خاطرات و تألمات») اما مصدق به دلیل وقوع انقلاب بلشویكى در قفقاز نتوانست از آن مسیر به ایران برسد و در نیمه راه بازگشت.

در همین موقع مشیرالدوله كه نخست وزیر شده بود، با تلگراف از مصدق السلطنه دعوت كرد براى تصدى وزارت عدلیه به ایران بیاید. او این بار از راه دریا و بندر بوشهر به كشور بازگشت اما در مسیر وقتى به شیراز رسید، اوضاع آنجا را آشفته دید. متنفذین محلى از یك سو او را به ماندن تشویق كردند و از سوى دیگر با تلگراف از نخست وزیر خواستند مصدق را به عنوان حاكم ایالت فارس منصوب كند. چنین بود كه مصدق تا هنگام كودتاى ۱۲۹۹ والى فارس بود، اما پس از كودتا حاضر به پذیرش دولت سیدضیاء نشد و كناره گیرى كرد. او پس از سقوط دولت كودتا و در دوران رئیس الوزرایى قوام السلطنه به وزارت مالیه رسید و براى انجام اصلاحات در تشكیلات مالى كشور از مجلس اختیارات ویژه گرفت. اما اصلاحات او با مخالفت اكثریت نمایندگان دوره چهارم مجلس روبه رو شد و به سقوط دولت قوام انجامید. مصدق پس از آن مدتى والى آذربایجان بود و در سال ۱۳۰۲ به عنوان وزیر امورخارجه به دولت مشیرالدوله پیوست. او در دوره پنجم مجلس شوراى ملى به نمایندگى از مردم تهران انتخاب شد. مصدق در این دوره، از سویى با اقلیت مجلس به رهبرى سیدحسن مدرس همكارى مى كرد و از سوى دیگر طرف مشورت رضاخان سردارسپه (نخست وزیر وقت) بود.

اما وقتى طرح انقراض سلسله قاجاریه در مجلس مطرح شد، او از معدود نمایندگانى بود كه با این طرح مخالفت كرد. خلاصه استدلال او این بود كه سردارسپه پس از این یا به موقعیتى كه قانون اساسى براى پادشاه در نظر گرفته اكتفا مى كند و كشور از خدمات او محروم مى شود، یا تبدیل به یك حاكم مستبد خواهد شد. تجربه نشان داد كه پیش بینى او درست بوده است

در دوران پهلوى
مصدق در باقى مانده دوره پنجم مجلس و در طول دوره ششم (هر دوره مجلس در آن روزگار دو سال بود) مواضع مستقل خود را حفظ كرد و در نتیجه به دوره هاى بعدى راه نیافت و در احمدآباد خانه نشین شد. او در اواخر سلطنت رضاشاه به دلایلى كه كاملاً روشن نیست بازداشت و مدتى در بیرجند زندانى شد.

مصدق پس از حوادث شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شركت كرد و به عنوان وكیل اول تهران انتخاب شد. عمده فعالیت هاى او در این دوره مجلس عبارت بود از: مخالفت با اعتبارنامه سیدضیاءالدین طباطبایى، مخالفت با اعطاى امتیاز نفت شمال به شوروى و به تصویب رساندن ماده واحده اى كه دولت را از مذاكره براى اعطاى امتیاز نفت به بیگانگان منع مى كرد. مصدق در انتخابات دوره پانزدهم مجلس كه در آن اعمال نفوذ فراوانى به نفع حزب دموكرات قوام (نخست وزیر وقت) انجام گرفت، از ورود به مجلس بازماند؛ اما در جریان انتخابات مجلس شانزدهم به همراه گروهى از رجال سیاسى در اعتراض به شیوه برگزارى انتخابات در دربار تحصن كرد كه نطفه تشكیل جبهه ملى در همین تحصن بسته شد. مصدق و عده اى از همفكرانش به مجلس راه یافتند و فراكسیون جبهه ملى را تشكیل دادند.

با طرح لایحه قرارداد گس-گلشائیان در مجلس، مصدق و همفكرانش به مخالفت با آن پرداختند. این مخالفت ها و فضایى كه در جامعه ایجاد كرد سرانجام به تصویب قانون ملى شدن نفت ایران در مجلسین انجامید و چند ماه بعد نمایندگان مجلس مصدق را براى اجراى همین قانون به نخست وزیرى انتخاب كردند. آنچه در دوران نخست وزیرى مصدق در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ گذشت از مهمترین حوادث تاریخ معاصر كشور ماست.

آنچه مسلم است اینكه اقدام محمدرضاشاه و حامیان غربى اش در براندازى دولت ملى دكتر مصدق، جایگاه او را به عنوان یكى از محبوب ترین رجال سیاسى معاصر ایران تثبیت كرده است. مصدق پس از كودتاى ۲۸ مرداد محاكمه و به سه سال زندان محكوم شد. او پس از پایان دوران زندان نیز تا پایان عمر در ملك شخصى اش در احمدآباد در تبعید به سر برد.
 
منبع : برگرفته از روزنامه شرق


زندگی، کار و پیکار زنده یاد دکتر محمد مصدق

رجوع شود به ... (کلیک کنید)

برخی از آثار و کتابهای مصدق

کلیک کنید

 

:: گزارش برگزاری آیین بزرگداشت 39-مین سالگرد در گذشت دکتر مصدق ::

پاینده ایران

روابط عمومی حزب ملت ایران
تهران، 15 اسفند ماه 1384 خورشیدی

آیین یاد بود مصدق بزرگ در روز 14 اسفند 1384 در تبعیدگاه و آرامگاه آن زنده یاد با حضور دوستداران و رهروان پیشوای در گذشته ملت ایران، جوانان و دانشجویان از تهران و شهرستانها در ساعت ده صبح آغاز شد. این آیین با معرفی سخنرانان توسط حسین سکاکی از مبارزین دیرین نهضت ملی آغاز شد. ابتدا دکتر هرمیداس باوند، استاد دانشگاه و مبارز دیرپای طی سخنانی ضمن بزرگداشت مصدق با اشاره به شیوه زندگی و عملکرد سیاسی این مرد بزرگ دیدگاههای آزادیخواهانه و استقلال طلبانه او در مبارزه با استبداد وابسته و استعمار را برشمرد و از مصدق به عنوان نماد میهن پرستی و آزادیخواهی یاد کرد ( متاسفانه بر اثر اختلال سیستم برق رسانی سخنان مستدل و سنجیده ایشان به طور کامل انعکاس نیافت

سپس دکتر بهروز برومند پزشک عالیقدر و عضو شورای مرکزی حزب ملت ایران طی سخنانی به شرح زیر به بازبینی و یادآوری عملکرد و دیدگاههای دکتر مصدق با توجه به مشکلات امروز میهن که بر اثر ندانم کاریهای کاربدستان جمهوری اسلامی گریبانگیر شده است، طی سخنانی زیر عنوان "آموزش های پیشوای در گذشته ملت ایران زنده یاد دکتر محمد مصدق برای آزادی و استقلال در ایران" و با درود به همه کوشندگان راه آزادی و آبادی ایران در درون و برون مرزهای ایران زمین آغاز کرد. وی گفت برای من از جایگاهی که در سالهای نه چندان دور، به خون خفتگان راه آزادی ایران زنده یادان، داریوش و پروانه فروهر، شما را از آموزش های پیشوای در گذشته ملت ایران آگاه می نمودند بسیار ناگوار است…… بزرگداشت یاد همه مبارزانی که در راه آزادی و آبادی ایران جان باختند از بابک تا پروانه، من با شما از راه مصدق که راه آزادی است سخن می گویم

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: مصدق گذشته از آزادی و استقلال، همواره نگران یکپارچگی ایران زمین بود و به روشنی باورهای آن روز مصدق این زمان جایگاه ویژه و ارزنده ای یافته است. با اندوه بسیار می بینیم که این روزها با سو استفاده از درکار نبودن آزادی های مردمی گروهی جیره خواران روس و انگلیس و آمریکا آوای شوم پاره پاره نمودن سرزمین مان ایران را سر داده اند. او گفت: مصدق به همه دولتمردان آموخت که نباید زیر بار سلطه ی بیگانه چه از شمال و چه از جنوب رفت. ولی با افسوس باز می بینیم گروهی از تاریخ درس نگرفته و به استعمار شمال دلخوش کرده اند و برای انرژی هسته ای چشم امید به همکاری روس ها دارند. شک نیست که روس ها همواره با دیگر استعمارگران چون آمریکا و انگلیس همدست بوده و برای بهره کشی از کشورهای در حال رشد سیاستی یکسان داشته و هرگز به سود ایران آمریکای جهانخوار را از خود نخواهد رنجاند و چاره کار ما همان موازنه منفی است. وی در ادامه افزود: در این رهگذر تنها می توان مصدق را با کوروش بزرگ همسان دانست که آزادی ادیان را رسمی کرد و گفت تنها خفاش ها هستند که تاریکی ( بخوانید خودکامگی و سانسور) را دوست دارند. از این روست که پس از 56 سال هنوز هم می شنویم مصدق، مصدق راهت ادامه دارد

سخنان دکتر برومند هر بار با ابراز احساسات پر شور حاضران رو به رو می شد. سخنران بعدی مهندس هاشم صباغیان عضو نهضت آزادی ایران بود. وی در بخشی از سخنانش گفت: راه مصدق بهترین راه استراتژیک برای مبارزان و آزادیخواهان امروز است. دکتر مصدق همیشه برای ملیت و فرهنگ و اسلامیت نهایت دقت و تلاش را می کرد. مبارزین راه آزادی چنانچه از او پند بگیرند موفقیت آنها نزدیک خواهد بود. از میان چهره های سیاسی حاضر در مراسم می توان به احمد صدر حاج سید جوادی، سیمین بهبهانی، خسرو سیف دبیر حزب ملت ایران، حسین شاه حسینی، مهندس بهرام نمازی، مهندس حسین شاه اویسی، دکتر تکمیل همایون، دکتر محمد ملکی، ادیب برومند، دکتر پرویز ورجاوند، مهندس عباس امیر انتظام، عیسا خان حاتمی، دکتر ابراهیم یزدی، فرزین مخبر، محمد بسته نگار، دکتر نظام الدین قهاری،کورش زعیم و شمار زیادی از فعالان سیاسی ملی اشاره کرد

این آیین بسیار پر شکوه در ساعت 30/12 در حالی که حاضران سرود ای ایران و یار دبستانی می خواندند، پایان یافت 
برگرفته از وب سایت دکتر مصدق
 
 

یک اثر هنری بدیع بر مبنای زندگی دکتر محمد مصدق

 اثری که همچون نام دکتر مصدق هرگز از ذهن تماشاگران پاک نخواهد شد.

نویسنده و کارگردان:
رضا علامه زاده

تهیه کننده: بیژن شاهمرادی
موسیقی: اسفندیار منفردزاده
طراح صحنه: فرناز صداقت بین


http://www.mossadeghplay.net

 

"وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که در راه مردم تحمل می کنند."

 

مصدق، مرد همه ی سالها
دکتر پرویز داورپناه
خلاصه پیام دکتر مصدق بمناسبت 29 اسفند چنین است: هموطنان عزیز در تاریخ ملت ها روزهای درخشان و پر مسئولیت و افتخار و موفقیت کمتر پیدا می شود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه اش را در برابر وطن پرچم و تاریخ مملکت ادا کند بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است.امروز یکی از آن ایامی است که شما هموطنان میتوانید صفحه جدید و مقدسی در حیات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنید و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سیاسی ما نامی بیش نمانده بود دوره نوینی را در برابر نسل معاصر و نسل آینده بوجود بیاورید. رشد و نبوغ سیاسی شما میتواند امروز را مبداء تحول و نهضت اصلاحی آینده قرار دهد...من تردید ندارم که شما هموطنان عزیزم راهی را انتخاب خواهید کرد که با شرافت ایرانیت و با غرور ملی و احساسات وطنی مطابقت دارد...آوازه همت و عزم خلل ناپذیر شما در گسستن زنجیرهای استعمار اقتصادی به گوش جهانیان رسیده و خواهد رسید...من افتخار خدمت و گزارش به مردم را بالاترین و پرقیمت ترین افتخارات حیات خود محسوب داشته و میدانم بغیر از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان محبوب هدفی دیگر ندارم ... ( تمامی مطلب )

 
گوشه ایی  از خدمات دولت دکتر محمد مصدق به ایران
1-کاهش بودجه ی چهل هزار تومانی دربار به ده هزار تومان و کاهش بودجه چهارده هزار تومانی ولیعهد به چهار هزار تومان
2-حذف القاب و عناوین رسمی شاهزاده و درباریان
3-لایحه آزادی مطبوعات(در زمان مصدق 373 روزنامه منتشر می‌شد که 70 روزنامه مخالف او می‌نوشتند)
4-موازنه کامل صادرات و واردات
5-ملی شدن صنعت نفت
 
ادامه مطالب در کلیک کنید ...
 
 
 وب سایت دکتر مصدق :

http://www.mossadeq.com

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 اندر حکایت کشف داروی جدید بیهوشی !
 
:: احمدى نژاد در ديدار نمايندگان مجلس :

 
« مردم در سفرهاى استانى من بيهوش مى شوند ! »

 
ايلنا: عزت الله يوسفيان عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم گفت: احمدى نژاد در جلسه خود با نمايندگان عنوان كرده است دولت نهم يك رنسانس و تجديد حيات مجدد در كشور را به وجود آورده است. نماينده آمل با بيان اينكه احمدى نژاد آغاز دولت نهم را يك رنسانس و انقلاب مجدد تعبير كرد ادامه داد: آقاى احمدى نژاد از اين رنسانس تعبير به موج دوم انقلاب كردند كه موج اول را امام(ره) ايجاد كرد.وى سپس افزود: رئيس جمهورى معتقد است در اين موج دوم فرد يا افراد مطرح نيستند بلكه فلشى است كه مسير مردم را تعيين مى كند و آن حركت به سمت مطالبات چند ۱۰ساله مردم مخصوصاً در بخش گرايش به اعتقادات اصيل اسلامى است.نماينده آمل به نقل از احمدى نژاد گفت: اين موج به نحوى است كه ما چاره اى جز حركت در مسير خواست مردم و آرمان انقلاب نداريم.يوسفيان با بيان اينكه احمدى نژاد معتقد بود در اين ۵ ۶، ماه از رياست دولت توانسته به اين خواسته هاى مردم پاسخ دهد گفت: رئيس جمهور به سفر خود به نيويورك اشاره كرد و گفت: سفر به نيويورك را با تمام تهديداتى كه عليه شخص بنده و هواپيما وجود داشت توانستيم انجام دهيم و آن نتيجه  همان موج دوم است. يوسفيان تصريح كرد: احمدى نژاد در اين جلسه گفت در جريان هستيم كه هدايت اين جريان يك امداد غيبى است و اين حركت در هفت، هشت سال آينده ادامه مى يابد.عضو فراكسيون اصولگرايان درخصوص اظهارات احمدى نژاد در مورد بحث هسته اى گفت: رئيس جمهورى عنوان كرد اين مانورهاى قدرت نمايى كه اعضاى شوراى امنيت در مجامع عمومى دارند غير از آن چيزى است كه در تماس هاى فردى خود مطرح مى كنند.يوسفيان ادامه داد: احمدى نژاد گفت تمام اعضاى شوراى امنيت سازمان ملل بدون استثنا وقتى از جمع خارج مى شوند نظر به تعامل دارند و به حدى در چانه زنى قيمت را پايين گرفتند كه پيشنهاد يك روز توقف غنى سازى را مى دهند اين سر و صداى جمعى آنها ناشى از جوى است كه بر جريان جلسات مجمع عمومى شوراى امنيت و آژانس سايه افكنده است.وى گفت: احمدى نژاد اظهار اميدوارى كرد بتوانيم اين جو حاكم بر جلسات عمومى شوراى امنيت را بشكنيم. آنها كه مى گفتند كشور ايران متوقف است و نمى تواند با دنيا پيش برود مى گوييم بسم  الله اين ايران هسته اى.يوسفيان در ادامه درخصوص اظهارات احمدى نژاد در مورد سفرهاى استانى اش گفت: برخوردهايى كه در سفرهاى استانى از سوى مردم صورت مى گيرد يادآور صحنه هاى اوايل انقلاب است.نماينده آمل تصريح كرد: آقاى احمدى نژاد به نقل از نماينده ولى فقيه در استان كهكيلويه نقل كردند كه در ياسوج تاكنون چنين موج مردمى را در جاى ديگر تجربه نكرده بوديم. در سفرهاى استانى ديگر نيز مردم در تجمعات بيهوش مى شدند كه آنها را با آمبولانس خارج مى كردند.يوسفيان گفت احمدى نژاد اين نحوه اظهار علاقه مردم را نشانه عواطف و احساسات مردم به موج جديد مى داند. همچنين به گزارش ايسنا رئيس جمهورى پيامبر عظيم الشان اسلام را نقطه نهايى كمال بشرى و الگوى انسان كامل براى همه بشريت دانست و گفت: در سال پيامبر اعظم(ص) بايد جهش و گام بلندى به سوى تحقق جامعه نبوى برداشته شود و در اين راستا دولت نقش مهمى بر عهده دارد.محمود احمدى نژاد ديروز در جلسه هيات وزيران نامگذارى سال ۱۳۸۵ به نام پيامبر اعظم(ص) را زمينه ساز بهره مندى بيشتر دولت و مردم از يك فرهنگ و مكتب كامل براى پيمودن سريع تر راه سعادت عنوان كرد .
 
 

 
2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 پرده پندار و استاد محمد تقی شریعتی
دوست و برادر عزیزم ، بتازگی یک وبلاگ نسبتا جدید را مدیریت می کند (پرده پندار) . آنها که با کلک خیال انگیز  آشنایند ، حتما ایشانرا می شناسند . به هر شکل زمانیکه با این وبلاگ آشنا شدم ، با این مطلب روبرو گشتم :

:: اندکی پیرامون

استاد محمد تقی شریعتی

 استاد محمد تقی شریعتی

* * * *

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  | 
 
 متفکر مسلمان و مدرنیسم

بنام یکتا بخشنده مهربان

سال جدید هم آغاز شد . سالی که می تواند آغازگر تحولات بسیار خوبی برای دوستداران تحول و دگرگونی و تلاش برای رهایی و آزادی و متفکران مبارز و ... باشد . این آرزوی قلبی همه مااست و به آن امید ادامه می دهیم که این مسائل تحقق یابد .

از دوستانیکه مارا با (ای) میل هایشان راهنمایی نمودند کمال تشکر را داریم ( علل خصوص رضا . ع عزیز ) ، به هر شکل اولین پست این سال را با مقاله مفهومی جناب آقای ناقد ، در دوبخش خدمتتان ارائه می کنیم .

البته این مقاله روشنگر مسائل بسیاری است ، اما هدف ترویج یک ایدئولوژی خاص است که آندسته از همراهانیکه تابحال یاریمان کرده اند ، کم و بیش با آن آشنایند !

به هر شکل ما نیز آرزو داریم تا در این مسیر اگرچه با ما آشنایید ، ولی صمیمی گردید و راهنما باشید .

ان شاا..

مقاله زیر - نقد روشنفکری بی تحرک اسلامی امروز است ( و صد البته بی توجهی به روشنفکران دیروز ! ) ، که این درد و دغدغه ایی است برای همه متفکران و اندیشمندان و محققان و ... امروزمان !؟!

 

متفکران مسلمان و مدرنيسم

بررسی کتاب « آرمان و واقعيت اسلام »

خسرو ناقد

قسمت (1)

در دو دهه‌ی اخیر تعداد بیشماری کتاب به‌زبان‌های مختلف درباره‌ی اسلام و سرزمین‌های اسلامی در کشورهای غربی منتشر شده که از لحاظ وسعت نشر و بخش و تنوع موضوع تاکنون بی‌سابقه بوده است؛ و احتمال ‌می‌رود که در سالهای پایانی قرن بیستم نیز گسترش بیشتری یابد و حتی در سده‌ی آینده هم این روند ادامه پیدا کند. اما متأسفانه بخش اعظم این آثار توسط خبرنگاران، روزنامه نگاران و یا نویسندگان دون مایه‌ای نوشته شده است که شناختی اندک و خام از مشرق زمین و به‌ویژه از اسلام دارند. اینان اغلب پس از سفر یا اقامت نسبتاً کوتاهی در یکی از کشورهای شرقی کتابی به‌رشته‌ی تحریر ‌می‌کشند و از سر تفنن به‌داوری درباره‌ی ملت ها و سرزمین هایی ‌می‌نشینند که عمق ریشه های ستبر فرهنگ و تمدنشان به‌آغاز تاریخ مکتوب انسان ‌می‌رسد . در این نوع کتاب‌‌ها غالباً از پی‌بردن به‌نهان فرهنگی جوامع شرقی اعراض ‌می‌شود و بیشتر گزارشی است از مشاهدات نویسنده درباره‌ی رویدادهای سیاسی روز و ظواهر زندگی و آداب مذهبی مردمان این جوامع که برای جلب خریداران و خوانندگان بیشتر با پیشداوی‌‌ها متعارف و صحنه‌‌های ساختگی نیز همراه است .
نویسندگان کتاب‌‌هایی از این دست حتی با زبان مردمان این سرزمین‌‌ها نیز آشنا نیستند؛ ولی با زیرکی خاصی ‌می‌کوشند تا با به‌کار گرفتن چند اصطلاح عربی یا فارسی این توهم را در خوانندگان کتاب‌‌هایشان بوجود آورند که نویسنده‌ی کتاب درباره‌ی آنچه نوشته است تبحر و تخصص کافی دارد. مهمتر از همه اینکه حوادث کم اهمیت سیاسی و وقایع زودگذر تاریخی را بهانه قرار ‌می‌دهند تا از این طریق دعوی‌‌های بی‌معنی خود را به‌اثبات رسانند. البته به‌این نکته هم باید اشاره کرد که نظیر چنین گزارش‌‌ها و کتاب‌‌ها و داوری‌‌های بی پایه و اساس در نزد نویسندگان و رزونامه نگاران کشورهای شرقی نیز یافت ‌می‌شود. اینان نیز، چشم سر گشوده و چشم جان بسته، به‌غرب ستیزی گنگ و مبهمی دچار شده و در داوری‌‌های شتابزده‌ی خود، تنها چشم به‌دیدن خطاها و زشتی‌‌های جوامع غربی گشوده اند؛ بی آنکه از عواملی که در غرب سبب شکوفایی استعدادها و رشد و گسترش هنرهای گوناگون شده است سخنی به‌میان آورند و یا سهمی در یافتن راه‌‌های آگاهانه و عادلانه‌ی داد و ستد فرهنگی و فکری میان شرق و غرب داشته باشند. آثار چنین نویسندگانی، خواه در غرب و خواه در شرق، بنابر خصلت عوامفریبانه‌ای که دارند، برای مدت کوتاهی جار و جنجال به‌پا ‌می‌کند؛ ولی پایدار نمی‌‌ماند و چه زود به‌دست فراموشی سپرده ‌می‌شود.
خوشبختانه در میان کتاب‌‌هایی که اخیراً در مورد مشرق زمین در کشورهای غربی منتشر شده است، آثاری نیز یافت ‌می‌شود که اگر چه شمارشان اندک است، ولی نویسندگان این آثار به‌طور جدی خود را با فرهنگ و تاریخ و تمدن سرزمین‌‌های شرق مشغول داشته و کتاب‌‌هاشان حاصل پژوهش‌‌های گسترده، مطالعات همه جانبه و فعالیت‌‌های علمی طاقت فرسایی است که چه بسا عمری بر سر آن گذارده شده است. این گروه از پژوهشگران و دانشمندان غربی بر اساس تحصیلات و مطالعات و تخصصی که دارند، و نیز به‌سبب وسعت و عمق زمینه‌ی تحقیقاتیشان، به‌ناچار گستره‌ی تألیفات و بررسی‌‌های خود را به‌یکی از جنبه‌‌های تاریخ و تمدن مشرق زمین و فرهنگ و معارف اسلامی محدود کرده اند. اینان صادقانه و مخلصانه قدم در راه شناختن و شناساندن فرهنگ و تمدن و تاریخ شرق گذارده و از این طریق نه تنها چشم مردمان باختر زمین را تا اندازه‌ای بر روی حقیقت فرهنگ خاور زمین گشوده، بلکه به‌ما نیز در آشنایی بهتر و بیشتر با میراث فرهنگی نیاکانمان یاری رسانده اند .

با این وصف هنوز در این زمینه کمبودهای اساسی و مهمی احساس ‌می‌شود که تلاش در رفع آنها در درجه‌ی اول در حیطه‌ی وظایف و مسئولیت‌‌های متفکران سرزمین‌‌های شرقی است. برای مثال در حال حاضر به‌دشواری ‌می‌توان آثاری را به‌زبان‌‌های اروپایی یافت که از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر و بر اساس سنتهای اسلامی، به‌تحقیق و بررسی درباره‌ی اسلام و ابعاد گوناگون آن پرداخته و در عین حال در مقام پاسخگویی به‌مسایل دنیای مدرن نیز برآمده باشد. این کمبود به‌ویژه در موقعیت کنونی بیش از پیش احساس ‌می‌شود و چیزی نخواهد گذشت که به‌مسأله‌ای حیاتی تبدیل خواهد شد؛ زیرا جهان اسلام دیر زمانی است که با مسایل و پیچیدگی‌‌های یک جامعه‌ی مدرن، و نیز با علوم جدید و تکنولوژی پیشرفته، درگیر شده است؛ ولی اندیشمندان و روشنفکران این جوامع تاکنون کمتر توانایی (و یا فرصت و امکان) آنرا داشته اند که با حفظ هویت و اصالت ملی – اسلامی خود، به‌مسایل اساسی و حیاتی عصر حاضر، به‌ویژه به‌مکاتب مدرنی که به‌هر حال ذهن نسل جوان را به‌خود مشغول داشته است، بپردازند و راه حل‌‌های مناسبی ارائه دهند. با کمال تأسف باید اذعان کرد که ما ایرانیان نیز از این قاعده مستثنی نبوده ایم و مدت زمان نسبتاً طولانی است که کمتر از آنچه شایسته‌ی دارندگان گنجینه‌ی گرانبهای فرهنگ و اندیشه‌ی ایرانی – اسلامی است، به‌آن پرداخته و در شناختن و شناساندنش کوشش نموده‌ایم. اغلب روشنفکران ما، خاصه در یک صد سال اخیر، به‌جای بهره مندی از فرهنگ و تمدن ایرانی و اندیشه و معارف اسلامی – به‌ویژه چشمه‌ی جوشان عرفان و فلسفه‌ی اشراق – راه سهل و بی تکلفِ پذیرش ناآگاهانه‌ی ارزشها و معیارهای فرهنگی بیگانه را در پیش گرفته اند؛ بدون آنکه از فرهنگ و تمدن غرب شناختِ انتقادیِ کافی داشته، و یا نیازها و سازگاری جامعه‌ی خود را به‌خوبی سنجیده باشند. در این رهگذر از توانایی‌‌ها و قابلیت‌‌های فرهنگ ملی خود نیز غافل مانده اند و در نتیجه به‌استمرار و پیوند آن با دانش و تکنولوژی جدید باور ندارند. بدیهی است که پیامد دور ماندن از اصل خویش، پیدایش بحران هویت و عدم اعتماد به‌نفس است که هم اکنون نشانه‌‌های بارز آن در میان جامعه‌ی روشنفکری ایران پدیدار شده است. البته کم نیستند اندیشه ورزان و دانش پژوهانی که چه در ایران و چه در دیگر سرزمین‌‌های شرقی، علی رغم دشواری‌‌ها و موانعی که در سر راهشان قرار دارد، سالهاست خود را با مسایل مختلف – و از آنجمله با مسأله‌ی برخورد و تأثیرپذیری فرهنگ‌‌ها – مشغول داشته و در این زمینه آثار ارزشمندی نیز عرضه کرده اند؛ ولی بازتاب کوشش‌‌ها و تأثیر تلاش‌‌های اینان در مرزهای کشورهایشان محدود مانده است .
یکی از معدود متفکرانِ ایرانیِ مسلمان که در آثارش کوشیده است تا در راه رفع این کمبود گام بردارد و به‌مسایل مهمی که مسلمانان، به‌خصوص جوانانِ مسلمانِ کشورهای مختلف، در حال حاضر با آن روبرو هستند، بپردازد و تا اندازه‌ای نیز موفق شده است که نظر اندیشمندان و روشنفکران را در شرق و غرب به‌آرا و افکار خود جلب کند، دکتر سید حسین نصر، رئیس سابق انجمن فلسفه‌ی ایران و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جورج واشینگتن آمریکاست. از این فرزانه‌ی ایرانی تا کنون نزدیک به‌پنجاه اثر انتشار یافته است که تقزیباً همه‌ی آنها به‌زبانهای گوناگون ترجمه شده و برخی از آنها چند بار تجدید چاپ شده است. به‌تازگی و برای نخستین بار دو کتاب از وی به‌زبان آلمانی نیز ترجمه شده که عنوان اولین کتاب «معرفت و امر قدسی»1 و دومین اثر «آرمان و واقعیت اسلام»2 است. معرفی و نقد کتاب اخیر که اواسط سال 1993 میلادی به‌قطع کتابهای جیبی و در سطح وسیعی در کشورهای آلمانی زبان نشر و پخش شده، مقصود نوشته‌ی حاضر است .

* * *

مجموعه مقالات به هم پيوسته ای که در کتاب «آرمان و واقعيت اسلام» فراهم آمده است، حاصل و چکيده ی سلسله سخنرانی های دکتر سيد حسين نصر است که در سال تحصيلی 1964 - 65 ميلادی در دانشگاه آمريکايی بيروت ايراد گرديد و نخستين بار در سال 1966 به صورت کتاب به‌زبان انگلیسی به‌چاپ رسید.3 کتاب دارای یک پیشگفتار و شش فصل است :

فصل اول) اسلام: آخرین دین اصیل؛ مشخصات عام و ویژگی‌‌های آن.
فصل دوم) قرآن: کلام الله؛ سرچشمه‌ی معرفت و سلوک
.
فصل سوم) پیامبر و سنت پیامبری: خاتم الانبیا‌ی و انسان کامل
.
فصل چهارم) شریعت: احکام الهی؛ هنجار اجتماعی و انسانی
.
فصل پنجم) طریقت: عرفان و ریشه‌‌های آن در قرآن
.
فصل ششم) سنی و شیعه: شیعه‌ی اثناعشریه و اسماعیله.

نویسنده در آغاز کتاب و پیش از آنکه به‌موضوع اصلی، یعنی اسلام و مسایل مربوط به‌آن در عصر جدید بپردازد، اشاراتی دارد به‌مفهوم کلی دین، رابطه‌ی خدا و انسان و نیازهای معنوی و روانشناختی انسان‌‌ها. وی با توجه به‌ریشه‌ی واژه‌ی دین در زبان لاتین (religio) که به‌معنای «بازپیوند» است، ‌می‌نویسد: «دین آن چیزی است که انسان را به‌حقیقت پیوند ‌می‌زند. هر دینی در نهایت دارای دو جز‌ی اساسی است که بر آنها بنا شده است: آموزش و روش. این دو بخش مشترکاً امکان بازشناختنِ واقعیت از شبه واقعیت؛ و نیز امکان تشخیص میان آنچه ارزش مطلق دارد و آنچه ارزش نسبی دارد را فراهم ‌می‌آورد. تمام ادیان توحیدی و راست باور/ حنیف (orthodox) بر این دو جز‌ی بنیادی استوارند. هیچ دینی، چه اسلام و چه مسیحیت، چه کیش هندویی و یا آیین بودایی، بدون آموزش درباره‌ی اینکه مطلق چیست و نسبی چیست، نمی‌تواند توفیق بیابد و پایدار بماند. تنها زبان تعالیم در سنت‌‌های دینی گوناگون متفاوت است. همچنین هیچ دینی نمی‌تواند پا برجا بماند، بدون روشی که به‌انسان چگونگی متمرکز کردن تمام قوای خود را به‌حق نشان دهد؛ تا از این طریق بتواند واقعیت نسبی را به‌حقیقت مطلق پیوند زند. به‌زبان ساده تر: آموزش دینی چیزی نیست جز تفاوت گذاشتن میان مطلق و نسبی؛ و روش دینی طریق پیوند واقعیت نسبی است به‌حقیقت مطلق. بی سبب نیست که در همه‌ی ادیان، به‌ویژه در اسلام، رابطه میان انسان و خدا، میان آنکه نسبی است و آنچه مطلق است، از اهمیت بنیادی برخوردار است . »

در مقاله‌‌های این کتاب سعی شده است تا اصول اساسی اسلام و آنچه در همه‌ی شاخه‌‌های گوناگون این دین اعتبار دارد، به‌گونه‌ای برجسته نشان داده شود. با وجود این در بررسی معتقدات اهل سنت و شیعه، بر تفاوت‌‌ها موجود میان این دو شاخه‌ی اصلی در اسلام سرپوش گذارده نشده است؛ زیرا نویسنده بر این باور است که این تقاوت‌‌ها در چشم انداز آینده‌ی اسلام جایگاه خود را داراست. دکتر نصر برای عرفان اسلامی و تأثیرات آن در حیات اجتماعی و فکری اسلام اهمیت خاص قایل است. از این رو فصل جداگانه‌ای را به‌بحث و بررسی در این زمینه اختصاص داده است .

« پایان قسمت اول »

 

 

 

 

2 نوشته شده در    توسط A-M  |